آگاه: رویدادهای بزرگ سینمایی همواره به تقویمهای مشخص متکی بودهاند، اما سینمایی که چشم در چشم حماسه دارد، تقویم خود را با ضربان قلب میدان تنظیم میکند. انتقال «نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت» از بهار به آبان ۱۴۰۵، فرصتی مغتنم برای همگرایی بیشتر میان سازندگان و وقایع روز فراهم کرده است. وقتی جغرافیای پیرامون ما هر روز آبستن حماسهای تازه است، هنر هفتم رسالتی فوریتر پیدا میکند: ثبت بیدرنگ تاریخ پیش از آنکه غبار زمان بر چهره واقعیت بنشیند. این جشنواره در این مقطع، ویترینی برای بازتاب شجاعتهای زندهای است که در گوشهوکنار جبهه مقاومت رقم میخورد؛ عرصهای که ارزش آن دقیقا در تازگی، اصالت و پیوند مستقیم با باورهای مردم خلاصه میشود.
ثبت حماسه در لحظه
واقعیت این است که هنر تصویری امروز وظیفهای خطیرتر از گذشته بر دوش دارد. در دورانی که صحنههای مقاومت با نبردهای پیاپی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بازتعریف میشوند و هر روز خبر تازهای از استقامت مردم در غزه و جنوب لبنان به گوش میرسد، ثبت این لحظات نباید به فردا موکول شود. فراتر از مرزها، حتی در داخل کشور و نوار جنوبی، مدافعان امنیت در برابر تحرکات و تعرضهای گاهوبیگاه، جان بر کف نهاده و خالصانه در این مسیر به شهادت میرسند.
این جانفشانیها نیازمند ثبت فوری و ماندگاری در حافظه تاریخی ملت ایران است. هنر سینما بهترین بستری است که میتواند تا تنور این حماسهها داغ است، خونهای پاک و پایداریهای خالصانه را ماندگار کند. مخاطب امروز تشنه دیدن همین واقعیتهای زنده و لمس فداکاریهایی است که همین حالا در جریان است، نه روایتهایی که بعد از سالها و با فاصله زمانی طولانی بازگو شوند.
مستندنگاری دلی
بخش اعظمی از سنگینی این رسالت تاریخی، همواره بر دوش مستندسازانی بوده است که دلی و خودخواسته به دل حادثه میزنند. آنان که بدون چشمداشت به رویههای زمانبر اداری، دوربین به دست گرفتند تا آینه تمامنمای مقاومت در برابر هجوم دشمن باشند. اما باید هوشیار بود که سرعت در ثبت، به هیچ عنوان نباید بهانهای برای افت کیفیت باشد. اصرار بر ثبت آنی وقایع، نباید باعث شود که آثار به سمت و سوی تولیدات سطحی، سرسری و فاقد فرم هنری لغزش پیدا کنند.
سینمای مقاومت، بیش از آنکه به شتابزدگی خبری نیازمند باشد، به عمق روایت محتاج است. یک مستند یا اثر تصویری نباید تنها به این دلیل که بهروز است، ارزشمند تلقی شود؛ بلکه باید هنر ماندگاری داشته باشد. نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت نباید به تریبونی برای فیلمهای سطحی که تنها با موجسواری لحظهای ساخته شدهاند، بدل شود، بلکه باید بستری برای آثاری باشد که ضمن دارا بودن عنصر زمانمندی، از پختگی فرمی و عمق انسانی نیز برخوردارند.
آبان ۱۴۰۵ میتواند هنگامه قدرشناسی و درخشش همین مستندسازان میدانی باشد که هنر را با واقعیت گره زدهاند. پیوند زدن این نگاههای صمیمی، دغدغهمند و حاضر در صحنه به بدنه اصلی جشنواره، غنای مضمونی کمنظیری ایجاد میکند. سینمای داستانی ما نیز میتواند از آبشخور همین مستندهای اصیل سیراب شود؛ یاد بگیرد که چگونه از دل هر خبر شهادت، هر ایستادگی در مرزهای جنوب و هر مقاومت شهری در لبنان و فلسطین، آثاری پرکشش، انسانی و باورپذیر خلق کند که پیام شجاعت انسان مومن را به روشنترین و هنریترین شکل به تصویر بکشد، بیآنکه در دام کلیشههای خبری گرفتار شود.
پیوند وجدانهای بیدار با حقیقت
پسوند «بینالمللی» در نام این جشنواره، در آبان رسالت پررنگتری خواهد داشت. در فضایی که رسانههای معاند تلاش میکنند حقیقت تجاوزگریها را بپوشانند، فیلمسازان مستقل و وجدانهای بیدار در نقاط مختلف جهان در پی فهم حقیقت و بازنمایی آن هستند. دفاع از خاک، وطن و حریم انسانیت زبانی مشترک دارد که هر چشم منصفی آن را درک میکند. این رویداد باید مامن و تجلیگاه آثاری باشد که جسورانه حقانیت مردم مظلوم و ایستادگی رزمندگان را در برابر اشغالگری و ترور ثبت کردهاند. این جشنواره بستری است تا فیلمسازان حقیقتطلب گرد هم آیند و نشان دهند که خون پاک شهیدان و اراده ملتها در برابر زورگویی، در هیچ حصار رسانهای محصور نخواهد ماند.
نظر شما