مرضیه کیان
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
پایان حماسی نگهبان دژ زیرزمینی
مرضیه کیان، خبرنگار- روایت نهم، قصه سردار شجاعی است که سقف آسمان ایران را با دست خالی محکم کرد؛ داوود شیخیان، فرمانده پدافند هوایی نیروی هوافضای سپاه که باور داشت برای دفاع از ناموس و خاک نباید چشم به راه آهنپاره بیگانه ماند. مردی که در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در عمق زمین جان فدا کرد تا آسمان بالای سر ما امن بماند.
-
روایت یتیمی یک امت در سوگ پدری آسمانی
خلاصه داغی که بر پیشانی تهران نشست
مرضیه کیان، خبرنگار، دیروز تهران شبیه هیچ روز دیگری نبود؛ خیابانها به رودخانهای خروشان و بیانتها از جمعیت تبدیل شده بودند که در بهت و سوگ عمیقی فرورفته بودند. پیکر رهبر شهید بر دوش مردمی روان بود که هر گوشه این شهر، مرثیه یتیمی میخواندند.
-
بامداد قطعه فانوس و بغض بیپایان پایتخت
از خلوتهای صبحگاهی تا وداع میلیونی
مرضیه کیان، خبرنگار: گاهی عظمت یک داغ چنان بر شانههای یک ملت سنگینی میکند که تمام واژهها، ترکیبها و استعارهها برای توصیف ابعاد آن قاصر میمانند. در روزهایی که خیابانهای پایتخت غرق در ماتم است و صدای نوحه، عزا و مرثیههای جانسوز از هر کوی و برزن، از مساجد قدیمی مرکز شهر تا میدانهای وسیع و مدرن به گوش میرسد، در میان این سیلاب اشک و اندوه که گویی تمامی ندارد، تصویری متفاوت، رازآلود و به شدت عمیق در ذهن نقش میبندد.
-
رهبری که با شعر زندگی میکرد
سوگوارانهای در وداع با امین شعر و کلمه
مرضیه کیان، خبرنگار: اینجا آخرین میعادگاه است. بوی اسپند و گلاب با غبار خاک درهم آمیخته و جمعیت چون رودی بیقرار و خروشان موج میزند. همه آمدهاند برای وداع با مردی که سالها بار سنگین یک امت را بر دوش میکشید. اما در میان این هیاهوی بیپایان و سینهزنیهای ممتد، در لابهلای این سوگ عظیم که آسمان را هم به گریه واداشته است، گوشهای از ذهن من گیر کرده است پیش کلمهها، پیش دفترهای شعر، پیش وزن و قافیههایی که امروز یتیم شدهاند.
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
پایان تلخ زنی که نامش شیرین بود
مرضیه کیان، خبرنگار: روایت هشتم قطعه ۴۲، قصه زنی است که ۲۷ سال پشت دیوارهای بلند و سیمانی زندان، جوانی داد. شیرین اسماعیلی، کارمند پشتیبانی اوین، دلی به لطافت پروانه داشت و منتظر روزهای بازنشستگی بود تا بوم نقاشی به دست بگیرد، اما غرش موشک صهیونیستها، آوار را روی سر آرزوهای مادرانه او ریخت.
-
وقتی ملت برای بزرگان خود به پا میخیزد
بدرقههای تاریخی
مرضیه کیان، خبرنگار: روی ساحل که مینشینی چشم تا لب آسمان آب میبرد؛ همان آبی که روزی پیری میگفت تهش را دیده. میگفت آدم آخر دنیا را که ببیند میفهمد هیچ چیز نیست، جز یک چیز: آن لحظهای که جمعیت تابوت را روی دوش میگیرد و شهر یکپارچه سیاه میشود. در ایران و جبهه مقاومت، بزرگترین تقدیرها نه در سالنهای مدالدهی که در تشییعها رخ میدهد. از آیتالله بروجردی که تهران را بههم ریخت تا سردار سلیمانی که شهرها را لرزاند، همه یک نقطه مشترک دارند: مردمی که یکباره دریا میشوند و تابوت را مثل امانتی مقدس تا حرم میبرند. این روزها دوباره منتظریم؛ دوشنبه ۱۵ تیر تهران میلرزد، پنجشنبه ۱۸ تیر مشهد سرود «لبیک یا حسین (ع)» میخواند و پیکر امام مجاهدی که در محاصره عشق بهخاک سپرده میشود، آخرین فصلی از این دفتر کهنه است.
-
امیرالمومنین امام علی (ع) چطور خیبرشکنی کرد
یهود چگونه پیمانشکنی میکند
مرضیه کیان، خبرنگار: تاریخ همیشه آبستن حوادث شگرف است. تقابل حق و باطل در گذر زمان، صحنههایی خلق میکند که تا ابد بر تارک زمان میدرخشد. ماجرای خیبر یکی از این نقاط عطف است. داستانی پر از فراز و نشیب که در آن، خباثت و پیمانشکنی یهود در برابر اراده پولادین سپاه اسلام صفآرایی کرد. وقتی دیوارهای بلند و دژهای تو در توی خیبر، پناهگاه توطئهگران شد، تنها یک معجزه میتوانست این غده سرطانی را از پیکره حجاز پاک کند. نفسها در سینه حبس شده بود و نگاهها به دستان پیامبر دوخته میشد تا پرچم فتح را به دست کسی بسپارد که تار و پود وجودش با شجاعت و ولایت گره خورده است. بنا داریم به اعماق تاریخ سفر کنیم تا ببینیم چگونه خورشید حیدر از پس ابرهای ناامیدی طلوع کرد و افسانه شکستناپذیری قلعههای یهود را برای همیشه درهم شکست. نبردی که نشان داد حقیقت، هرگز اسیر دیوارهای سنگی نمیشود.
-
روایتی از معمار قانون اساسی در چهلوپنجمین سالگرد
از برفهای هامبورگ تا خاکستر خونین سرچشمه
مرضیه کیان، خبرنگار گروه فرهنگ: به دو تصویر خیره میشوم؛ بارها و بارها. عکس اول، مردی است بلندقامت با عبایی تیره که در مه غلیظ و سرمای استخوانسوز کنار دریاچه آلستر هامبورگ قدم میزند. نگاهش نافذ است و انگار دارد هندسه یک جهان جدید را در ذهنش ترسیم میکند. عکس دوم اما، تلی از خاکستر و آهنپاره در سرچشمه تهران است؛ غروب خونین هفتم تیر. بین این دو قاب، یک اقیانوس فاصله است، اما یک رشته نامرئی آنها را به هم میدوزد: اندیشه مردی که جهان را دید، قانون را شناخت و عاقبت با خون خود، پای آن قانون مهر تایید زد. امروز که در آستانه چهلوپنجمین سالگرد شهدای فاجعه هفتم تیر ایستادهایم، ذهن قصهپرداز من نمیتواند از این تضاد غریب عبور کند. چطور میشود کسی سالها در مهد نظم و دیسیپلین اروپا زندگی کند، مکاتب مادی را از نزدیک لمس کند و بعد با چمدانی از تجربههای جهانشمول برگردد تا روح مقاومت و ایثار را در کالبد کلمات یک قانون اساسی بدمد؟ این روایت خون و کلمه است.
-
۴۵ سال ایستادگی یک رهبر خستگیناپذیر
روایــــت حــــافــظ هفت
مرضیه کیان، خبرنگار: همیشه با خودم به «اگر»های تاریخ فکر میکنم. به اینکه اگر آن روز بلندگوی مسجد ابوذر سوت نمیکشید چه میشد؟ اگر سخنران تنها چند سانتیمتر عقبتر نمیرفت، اگر آن بمب کینهتوزانه کمی زودتر یا دیرتر عمل میکرد، مسیر تاریخ چگونه رقم میخورد؟ تابستان ملتهب ۶۰، آبستن یکی از همین «اگر»های بزرگ بود. روزی که انفجاری مهیب در جنوب تهران، دست راست مردی را برای همیشه از کار انداخت تا نشانهای باشد بر یک عمر ایستادگی. او زنده ماند تا بار امانت یک ملت را بر دوش بکشد؛ با دستی که هرگز شبیه قبل نشد و دردی که تقریبا هیچ شبی او را رها نکرد و او دم برنیاورد. اما حالا، در این روزهای تلخ سال ۱۴۰۵، پس از دههها تحمل دردی خاموش که استخوانها را میتراشید، او سرانجام راحت خوابیده است. دست راست دیگر درد نمیکند و آن روح بیقرار، پس از ۴۵ سال مقاومت مدام، به یاران شهیدش پیوسته است.
-
خونخواه و جانفداییم
مرضیه کیان، خبرنگار: میگویند آدمی اگر بداند دقیقا در چه روزی و چه ساعتی میمیرد، دیوانه میشود. میگویند قلب انسان طاقت کشیدن بار «مرگآگاهی» را ندارد. اما تمام عظمت این قصه به همین است؛ به مردی که میدانست ته این جاده کجاست، میدانست زیر کدام آفتاب، روی کدام خاک و با ضربه کدام شمشیر کار تمام میشود، اما باز هم افسار اسبش را کشید و راه افتاد.
-
روایتی از مسیر بیبازگشت یک نابغه فیزیک پلاسما
فرار از کالیفرنیا؛ پرواز در کوههای جبلعامل
مرضیه کیان، خبرنگار: تصور کنید مردی در یک خودروی کروک در خیابانهای مرفه کالیفرنیا نشسته است. او بهترین امکانات رفاهی را دارد، در معتبرترین دانشگاههای جهان یعنی برکلی درس خوانده، کرسی استادی در انتظار اوست و آیندهای درخشان در ناسا برایش تضمین شده است. در دنیای امروز، شاید چنین آدمی روبهروی دوربین گوشیاش بنشیند، عینک آفتابی گرانقیمتی به چشم بزند و با ادبیاتی شبیه به «برقراری عزیز؟» برای ما که درگیر هزاران دغدغه روزمره هستیم، نسخههای موفقیت و تفکر مثبت بپیچد و بگوید اگر ندارید، چون خودتان نخواستهاید.
-
خیال خام منافقین و معجزه ارادت در حرم رضوی؛ مروری بر حادثه ظهر عاشورای سال ۱۳۷۳
خون ریخت؛ ارادت جوشید
مرضیه کیان، خبرنگار: عقربههای ساعت روی ظهر عاشورای سال ۱۳۷۳ قفل شده بود و بوی گلاب و اشک، صحنهای حرم امن رضوی را در آغوش کشیده بود؛ درست در همان لحظاتی که دلها به ضریح گره خورده، کینهای سیاه به شکل بمبی مهیب در حریم خورشید منفجر شد تا پیکر ۲۶ زائر بیگناه و بیش از ۳۰۰ مجروح، فرش مرمرهای خنک حرم شود. ۳۲سال پیش، طراحان این جنایت شوم پنداشتند با به خاک و خون کشیدن آرامشبخشترین پناهگاه ایران، ریشه ارادت مردم را میخشکانند، درهای زیارت را میبندند و ستونهای جمهوری اسلامی را به لرزه درمیآورند. اما این تنها یک خیال خام بود که گذر زمان، باطل بودنش را به رخ کشید؛ چرا که از دل خاکستر آن فاجعه، ققنوسی از عشق سر برآورد. امروز که بیش از سه دهه از آن دوشنبه خونین میگذرد، آن آتش کینه نهتنها مسیر ضریح را خلوت نکرد، بلکه معجزه ارادت، سیل زائران را دهها برابر و صف خادمان حریم شمسالشموس را بیانتها ساخته است.
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
تسبیح شاهمقصود و سلام آخر
مرضیه کیان، خبرنگار: هفت هفته شد که رخت عزا به تن دارم و در قطعه ۴۲ قدم میزنم. رخصت بدهید، امروز نقل یک پهلوان ۲۹ ساله از محله پیروزی را عرض کنم. آقا مصطفی غریبشیرنگی، متولد ۱۳۷۴، همان جوان دائمالوضو که شامگاه ۲۳ خرداد با کینه صهیونیستها پر کشید. پیکر پاکش شب میلاد آقا امام کاظم (ع) رخ نشان داد. بنشینید تا برایتان از یک عشق برفی و یادگاری تسبیح شاهمقصود بگویم؛ قصه جوانی که با وضو رفت و مردانه سلام آخر را داد.
-
چــشمان میــناب
مرضیه کیان، خبرنگار: تصویرها بزرگ بودند و مبهوتکننده؛ یکراست زل میزدند توی چشمهایت. همین نگاه خیره کافی است تا وسط هیاهوی میدان تجریش، قدمهایت سست شود و روزت به هم بریزد.
-
عبور از مرزهای سوگ؛ جستوجوی حریت در کاروان ناتمام حج
عاشورا، تقابل جاودانه آزادگی با بندهای حقیر دنیاست
مرضیه کیان، خبرنگار: بوی اسپند دود شده، بوی گلاب ناب کاشان، صدای برخورد زنجیرها بر شانههای خیس از عرق و چشمهایی که در تلاقی با کتیبههای سیاه محتشم، بیامان میبارند.
-
تجارت خونین اسلحهسازان در سایه سکوت سنگین رسانهها
سهام با طعم خون؛ کاتالوگ زنده مرگ در لامرد
مرضیه کیان، خبرنگار: جنگها پیش از آنکه در میدان نبرد آغاز شوند، در اتاقهای هیاتمدیره شرکتهای عظیم تسلیحاتی طراحی میشوند؛ حقیقتی که همواره در میان دود و آتش انفجارها از نگاه رسانهها پنهان میماند. وقتی در نهم اسفند ۱۴۰۴، موشکهای ناشناخته و آزمایشنشده بر سر مردم بیدفاع لامرد و کودکان مدرسه میناب فرود آمد، تیتر یک تمام خبرگزاریها به آمار جانباختگان و ویرانیها اختصاص یافت. اما هیچ دوربینی به سمت تابلوهای بورس والاستریت نچرخید تا ببیند چگونه با هر قطره خونی که بر زمین میریخت، سهام غولهای اسلحهسازی سبزتر میشد.
-
روایتی از تداوم فرهنگ مقاومت در سالروز درگذشت سردار ملی
عیار تبریز؛ قصه خاکی که تسلیم نشد
مرضیه کیان، خبرنگار:بیستوهشتم ذیالحجه، یادآور خاموشی مردی است که نام او در تاریخ این سرزمین با مفهوم ایستادگی و غیرت گره خورده است. تاریخ ایران پر از نام سردارانی است که برای خاک و آزادی جنگیدهاند، اما نام ستارخان با مفهوم دیگری از مقاومت پیوند دارد. سردار ملی ایران، نه یک اشرافزاده بود و نه یک نظامی تعلیمدیده در آکادمیهای غربی؛ او لوطی و عیاری از دل کوچه پسکوچههای امیرخیز تبریز بود. امروز و در سالروز درگذشت او، بیش از آنکه نیازمند بازخوانی وقایع تقویمی و شرح جنگهای محله به محله باشیم، نیازمند فهم «فرهنگ مقاومت» هستیم؛ فرهنگی که ستارخان تنها یکی از نمادهای برجسته آن در تاریخ معاصر است و جریان آن همچنان در رگهای جامعه ایران تپش دارد.
-
گرامیداشت نخستین سالگرد شهدای حماسه ۱۲ روزه ایران مقتدر
ققنوسهای خرداد؛ روایتی از ۱۲ روز خون و مقاومت
مرضیه کیان، خبرنگار: : یک سال گذشت؛ ۳۶۵ روز از آن بامداد پرالتهاب ۲۳خرداد ۱۴۰۴ که آسمان ایران با غرش جنگندهها و صفیر موشکها شکافته شد. جنگی ۱۲ روزه که با کینه دیرینه رژیم صهیونیستی و با خیال خام نابودی زیرساختهای هستهای و نظامی و حتی تغییر ساختار سیاسی این مرز و بوم آغاز شد و با ورود مستقیم آمریکا در دهمین روز، ابعادی جهانی یافت. اما آنچه در این ۱۲ روز رقم خورد، نه تسلیم بود و نه شکست؛ بلکه تجلی بینظیر فرهنگ ایثار و مقاومت بود. بیش از ۱۱۰۰ سروقامت، از فرماندهان ارشد و دانشمندان هستهای گرفته تا زنان و کودکان بیگناه، خون پاکشان را نثار این خاک کردند تا درخت تنومند استقلال ایران خشک نشود. مرثیهای حماسی را میخوانید بر ۱۲ روزی که در آن، ایران در برابر تمام کفر ایستاد، با «وعده صادق ۳» آسمان اشغالگران را تیره کرد و با مقاومتی عاشورایی، ثابت کرد که خون همواره بر شمشیر پیروز است.
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
بمب انرژی باشگاه پدل در قطعه ۴۲
مرضیه کیان، خبرنگار: ششمین هفته است که مسافر کوچههای بهشت زهرا (س) و قطعه ۴۲ شدهام. حکایت امروز ما، قصه تلخ اما حماسی بامداد بیستوسوم خرداد است. روایتی از پارسا منصورهزارجریبی، جوان ۲۶ ساله و گروهبان دوم وظیفه ارتش که تنها پنج ماه از خدمتش میگذشت. جوانی پرشور که در خواب ناز بود و با پهپاد کینهتوزانه دشمن، از رختخواب خانه به بالاترین درجات آسمان پر کشید و نامش برای همیشه جاودانه شد.
-
یادی از شهدای بیادعای حادثه تروریستی هفدهم خرداد سال ۹۶
روزی که تقویم در خون و خاکستر متوقف شد
مرضیه کیان، خبرنگار: درد گاهی شبیه شکستن بیصدای انگشتهاست؛ شبیه پسربچهای که برای اثبات شجاعتش، سنگهای سخت را میشکند و با وجود دردی که تا عمق استخوان و شقیقههایش میدود، فقط لبخند میزند تا کسی از آشوب درونش باخبر نشود.
-
روایتی متفاوت از سیره تبلیغی امام موسی کاظم (ع)
فتح قلوب در اوج خفقان
مرضیه کیان، خبرنگار: به مناسبت ولادت باسعادت امام موسی کاظم (ع)، زمان آن فرا رسیده است که از معرفیهای کلیشهای و مرسوم عبور کنیم و از دریچهای کاملا متفاوت به سیره ایشان بنگریم. در دوران حکومت عباسیان که خفقان سیاسی و سرکوب شدید به اوج خود رسیده بود، انجام هرگونه فعالیت تبلیغی هزینههای سنگینی داشت. با این حال، امام در همین فضای تاریک، دست به یک حرکت بزرگ، شگرف و کاملا فرهنگی زدند که متاسفانه در تاریخ ما تا حد زیادی مغفول مانده است.
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
غدیر خونین محله پیروزی
مرضیه کیان، خبرنگار: نزدیک به چهار هفته است که راوی احوالات شهدای قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) شدهام. مخاطبان جریده من میدانند که هر هفته، ورقی تازه از این دفتر گشاده میشود و به قدر وسع قلم و دواتم، از مردمان بیادعای این آب و خاک برایتان مینویسم. فیالحال در منزلگاه چهارم، نوک قلمدانم به نام پاسدار شهید «سعید عقیقی» متبرک شده است.
-
بازخوانی سیره سید آزادگان در قامت مدیر فرهنگی
استادی که دشمن را اسیر خویش کرد
مرضیه کیان، خبرنگار: بهانههای تقویمی و سالگردها، اغلب فرصتی برای تکرار مکررات و بازخوانی کلیشههای همیشگی از شخصیتهای بزرگ تاریخ معاصر ماست. هرگاه نام مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیاکبر ابوترابیفرد به میان میآید، ناخودآگاه ذهنها به سمت اردوگاههای تاریک و نمور بعثی، سالهای سخت اسارت، شکنجه، صبر و واژه آشنای «سید آزادگان» پر میکشد. بیشک او نماد بیبدیل مقاومت و پدر معنوی اسرای ایرانی در عراق است؛ اما در پس این تصویر باشکوه از یک اسیر صبور، یک «مدیر استراتژیک» و یک «استاد مدیریت فرهنگی» پنهان مانده است. شخصیتی که اگر ابعاد مدیریتی او در عرصه فرهنگ، بهدرستی واکاوی و استخراج میشد، امروز سیستم مدیریتی و فرهنگی ما با بسیاری از گرههای کور مواجه نبود.
-
طنین نوای حماسی شبانه که مرزها را درنوردید
وقتی روضه سنگر میشود
مرضیه کیان- خبرنگار: از شب دهم اسفند، خیابانهای شهر شاهد اتفاقی بیسابقه بود؛ تجمعاتی که نه در فضای محصور و مسقف تکیهها، بلکه در دل تاریکی شب و کف خیابانها شکل گرفت. مردمی که به جای نشستن در عزاداریهای سنتی، شانه به شانه هم ایستادند و با نوای مداحانی چون مهدی رسولی و دهها نفسگرم دیگر، حماسهای جدید را رقم زدند. این موج خروشان خیابانی، به سرعت از مرزهای جغرافیایی فراتر رفت و به صفحات گوشیهای هوشمند در سراسر جهان رسید.
-
اتصال دوباره اینترنت پس از یک فصل خاموشی و پردهبرداری از چهره بیرحم جنگ
آوار بغضها پشت پنجرههای باز شده
مرضیه کیان- خبرنگار: کلمهها داغاند؛ انگار از روی صفحه نمایشگر گوشیها زبانههای آتش بیرون میزند. پس از حدود سه ماه قطع بودن کامل اینترنت بینالمللی، حالا ۷۲ ساعت است که دوباره به دهکده جهانی متصل شدهایم. چند روز پیش بود که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت اعلام کرد که ظرف ۲۴ ساعت آینده اینترنت بینالمللی وصل خواهد شد و حالا ۷۲ ساعت از آن وعده میگذرد. اما این اتصال، شبیه باز کردن در خانهای است که ماهها بسته بوده و حالا با کوهی از آوار، خاکستر و خون مواجه شدهایم.
-
مرثیهای برای حنجرههای خاموش روی پشتبامهای شهر ما
سکوت گلدستهها؛ پایان عصر حنجرههای طلایی
مرضیه کیان، خبرنگار: شهرهای ما روزگاری با صدای نفسهای آدمهایش کوک میشد. پیش از آنکه دکمههای دیجیتال و فلشمموریها فرمانروای مطلق گلدستهها شوند، هر صبح، غروب و سحر، سمفونی بینظیری از حنجرههای خسته اما عاشق بر فراز پشتبامها طنینانداز میشد.
-
روایتی از قلم سیدمسعود شجاعی طباطبایی که در میدان نبرد میجنگد
خط مقدم روی بوم سفید
مرضیه کیان- خبرنگار: وقتی صدای آژیر خطر در شهر میپیچد و بوی باروت اخبار، فضای رسانهها را پر میکند، هر کس سلاحی برمیدارد و در گوشهای از این جبهه وسیع میایستد. یکی تفنگ به دست میگیرد، دیگری لنز دوربینش را تنظیم میکند و در این میان هنرمندی است که سلاحش خطوط، رنگها و زهرخندهای معنادار است.
-
تپشهای آخر در جماران؛ رازهای یک خرداد پرالتهاب
نقطه آغاز یک وداع تاریخی
مرضیه کیان، خبرنگار: یکم خرداد ماه سال ۱۳۶۸، تنها یک مبدأ زمانی در تقویم پزشکی و سیاسی تاریخ معاصر ایران نیست، بلکه نقطه عطفی در حافظه فرهنگی و معنوی یک ملت است. در این روز، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برای انجام معاینات تکمیلی و عمل جراحی در بیمارستان بقیهالله جماران بستری شدند.
-
نقل چهارشنبهها از آنها که ستون خیمهها شدند
پهلوان فاتب و بغض قدیر
مرضیه کیان- خبرنگار: هفته چهارم است که شال و کلاه کردهام و دوباره مسافر این آرامستان شدهام.
-
واکاوی ابعاد پنهان نبرد شناختی در هفته ارتباطات
وقتی «رسانه» لوله تفنگ میشود
مرضیه کیان- خبرنگار: درست در نقطهای که انتظار میرود شاتر دوربین، لحظهای از واقعیت محض را ثبت کند، پردهای از روایتهای متضاد بالا میرود. انگار کارگردانی نامرئی، با هر فریم، نه تنها چشمانداز را تغییر میدهد، بلکه بر روح و جان مخاطب نیز چیره میشود.