آگاه: تروریستهایی که از مردم سیستان و بلوچستان دم میزنند، چگونه خون زنانی را بر زمین میریزند که برای خدمت به همان مردم قدم برداشتهاند؟
شهادت دکتر سرهنگ نصرت افتخاری، معاون فرهنگی- اجتماعی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان، در پی اقدام تروریستی در محور چشمه زیارت شهرستان زاهدان، بار دیگر پرده از تناقض آشکار میان ادعاهای گروههای تروریستی و واقعیت رفتار آنان برداشت؛ تناقضی که این بار در شهادت زنی نمایان شد که نه برای جنگافروزی، بلکه برای رسیدگی به مشکلات مردم و تقویت پیوند میان اقوام و طوایف به منطقه اعزام شده بود. دکتر افتخاری در جریان ماموریتی مرتبط با مردمیاری و پیگیری مسائل ساکنان مناطق حاشیهای زاهدان به شهادت رسید؛ ماموریتی که ماهیت آن را باید در تلاش برای نزدیکتر کردن مردم و نهادهای خدمترسان جستوجو کرد. او از نخبگان پلیس و از شهروندان بومی استان بود؛ زنی که مسئولیت فرهنگی و اجتماعی را به فرصتی برای تقویت همبستگی و پیوند میان جامعه و مجموعه انتظامی تبدیل کرده بود. به همین جهت شهادت او صرفا از دست رفتن یک نیروی انتظامی نیست؛ این حادثه حمله به مسیری است که بر گفتوگو، اعتمادسازی، حل مشکلات اجتماعی و تحکیم وحدت میان مذاهب، اقوام و طوایف استوار شده است.
ادعای دفاع از مردم؛ واقعیت قربانی گرفتن از مردم
گروههای تروریستی فعال در شرق کشور همواره کوشیدهاند اقدامات خود را با ادبیات دفاع از مردم بلوچ و مطالبات سیستان و بلوچستان توجیه کنند. آنان از محرومیتها سخن میگویند، خود را مدافع حقوق مردم معرفی میکنند و میکوشند میان جامعه محلی و ساختارهای رسمی کشور شکاف ایجاد کنند؛ اما پرسش اساسی این است که اگر هدف واقعا دفاع از مردم است، چرا نتیجه چنین اقداماتی چیزی جز داغدار شدن خانوادهها، ناامن شدن مسیرهای زندگی و قربانی شدن انسانهایی نیست که در همین جامعه ریشه دارند؟ ادعای دفاع از مردم زمانی اعتبار دارد که در عمل به حفظ جان، امنیت و کرامت آنان منتهی شود. نمیتوان از حقوق مردم سخن گفت، اما امنیت همان مردم را هدف گرفت؛ نمیتوان مدعی دفاع از یک قوم بود، اما با گلوله و خشونت، امکان زندگی آرام را از خانوادههای آن گرفت. این تناقض زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در میان قربانیان اقدامات تروریستی در منطقه، زنان، کودکان، شهروندان عادی و اهل سنت نیز حضور داشتهاند؛ همان مردمی که گروههای تروریستی مدعی سخن گفتن از جانب آنان هستند. هیچ جریان مسلحی صرفا با تکرار شعارهای قومی و مذهبی نمیتواند خود را نماینده جامعهای معرفی کند که قربانیانش از میان همان جامعه انتخاب میشوند.
بلوچستان؛ سرزمین غیرت و حرمت جان انسان
در فرهنگ مردم بزرگ سیستان و بلوچستان، همانند دیگر بخشهای کشورمان ایران، غیرت، جوانمردی، حرمت خانواده و حمایت از مظلوم جایگاهی ریشهدار دارد. نمیتوان به نام این فرهنگ، خشونت علیه زنان را توجیه کرد یا حمله به انسانهایی را که برای خدمت به مردم قدم برداشتهاند، نشانه شجاعت دانست. شهادت سرهنگ افتخاری از همین منظر، پرسشی اخلاقی و اجتماعی پیش روی افکار عمومی میگذارد: چگونه میتوان از مردمی سخن گفت که زنانشان در عرصههای علمی، اجتماعی و خدمت عمومی نقشآفریناند، اما زنی را که برای رسیدگی به مشکلات ساکنان منطقه ماموریت یافته، هدف اقدام تروریستی قرار داد؟
زنکشی و ترور، با هر نام و عنوانی که عرضه شوند، نشانه قدرت نیستند. حمله به فردی که مسئولیت فرهنگی و اجتماعی دارد، بیش از هر چیز نشان میدهد که خشونتطلبان از گسترش ارتباط میان مردم و نهادهای خدمترسان هراس دارند. با این حال، درباره انگیزه دقیق عاملان این حادثه باید به اطلاعات معتبر و نتایج بررسیهای رسمی استناد کرد؛ آنچه روشن است، پیامد انسانی و اجتماعی چنین اقداماتی است.
ترور وحدت؛ هدفی فراتر از یک مامور انتظامی
معاونت فرهنگی- اجتماعی پلیس در استانی با تنوع قومی و مذهبی، صرفا یک بخش اداری نیست؛ این مجموعه میتواند یکی از حلقههای ارتباطی میان مردم و نهادهای انتظامی باشد. حضور نیروهای بومی و آشنا با ظرفیتها و مسائل اجتماعی منطقه نیز در شکلگیری اعتماد عمومی اهمیت دارد. از این منظر، هدف قرار گرفتن دکتر افتخاری، در کنار خسارت جبرانناپذیر انسانی، نگرانیهایی درباره امنیت فعالیتهای مردممحور و تلاشهای اجتماعی برای کاهش فاصلهها ایجاد میکند. هرچه امکان گفتوگو و حل مسالمتآمیز مسائل محدودتر شود، میدان برای گسترش ناامنی و بهرهبرداری جریانهای خشونتطلب بازتر خواهد شد. تروریستهایی که از مردم سیستان و بلوچستان دم میزنند، چگونه خون زنانی را بر زمین میریزند که برای خدمت به همان مردم قدم برداشتهاند؟
نظر شما