آگاه: تازهترین دادههای سازمان ثبت احوال نشان میدهد تنها در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، تعداد ازدواجهای ثبتشده ۱۲.۶ درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از طلاقهای امروز مربوط به ازدواجهایی است که سالها پیش شکل گرفتهاند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که کاهش ۱۰ درصدی طلاق دقیقا چه چیزی را نشان میدهد؟ آیا احتمال فروپاشی زندگی مشترک کمتر شده یا کاهش تعداد ازدواجها و تغییرات جمعیتی نیز در پایین آمدن آمار جدایی نقش داشتهاند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در مقایسه ساده تعداد ازدواج و طلاق نهفته باشد، به بررسی سرنوشت ازدواجها در طول زمان نیاز دارد.
کاهش ۱۰ درصدی طلاق؛ نسبت به کدام سال؟
بهمن عبدی، مدیرکل دفتر برنامهریزی و مشارکتهای اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان، بهتازگی از کاهش حدود ۱۰ درصدی نرخ طلاق در فاصله سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ خبر داده است. این اظهارنظر اگرچه از تغییر روند طلاق حکایت دارد، اما برای ارزیابی دقیق آن باید مشخص شود که کاهش اعلامشده بر اساس چه شاخصی محاسبه شده است.
بر اساس آمارهای اعلامشده، تعداد طلاقهای ثبتشده از حدود ۱۹۴ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۷۹ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ یعنی کاهش تقریبی ۷.۷ درصدی تنها در فاصله یک سال. این در حالی است که رقم ۱۰ درصدی اعلامشده، به دوره سهساله ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ مربوط میشود. تفاوت این دو عدد لزوما تناقض نیست، اما ضرورت شفافسازی درباره سال پایه و شیوه محاسبه را نشان میدهد.
نکته مهمتر، تفاوت میان «تعداد طلاق» و «نرخ طلاق» است. کاهش تعداد طلاقهای ثبتشده الزاما به معنای کاهش احتمال جدایی در میان زوجها نیست. برای سنجش دقیقتر باید مشخص شود در هر سال چه تعداد زوج در معرض طلاق قرار داشتهاند و از میان آنها چه سهمی به جدایی رسیدهاند.
ازدواجها در سراشیبی؛ ۲۰ هزار پیوند کمتر در چهار ماه
در سوی دیگر این معادله، آمار ازدواج روندی کاهشی را نشان میدهد. بر اساس دادههای معاونت امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، تعداد ازدواجهای ثبتشده در سال ۱۴۰۳ برابر با ۴۷۲ هزار و ۵۱۴ مورد بوده که در سال ۱۴۰۴ به ۴۳۰ هزار و ۷۵۶ مورد کاهش یافته است؛ افتی حدود ۸.۸ درصدی در یک سال.
این روند در سال جاری نیز ادامه داشته است. دادههای سازمان ثبتاحوال نشان میدهد در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، تعداد ۱۴۱ هزار و ۱۵۷ ازدواج ثبت شده، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۱۶۱ هزار و ۵۲۰ مورد بوده است. به بیان دیگر، طی تنها چهار ماه، ۲۰ هزار و ۳۶۳ ازدواج کمتر ثبت شده است؛ کاهشی معادل ۱۲.۶ درصد.
کاهش همزمان ازدواج و طلاق، پرسشی مهم را پیش میکشد: آیا کاهش ازدواجها میتواند در کاهش تعداد طلاقها موثر باشد؟
پاسخ مثبت است، اما نه به شکلی ساده و مستقیم. طلاقهای ثبتشده در سال جاری عمدتا به ازدواجهایی مربوط میشوند که در سالهای گذشته شکل گرفتهاند. بنابراین کاهش ازدواج در یک سال، لزوما عامل کاهش طلاق همان سال نیست. با این حال، کاهش مستمر ازدواج در یک دوره طولانی میتواند ترکیب و تعداد زوجهای متاهل را تغییر دهد و در سالهای بعد بر تعداد جداییهای ثبتشده تاثیر بگذارد. از همین رو، بدون در نظر گرفتن تغییرات جمعیت متاهل، سن ازدواج و مدت زندگی مشترک، نمیتوان سهم واقعی این عوامل را در کاهش طلاق مشخص کرد.
خطای آماری؛ از هر دو ازدواج، یکی به طلاق نمیرسد
یکی از رایجترین خطاها در تحلیل وضعیت خانواده، تقسیم تعداد طلاقهای یک سال بر تعداد ازدواجهای همان سال است. برای مثال، اگر در یک سال ۴۳۰ هزار ازدواج و ۱۸۰ هزار طلاق ثبت شده باشد، نمیتوان نتیجه گرفت حدود
۴۲ درصد ازدواجهای آن سال به جدایی انجامیدهاند. دلیل روشن است: ازدواجهای ثبتشده مربوط به زوجهایی هستند که بهتازگی زندگی مشترک را آغاز کردهاند، اما طلاقهای همان سال میتوانند مربوط به ازدواجهای یک، پنج، ۱۰ یا حتی ۳۰ سال قبل باشند.
در واقع، صورت و مخرج این کسر به یک گروه مشترک تعلق ندارند. چنین نسبتی صرفا مقایسه تعداد دو واقعه ثبتشده در یک دوره زمانی است و احتمال شکست ازدواج را نشان نمیدهد. برای محاسبه احتمال واقعی طلاق باید گروه مشخصی از ازدواجها را در طول زمان دنبال کرد؛ برای مثال، بررسی کرد از تمام زوجهایی که در سال ۱۳۹۲ ازدواج کردهاند، چند درصد تا پنج یا ۱۰ سال بعد از یکدیگر جدا شدهاند.
تصویری متفاوت از طلاق
یکی از مطالعات قابل توجه در این زمینه، پژوهش «فرزندآوری در همآغازان ازدواج سال ۱۳۹۲: یک مطالعه طولی» نوشته هاشم کارگر است. این پژوهش با استفاده از دادههای پایگاه اطلاعات جمعیت کشور، وضعیت بیش از ۷۷۰ هزار ازدواج ثبتشده در سال ۱۳۹۲ را تا دی ۱۴۰۱ بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ۱۵.۱ درصد ازدواجهای این گروه طی دوره بررسی به طلاق منجر شدهاند. به عبارت دیگر، از هر ۱۰۰ ازدواج ثبتشده در سال ۱۳۹۲، حدود ۱۵ ازدواج تا پایان دوره مورد مطالعه از هم گسسته است. این یافته برخلاف نسبتگیریهای مقطعی، تصویری از سرنوشت واقعی یک نسل مشخص از ازدواجها ارائه میدهد.
نتایج پژوهش همچنین نشان میدهد ۱۹.۱ درصد طلاقهای این گروه در سال پس از ازدواج رخ داده و ۸۴.۱ درصد زنانی که طلاق گرفتهاند، فرزندی نداشتهاند. پژوهشگران همچنین خطر بالاتر طلاق در فاصله یک تا دو سال پس از ازدواج را برای زنان ۱۵ تا ۲۴ سال گزارش کردهاند.
این یافتهها اهمیت سالهای نخست زندگی مشترک را نشان میدهد، اما برای قضاوت درباره تحولات اخیر کافی نیست. باید پژوهشهای مشابهی روی ازدواجهای سالهای بعد انجام شود تا مشخص شود احتمال طلاق در نسلهای جدید ازدواج افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده است.
کاهش طلاق، لزوما نشانه رضایت از زندگی نیست
در تحلیل آمار طلاق، مسئله دیگری نیز نباید نادیده گرفته شود: دوام زندگی مشترک همیشه به معنای کیفیت مطلوب رابطه نیست.
ممکن است زوجهایی با وجود تعارضات شدید، به دلایل اقتصادی، نگرانی درباره فرزندان، فشارهای خانوادگی یا محدودیتهای اجتماعی به زندگی مشترک ادامه دهند. بنابراین کاهش طلاق بهتنهایی نمیتواند شاخصی قطعی برای افزایش رضایت زناشویی باشد. از سوی دیگر، افزایش مراجعه به مراکز مشاوره یا گزارش تعارضات خانوادگی نیز بدون بررسی میزان پوشش خدمات و تعداد مراجعهکنندگان، الزاما به معنای افزایش تعارض در کل جامعه نیست. برای دستیابی به تصویری دقیقتر، آمار طلاق باید در کنار شاخصهایی مانند رضایت از زندگی مشترک، تعارضات خانوادگی، امنیت اقتصادی و دسترسی به حمایتهای اجتماعی بررسی شود.
خانواده ایرانی؛ فراتر از یک عدد امیدوارکننده
کاهش تعداد طلاقهای ثبتشده میتواند تحولی مثبت باشد، اما معنای واقعی آن زمانی روشن میشود که بدانیم چه تعداد ازدواج در معرض جدایی بودهاند و خطر طلاق برای زوجهای همسن و با مدت ازدواج مشابه، چگونه تغییر کرده است.
در شرایطی که تعداد ازدواجهای جدید همچنان رو به کاهش است، ارزیابی وضعیت خانواده تنها با یک شاخص امکانپذیر نیست. انتشار دادههای طلاق به تفکیک سال ازدواج، مدت زندگی مشترک و سن زوجین، همراه با مطالعات طولی، میتواند مشخص کند آیا زندگیهای مشترک واقعا پایدارتر شدهاند یا کاهش تعداد وقایع ثبتشده بخشی از تحولات گستردهتر جمعیتی است.
در نهایت، مسئله خانواده ایرانی فقط این نیست که چند نفر کمتر از یکدیگر جدا شدهاند؛ مسئله این است که چند نفر امکان تشکیل خانواده پیدا کردهاند، چه تعداد از این پیوندها دوام آورده و زندگی مشترک برای آنها از چه کیفیتی برخوردار بوده است. بدون پاسخ به این پرسشها، کاهش ۱۰ درصدی طلاق، هرچند خبری قابل توجه است، هنوز تمام واقعیت خانواده ایرانی را روایت نمیکند.
نظر شما