جاویدالاثر
-
روایتی از ماکان و امیرعلی؛ دانشآموزان شهید میناب که به نسیم تبدیل شدند
دوقلوهای افسانهای میناب
نعیمه جاویدی: دبستان شجره طیبه میناب، دو شهید جاویدالاثر دارد. شهیدان «ماکان نصیری» و «امیرعلی جداوی». برای ما اما روزهایی هست، سختتر از هجران و تشییع شهیدان این مدرسه. جانکاهتر اینکه حتی تار مویی از این دو نداریم که تشییع کنیم. آن غم بزرگ ما اما چیست؟
-
به بهانه روزی برای تجلیل از اسرا و مفقودین جنگ هشت ساله
چشم از انتظار دست برنمیدارد
فاطیما کریمی_خبرنگار گروه جامعه: به خاطر دارم چندین سال قبل خانوادهای از اقوام منتظر یکی از پسرانشان بودند که گفته شده بود، آزاده است. آن روز قرار بود به خانه بیاید. سفرهای پر از خوراکی در خانه چیده شده بودند، پارچههایی که با خط خوش ورود آزاده را به میهن اسلامی تبریک میگفت. دستهگلهای متعدد عطر خانه را عوض کرده بود. پدر و مادر از شوق دیدن پسر سر از پا نمیشناختند. گوسفند زنده برای قربانی کردن منتظر بود. شربت و شیرینی در کوچه به راه و سرتاسر کوچه چراغانی شده بود. اما پسر نیامد. گفتند اشتباه شده. آن روز پدر و مادر پیر شدند چون گفتند پسر شهید شده، نه اسیر! همه آن شور و شوق به مراسم عزاداری تبدیل شد. پدر و مادر پسر از همان روز فرتوت و فرسودهتر شدند تا اینکه عمرشان به سر رسید؛ مانند خیلی از پدران و مادران پسران جاویدالاثر.
-
روایتی تکاندهنده از دانشآموز کلاس اولی مدرسه میناب
ماکان، جاویدالاثر است؛ نه مفقودالاثر
مرضیه کیان- خبرنگار: گاهی یک نام، نه فقط یادآور یک انسان، که زخمی عمیق و همیشگی روی قلب یک شهر است و میناب این روزها چنین زخمی بر سینه دارد؛ زخمی باز و سوزان به نام «ماکان نصیری». پسری هفت ساله که روزهاست یادش در ویرانههای دبستان شجره طیبه جاری است و نبودنش در هوای سوخته میناب نفس میکشد.