دوره هخامنشی
-
پرچم چطور از نماد یک قبیله، به مقدسترین نماد وحدت تبدیل شد
ملت زیر یک پرچم
هر مردمی برای «ما» شدن، به یک نشانه نیاز دارد. اما برای ملت ایران، این داستان یک فصل دیگر هم دارد: فصل جنگ، ایستادگی و وحدت زیر یک پرچم. هر روز، در جایی از این کره خاکی، پارچهای رنگی بالا میرود. گاهی روی ساختمانی دولتی، گاهی در ورزشگاهی پر از جمعیت و گاهی روی تابوتی که در سکوت تشییع میشود. پرچم را همه دیدهایم، اما کمتر پیش آمده از خود بپرسیم این تکه پارچه چگونه به یکی از مقدسترین نمادهای زندگی جمعی بشر تبدیل شد. البته که برای ما ایرانیان، پرچم فقط نماد یک دولت نیست، یادگار روزهایی است که یک ملت، با همه تفاوتها، زیر آن ایستاد.
-
کودکانی که حیاط، کوچه و همسایه را از زندگی حذفشده میبینند
حذف حیاط از حیات
یک حیاط بود و چند بچه، یک توپ، چند دوچرخه و صدای خندههایی که از خانهای به خانه دیگر میرسید. عصر که میشد، حیاط دیگر فقط بخشی از خانه نبود؛ محل بازی بچهها، دورهمی بزرگترها و بخشی از زندگی اجتماعی خانواده بود. گاهی در روزهای گرم تابستان، فرش را وسط حیاط پهن میکردند، همانجا غذا میخوردند و حتی شب را در هوای آزاد میخوابیدند. گوشهای از حیاط گلها بودند و وسط آن حوضی که خودش به اندازه یک سرگرمی برای بچهها جذابیت داشت.