رهپو
-
وارونگی منطق مادی؛ تبیین «نصرت الهی» در عصر تشتت رسانهای
از شام غریبان تردید تا سحرگاه یقین
سالهای متمادی، در خلوت گزیده خویش، با بیم و هراسی جانکاه به تماشای فضای سرد حاکم بر جامعه مینشستم. من، فرزند سالهای پرالتهاب ۵۰ و ۶۰، کسی که طعم شیرین «ایثار جمعی» و «یکدلی محض» را در کوچه پسکوچههای انقلاب و جبههها چشیده بود، با حسرتی عمیق به نسلهای جدید مینگریستم. گمان میکردم آن «شور حسینی» و «وحدت کلمه» در زیر آوار پیامهای متناقض شبکههای اجتماعی، تورم افسار گسیخته و روزمرگیهای فرساینده، به خاکستر تبدیل شده است. بارها از خود میپرسیدم: «آیا آن روحی که کوهها را جابهجا میکرد، برای همیشه از تن این ملت پر کشیده است؟»