شهید تنگسیری
-
بازخوانی پارادوکس استمرار پس از فقدان
شهادت بهمثابه تکثیر قدرت
در منطق متعارف قدرت، فقدان یک رهبر، بهویژه در بزنگاهها باید به نوعی خلأ، سردرگمی و حتی افول در سطوح مختلف منجر شود؛ گویی که انسجام، جهتگیری و انرژی یک جریان، تا حد زیادی به حضور فیزیکی و کنش مستقیم او وابسته است. بر همین اساس، بسیاری از محاسبات در ساحت سیاست و اجتماع، بر این فرض استوارند که حذف یک نقطه کانونی، به تضعیف کل شبکه خواهد انجامید. با این حال، تجربهای که در نسبت با رهبر شهید و تحولات پس از شهادت او شکل گرفته، بهنحو معناداری این منطق را به چالش میکشد و ما را با این پارادوکس مواجه میسازد که چگونه ممکن است فقدان، نه به کاهش، بلکه به «تکثیر قدرت» بینجامد؟