آگاه: هزینهکرد میلیاردی برای شبکههای رسانهای، تولید شایعه، بزرگنمایی ناکارآمدیها و دوگانهسازیهای کاذب، همگی با یک هدف انجام میشود: فرسایش اعتماد عمومی و فروپاشی اتحاد ملی. در چنین شرایطی، نحوه مواجهه نظام حکمرانی با اعتراضات و شکایتهای مردمی به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل نرم تبدیل شده است. اگر این میدان درست مدیریت نشود، اعتراض طبیعی به نارضایتی مزمن و سپس به بحران امنیتی تبدیل میشود؛ اما اگر هوشمندانه مدیریت شود، نهتنها تهدیدی نخواهد بود، بلکه به فرصتی برای ترمیم سرمایه اجتماعی بدل میشود.
۱. مدیریت شکایتهای بهحق مردم؛ از انفعال تا حکمرانی مسئلهمحور
نخستین خطای راهبردی در مواجهه با اعتراضات، امنیتیسازی زودهنگام نارضایتیهاست. واقعیت این است که بخش قابل توجهی از اعتراضات، ریشه در مشکلات واقعی معیشتی، اداری، تبعیضها و ناکارآمدیهای انباشته دارد. انکار این واقعیت یا حواله دادن همه اعتراضات به «دشمن»، دقیقا همان چیزی است که دشمن میخواهد.
مهمترین اقدامات عملی در مدیریت شکایتهای طبیعی مردم عبارت است از:
۱. ایجاد مسیر رسمی، سهل و موثر برای شنیدهشدن اعتراض:اعتراض اگر کانال نداشته باشد، به خیابان میآید. نهادهای اجرایی و محلی باید سازوکارهایی واقعی (نه نمایشی) برای ثبت، پیگیری و پاسخگویی به مطالبات ایجاد کنند؛ سامانههایی که خروجی آن صرفا آمار نباشد، بلکه «تصمیم» و «اقدام» باشد.
۲. پاسخگویی سریع و شفاف، حتی اگر پاسخ منفی است: مردم بیشتر از پاسخ منفی، از «بیپاسخی» خشمگین میشوند. اگر خواستهای قابل اجرا نیست، باید با زبان صادقانه، مستدل و بدون تحقیر توضیح داده شود. سکوت مدیریتی، مهمترین خوراک شایعهسازی است.
۳. تفکیک مدیر ناکارآمد از اصل نظام: یکی از اشتباهات رایج، دفاع مطلق از عملکردهای نادرست با عنوان دفاع از نظام است. برخورد شفاف با مدیران ناکارآمد، نهتنها تضعیف نظام نیست، بلکه بزرگترین عامل ترمیم اعتماد عمومی است.
۴. حضور میدانی مسئولان در نقاط مسئلهدار: جلسه پشت میز مشکلی حل نمیکند. تجربههای موفق نشان داده است که گفتوگوی مستقیم مسئولان با معترضان، حتی در فضای ملتهب، از دهها بیانیه رسمی موثرتر است.
۲. اعتراض سازنده یا آشوب هدفمند؟ مرزها را دقیق ببینیم
یکی از محورهای مهم هشدار رهبری، شبههسازی و غبارآلود کردن فضاست. دشمن تلاش میکند مرز میان اعتراض بهحق و آشوب طراحیشده را مخدوش کند؛ بهگونهای که یا همه اعتراضات امنیتی تلقی شوند یا آشوبگران پشت اعتراضات مردمی پنهان شوند. تفکیک این دو، نیازمند شاخصهای روشن است.
اعتراض سازنده چه ویژگیهایی دارد؟
•مطالبهمحور است، نه تخریبمحور
•رهبری آن در دست بدنه اجتماعی است، نه شبکههای ناشناس رسانهای
•خواستهها مشخص، قابل فهم و قابل پاسخ است
•متوجه اصلاح رویههاست، نه نفی کلیت نظام
•از خشونت، تخریب اموال عمومی و توهین به مقدسات پرهیز دارد
آشوب هدفمند چگونه شناخته میشود؟
•شعارهای آن از پیش طراحیشده و تکراری است
•بهجای مطالبه، روی خشمافزایی و دوقطبیسازی تمرکز دارد
•همزمان با پوشش گسترده رسانههای ضدایرانی تشدید میشود
•بهسرعت به خشونت، آتشافروزی و حمله به نمادهای عمومی میرسد
•معترضان واقعی را سپر خود قرار میدهد
خطای بزرگ آن است که این دو پدیده با یک ابزار و یک منطق مدیریت شوند. اعتراض سازنده نیازمند شنیدن و پاسخ است؛ آشوب هدفمند نیازمند قاطعیت و تفکیک سریع از بدنه مردم.
۳. نقش نهادهای حاکمیتی؛ پاسخگویی، امیدسازی و پیشدستی
در جنگ نرم، «زمان» یک عامل تعیینکننده است. تاخیر در تصمیمگیری و اطلاعرسانی، دشمن را جلو میاندازد.
نهادهای حاکمیتی برای جلوگیری از بهرهبرداری دشمن، باید چند نقش کلیدی را همزمان ایفا کنند:
۱. روایتسازی پیشدستانه، نه تدافعی: اگر مسئولان روایت نکنند، دشمن روایت میسازد. اطلاعرسانی سریع، دقیق و شفاف درباره مسائل حساس، بهترین راه بستن مسیر شایعه است.
۲. تبدیل اعتراض به داده حکمرانی: اعتراض، یک تهدید نیست؛ یک «سیگنال» است. نهادهای سیاستگذار باید اعتراضات را بهعنوان دادههای واقعی برای اصلاح سیاستها استفاده کنند، نه صرفا مسئله امنیتی.
۳. تقویت امید واقعبینانه، نه وعدهدرمانی: مردم به وعدههای کلی واکنش مثبت نشان نمیدهند؛ به نشانههای عینی تغییر، واکنش نشان میدهند. حتی اصلاحات کوچک اما واقعی، سرمایه اجتماعی ایجاد میکند.
۴. هماهنگی میان نهادهای امنیتی، اجرایی و رسانهای: دوگانگی در پیامها، خود به بحران دامن میزند. برخورد میدانی باید با منطق رسانهای و پاسخ اجرایی همراه باشد؛ نه اینکه یکی بسازد و دیگری خراب کند.
بنابراین جنگ نرم امروز، جنگ «مدیریت نارضایتی» است. دشمن روی خشم انباشته شرطبندی کرده، اما هنوز برگ برنده در دست ملت و نظام اسلامی است؛ مشروط به آنکه اعتراض بهموقع شنیده شود، پاسخ درست داده شود و مرز میان مطالبه و اغتشاش هوشمندانه حفظ شود. حفظ اتحاد معجزهآفرین ملت، نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با رها کردن میدان به رسانههای دشمن؛ بلکه با حکمرانی شنوا، پاسخگو و شجاع در اصلاح. این همان نقطهای است که هشدار رهبر انقلاب، از سطح توصیه عبور میکند و به نقشه راه تبدیل میشود.
نظر شما