آگاه: جنگ نرم، برخلاف تصور سادهانگارانه، صرفا یک تقابل رسانهای نیست؛ بلکه پروژهای همهجانبه برای تغییر محاسبات ملت، تضعیف انسجام اجتماعی و بیارزش جلوهدادن داشتههای مادی و معنوی کشور است. دشمنان ایران بهخوبی دریافتهاند که نقطه اتکای این ملت نه صرفا توان نظامی، بلکه پیوند عمیق مردم با یکدیگر، با هویت تاریخی خود و با آرمان استقلالطلبی است. از همین رو، تمام سرمایهگذاریهای میلیاردی در شبکههای ماهوارهای، فضای مجازی و اتاقهای فکر خارجی، معطوف به شکستن همین پیوند است.
نخستین محور هشدار رهبری، مسئله «شبههسازی و شایعهسازی» است. شایعه در جنگ نرم، همان نقشی را ایفا میکند که سلاح شیمیایی در جنگ سخت؛ بیصدا، فراگیر و فلجکننده. شایعه با تظاهر به دلسوزی و حقیقتگویی، اعتماد عمومی را هدف میگیرد و مرز میان خبر و تحلیل، واقعیت و دروغ، و نقد و تخریب را مخدوش میسازد. جامعهای که بهصورت مداوم در معرض اخبار متناقض و القائات یأسآلود قرار گیرد، بهتدریج قدرت تصمیمگیری جمعی خود را از دست میدهد. مقابله با این وضعیت، نه با سانسور، بلکه با شفافیت، صداقت و تقویت سواد رسانهای مردم ممکن است. مردم اگر احساس کنند واقعیتها بیواسطه و بیپیرایه با آنان در میان گذاشته میشود، خود به بزرگترین سد در برابر شایعات تبدیل خواهند شد.
محور دوم، حفظ اتحاد داخلی بهعنوان مهمترین عامل قدرت است. تجربه چهار دهه اخیر نشان داده است که هرجا ملت ایران، فارغ از اختلاف سلایق سیاسی و فرهنگی، حول منافع ملی و عزت کشور به وحدت رسیدهاند، دشمن عقبنشینی کرده است. برعکس، هر زمان شکافهای اجتماعی برجسته شده، فشار خارجی تشدید شده است. جنگ نرم دقیقا بر همین نقطه سرمایهگذاری میکند: برجستهسازی اختلافات، دوقطبیسازی کاذب و تبدیل تفاوت دیدگاهها به تقابلهای هویتی. در چنین شرایطی، نخبگان سیاسی، رسانهها و کنشگران اجتماعی مسئولیتی سنگین بر دوش دارند. نقد، حق و حتی ضرورت جامعه است، اما نقدی که به تضعیف کلیت نظام اجتماعی و تخریب سرمایه اجتماعی منجر شود، خواهناخواه در زمین دشمن بازی میکند.
سومین محور، غفلت نکردن از «آوردهها و تواناییهای ملت» است. یکی از شگردهای اصلی جنگ نرم، القای ناکارآمدی مطلق و بیثمر جلوهدادن همه تلاشهاست. این روایت، گذشته را سیاه، حال را بنبست و آینده را تاریک ترسیم میکند. درحالیکه واقعیت کشور، واقعیتی پیچیده و چندوجهی است: مشکلات جدی وجود دارد، اما دستاوردهای بزرگ نیز انکارناپذیر است؛ از پیشرفتهای علمی و فناورانه گرفته تا ارتقای توان راهبردی و افزایش وزن منطقهای. مراقبت از این داشتهها، پیش از آنکه یک وظیفه تبلیغاتی باشد، یک مسئولیت راهبردی است. ملتی که به توان خود باور داشته باشد، در برابر فشارها مقاوم میشود و اجازه نمیدهد دشمن، تصویر تحریفشدهای از واقعیت به او تحمیل کند.
پویشی که با هدف تبیین این هشدارها شکل گرفته، زمانی موفق خواهد بود که از سطح شعار فراتر رود و به راهکارهای عملی برسد. تقویت رسانههای ملی و محلی مورد اعتماد مردم، حمایت از گفتوگوی صریح میان مسئولان و جامعه، میداندادن به جوانان برای مشارکت واقعی در حل مسائل و بازگرداندن عدالت و کارآمدی به کانون تصمیمگیریها، از جمله اقداماتی است که میتواند پادزهر جنگ نرم باشد. تجربه نشان داده است که هرگاه مردم احساس کردهاند صاحب این کشورند و صدایشان شنیده میشود، در برابر سنگینترین هجمهها ایستادگی کردهاند. در نهایت، جنگ نرم دشمن، بیش از آنکه نشانه قدرت او باشد، نشانه ترس او از ملت ایران است. ملتی که در آزمونهای سخت، توانسته است وحدتی معجزهآسا از خود نشان دهد، اگر به داشتههای خود آگاه بماند و اختلافات را مدیریت کند، میتواند این مرحله از نبرد را نیز با موفقیت پشت سر بگذارد. شرط پیروزی، هوشیاری، صداقت و بازسازی مستمر اعتماد ملی است؛ سرمایهای که اگر حفظ شود، هیچ جنگ نرمی توان شکست آن را نخواهد داشت.
۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۵۰
کد خبر: ۱۹٬۵۱۴
پس از فروکشکردن هر رویارویی سخت، صحنه نبرد تغییر میکند. میدان از آتش و انفجار به ذهن و ادراک انتقال مییابد و آنگاه که دشمن در دستیابی به اهداف خود در عرصه سخت ناکام میماند، با تمام توان به جنگ نرم پناه میبرد. هشدار اخیر رهبر انقلاب درباره تشدید جنگ نرم دشمن پس از جنگ ۱۲روزه، ناظر به همین واقعیت است: نبرد اصلی، اکنون نبرد بر سر «امید، اعتماد و خودباوری ملی» است.
نظر شما