۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۱
کد خبر: ۱۹٬۶۵۳

استراتژی دشمن در جنگ نرم

نفوذ اشباح

محمدمحسن بنی‌احمدی ـ آگاه مسائل رسانه

از جمله روش‌های متداول جنگ نرم این است که ظاهر دینی را حفظ کرده و حقوق بشر را فریاد بزنید، این در حالی است که در عمل نقض حقوق بشر اتفاق می‌افتد؛ به سخنی دیگر، یک نفاق بین ظاهر و واقعیت است. نمونه‌ای از آن را می‌توان در شعارهای زیبای رسانه‌ای دید مانند شعارهای آمریکا در حمایت از آشوبگران داخلی و در واقعیت و عمل، قتل‌عام بیش از ۲۰۰۰ غیرنظامی رخ می‌دهد.

نفوذ اشباح

آگاه: مقام رهبری (حفظه الله) در صحبت‌های‌شان به سیاست «پنجه چدنی زیر دستکش مخملی» اشاره دارند که قدیمی و پر استفاده است؛ دولت‌های استعمارگر با ادعای دفاع از حقوق بشر جنایات بزرگی را مرتکب شده‌اند مانند: حمله به ویتنام، حمله اتمی هیروشیما، کودتای ۲۸ مرداد، ترور دانشمندان ایرانی، دست داشتند در اغتشاشات و دیگر جنایات، حتی با این ادعا بمب هسته‌ای و سلاح کشتار جمعی نیز ساخته‌اند و همزمان با این جنایات، اسلام را که معروف به رعایت حقوق انسان و حیوان و اخلاق اجتماعی است را به خاطر روحیه ظلم‌ستیزی و دفاع مظلوم که در دین اسلام نهادینه شده، به دروغ «تروریسم و تروریست» معرفی شده است. اما اینکه چگونه با جنگ نرم قادر هستند این چنین عملیاتی را انجام دهند؟
۱. در اولین قدم به تولید محتوا در قالب فیلم و سریال می‌پردازند آن هم با هدف سفیدشویی عملکرد خودشان. شرکت‌های بزرگ فیلمسازی و رسانه‌های تصویری در غرب، دیگر فقط ابزاری برای سرگرمی نیستند، بلکه آنها به‌تدریج یکی از مهم‌ترین ابزارهای سفیدشویی را برای قدرت‌های مستبد و سلطه‌گر فراهم کرده‌اند. آنها در محصولات تولید شده‌شان، با در نظر گرفتن حفظ چهره‌ای انسان‌دوستانه و اخلاق‌محور اربابانشان و تمرکز بر رنج‌های فردی و قهرمان‌سازی، بر پاکسازی ریشه‌ای و تاریخی خشونت، اشغال و جنایت می‌کوشند. آنها در فیلم‌هایی که می‌سازند، حضور نظامیان آمریکایی را امری ناگزیر و حتی اخلاقی به تصویر می‌کشند یا در برخی آثار، شکنجه و ترور دولتی را نه به عنوان مسئله‌ای اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی بازنمایی می‌کنند. در نهایت، با ابزار سینما و با تکیه بر احساسات و حذف زمینه‌های تاریخی به آرامی حافظه جمعی مخاطب را تغییر شکل می‌دهند و تصویری کاملا سفید و تطهیر شده از نظام سلطه و سلطه‌گران به جا می‌گذارد.
۲. قدم دوم درآمیختن حقیقت و دروغ است. باید بدانیم که باطل، هیچ‌گاه عریان و صریح وارد گود نمی‌شود؛ که اگر اینگونه بود، به سرعت شناسایی می‌شد. خلاصه تجربیات سیاست جهانی نشان‌گر این نکته است که باطل همیشه با لباس حق، علم، قانون و اخلاق ظاهر می‌شود. باطل با اعطای وجه علمی و حقوقی به اعمال زشت و ناعادلانه توجیه می‌شوند. این همان الگویی است که در قرآن از آن به «لبس الحق بالباطل» یاد می‌شود؛ تا تشخیص حق از باطل برای افکار عمومی سخت شود. ادعای آمریکا در سال ۲۰۰۳ برای حمله به عراق نابودی تروریسم، نابودی سلاح‌های دسته جمعی و حمایت از جان انسان‌ها بود، این ادعایی آمریکایی بود که با گزارش‌های مستند از سازمان ملل محکم شده بود. حضور ماموران آژانس هسته‌ای و جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای، وجاهتی شد برای اعمال تحریم بر ملت غیور ایران و فشار بر حکومت جمهوری اسلامی ایران.
۳. قدم بعدی تهدید و تطمیع مستقیم است. تهدید به حذف مخالفان و تطمیع همراه با خرج‌های کلان: در منظومه فکری غرب همراه با جنگ نرم، تهدید کردن و تطمیع دو روی یک سکه‌اند؛ هرکجا اقناع رسانه‌ای موثر نبود، حرف از حذف و ارعاب به میان می‌آید و هرجا این حذف پرهزینه بود، از روش تطمیع مالی و شبکه‌سازی انسانی استفاده می‌کنند. این روش دوگانه، در حالی اجرا می‌کنند که در گفتمان رسمی‌شان همچنان بر آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و اخلاق تاکید دارند و این امری است که مصداق روشنی از آمیختن حق و باطل و نفاق ساختاری در نظام سلطه‌گر است. شاید این‌گونه به نظر بیاید که اینها تمام روش‌های جریان باطل در حذف جریان حق هستند، اما اگر انسان‌ها و جوامع بشری معاصر از تاریخ عبرت نگرفته بودند، فریب می‌خورد. مگر اینکه راهکارهای مقابله با دشمن و حقیقت دشمن را بشناسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.