چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در اغتشاشات اخیر، دشمن آمریکایی ـ صهیونی تنها نبود و پادوهای آنها همان خطی را دنبال می‌کردند که سرویس موساد و پنتاگون مشخص کرده بود، به همین جهت افرادی به صف شدند و دست به سینه، خود را در خدمت سیاست‌های استکبار قرار دادند. در رأس هرم، رئیس دولت آمریکا و نخست‌وزیر کودک‌کش صهیونیستی دیده می‌شد. پس از آن باید به تعدادی از مزدوران وطن‌فروش اشاره کرد.

قــاتـــلان

آگاه: پس از شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران در بهمن سال ۵۷ دشمنی‌ها علیه نظامی که از همان ابتدا برپایه مردم‌سالاری دینی شکل گرفت انجام شد، اوج کینه و دشمنی به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و رهبری برمی‌گردد، از آن مقطع تا «عصر جدید» ایالات متحده آمریکا تمام هم و غم خود را صرف مبارزه و مقابله با ایران قرار داده است، در این راه، هم توده‌های مردم و هم مسئولان و ارکان حاکمیت را نشانه گرفته تا بتواند سیاست‌های استکباری خود را علیه این مرز و بوم پیاده کند. هدف یک چیز است؛ ایران تجزیه و کاملا تسلیم رژیم آپارتاید اسرائیل و آمریکا شود و هرچه آنها می‌گویند در اینجا (ایران) اجرا شود، همانند رژیم پهلوی که محمدرضا یک نیروی مطیع غرب و آمریکا بود و هیچ اختیاری برای تصمیم‌گیری نداشت. به این مقدمه کوتاه اشاره کردیم تا به اصل ماجرا بپردازیم.
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از زمانی که روی کار آمده‌اند به دنبال تضعیف جبهه مقاومت و «ایران سربلند» هستند، پس در یک سناریو حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه که از سوی غربی‌ها به عنوان یک ژنرال قدرتمند شناخته می‌شد را ترور کردند و پس از آن پرونده دیگری را روی میز گذاشتند، ترور دبیرکل حزب‌الله لبنان! یک به یک سناریوها را پیش می‌بردند تا به جنگ ۱۲ روزه علیه ایران رسیدند. از آنجا که با به شهادت رساندن تعدادی از شهروندان و دانشمندان و فرماندهان بلندپایه نظامی ایده‌شان محقق نشد درصدد برآمدند برنامه دیگری را در دستور کار قرار دهند، حمایت از آشوبگران و اغتشاشگران در ایران. ترامپ و فرزند ناخلف او در سرزمین‌های اشغالی در حالی سنگ فتنه‌گران را به سینه می‌زدند و از آنان می‌خواستند به ناامنی‌های خیابانی ادامه دهند که مردم کوچه و بازار به‌ویژه بازاری‌های منصف و دلسوز، دشمن را شناختند و حاضر نشدند در زمین او بازی کنند.
همان ابتدای اغتشاشات تصاویری پخش شد که تعدادی از بازاری‌ها، مرزبندی‌شان را با عناصری که به اغتشاش و درگیری دامن می‌زدند، تعیین کردند و این تصاویر برای رئیس‌جمهور آمریکا و نتانیاهوی جنایتکار سنگین تمام شد، براین اساس پی برد باید یک لیدر را معرفی کند تا به واسطه پیام‌های او، جبهه مشترکی از سوی آشوبگران و اعتراضگران شکل گیرد. مهره او رضا پهلوی ـ بخوانید کودک پهلوی که تکلیفش با خودش مشخص نیست ـ بود. نامبرده در پیام‌هایی که از سوی شبکه اینترنشنال پخش و در توئیتر نیز توسط عوامل‌شان ضریب داده شد از معترضین خواست به خیابان‌ها بیایند، اماکن و نهادهای دولتی را آتش بزنند و شعارهایی علیه ساختار بدهند. در اصل پهلوی کوچک یک مهره‌ای بود که می‌خواست سیاست‌های اسرائیل و آمریکا را پیش ببرد و به آتش فتنه بدمد. او می‌دانست بازگشتش به قدرت در ایران یک رؤیاست، از همین رو وقتی با یک رسانه آمریکایی گفت‌وگو کرد، مدعی شد: «من از مردم نخواسته‌ام به خیابان‌ها بیایند، آنها از من کمک خواسته‌اند!» اگر آنچه وی گفت را تحلیل کنیم به این نکته خواهیم رسید؛ او سرباز اسرائیل و آمریکاست و همانند پدر و پدرپزرگش هیچ در چنته ندارد و دیکته آمریکا و اسرائیلی‌ها را با غلط‌های زیاد مکتوب می‌کند، در این مسیر برخی دیگر از چهره‌ها همچون مصی علینژاد و احمد باطبی به پهلوی کمک می‌کردند. این دو نفر با حضور در شورای عالی امنیت سازمان ملل متحد خواستار اعمال فشار حداکثری و استمرار تهاجم نظامی به ایران شدند. آنها به ایران می‌تازند تا جیب‌های خود را پر از دلارهای آمریکایی کنند. البته این اولین بار نیست که علینژاد از طریق ساختن چهره‌ای سیاسی برای خود به عنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی کیسه دوخته است. پیش از این نیز تامین او از سوی سازمان‌ها و نهادهای تامین مالی خبرساز شده بود. خبرها حاکی از آن است که از سال ۲۰۱۵ تاکنون رقمی حدود ۶۳۰ هزار دلار مستقیما از بودجه آمریکا به وی پرداخت شده است. وب‌سایت www.insidegov.com اسنادی منتشر کرد که نشان می‌داد مصی علینژاد بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ سه قرارداد با «شورای مدیران خبررسانی» (مشهور به VOA) وابسته به دولت آمریکا منعقد کرده است.

قــاتـــلان
حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در این باره می‌گوید: یکی از دلایل این اقدام علینژاد شکست او و همراهانش در اغتشاشات ۱۴۰۱ است، علینژاد و هم‌پالکی‌های او باوجود همه تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای که با همراهان خود و اپوزیسیون خارج‌نشین داشتند تا این اغتشاشات را به سرنگونی نظام منتهی کنند، شکست خوردند. وی تاکید کرد: مصی علینژاد و همراهان او در اغتشاشات ۱۴۰۱ بسیاری از نیروهای حافظ امنیت را به شهادت رساندند که خون همه آنها بر گردن اوست و باید پاسخگو باشند.
پشت نقاب بازیگری
بازیگران فراری، دیگر نیروهایی هستند که خود را مطیع سیاست‌های جنگ‌طلبانه نتانیاهو و ترامپ می‌دانند. حمید فرخ‌نژاد یکی از این افراد است، او که پس از دریافت حقوق خود ـ بعد از ایفای نقش در یک مجموعه ـ لباس ضد انقلاب‌ها را برتن کرد و در مجامع اندک آنان حضور می‌یابد این بار نیز همان راهبرد نخ‌نما شده را تکرار کرد و در میتینگ‌های چند نفره، علیه کشورش سخن می‌گفت و بنزینی بر آتش اغتشاشات می‌ریخت تا بدین وسیله زندگی‌اش در آمریکا تامین شود. از سوی دیگر باید به فردی اشاره کرد که در اوایل انقلاب مواضع بسیار محکمی درقبال انقلاب می‌گرفت اما به مرور تغییر موضع داد و با پیاده شدن از قطار انقلاب، سینه‌چاک نتانیاهو و اینترنشنال شده است. از مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان سخن می‌گوییم، وی پس از جنبش کذایی زن، زندگی، آزادی به دامن غرب پناه برد و اظهار نظرهایی را مطرح می‌کند که خود رسانه‌های آمریکایی با این ادبیات به آن نمی‌پرداختند. در همین اتفاق اخیر، ادعاهایی درباره جمهوری اسلامی ایران و مسئولان ارشد نظام بیان کرد و به دنبال آن بود به اغتشاشات دامن بزند تا سناریوی نهایی آمریکا و اسرائیل به منصه ظهور برسد. این عوامل فقط محدود به خارج از کشور نمی‌شد، بلکه در داخل افراد بی‌بصیریتی پیدا می‌شدند که برخلاف مسیر مردم حرکت می‌کردند و خوشبین بودند دیگر فاتحه نظام خوانده شده و باید با عبور از جمهوری اسلامی از پهلوی‌ها حمایت کنند. ساعدی‌نیا با اینکه نامی آشنا در حوزه مواد غذایی به‌خصوص در توزیع و تولید سوهان است، اما در اتفاقات اخیر مردود شد.
 دلیل: گام‌هایی است که او برای آشوبگران و اغتشاشگران برداشت و مدعی شد، بعد از بازگشت پهلوی مغازه‌هایش را باز می‌کند و خود را حامی معترضین ـ بخوانید فتنه‌گران ـ خواند. هدف مشخص بود، باید سناریوی مشترک مثلث آمریکا، اسرائیل و پهلوی‌ها (آشوبگران خیابانی) جدی گرفته می‌شد و نیاز به عواملی در داخل کشور داشتند.
بهره سخن اینکه چه نیروهای خارج‌نشین (وطن‌فروشان) و چه نیروهای فریب‌خورده در داخل به آتش فتنه دمیدند تا فردای «پسا جمهوری اسلامی» را نظاره‌گر باشند، اما چه شد؟ مردم به خوبی واقف هستند، فردایی که جمهوری اسلامی حضور نداشته باشد، دیگر خبری از استقلال سیاسی، امنیت و پیشرفت و تعالی کشور نیست و باوجود همه مشکلات اقتصادی و معیشتی که نمی‌توان منکر آن شد، دوباره در ۲۲ دی دومین پیروزی را بعد از جنگ ۱۲ روزه رقم زدند و اپوزیسیون نادان باز شکست خورد!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.