آگاه: استفاده گزینشی از تصاویر، ویدئوهای فاقد زمان و مکان دقیق و تعمیم اقدامات گروههای خشونتطلب به «خواست عمومی ملت ایران»، از جمله شگردهای ثابت این پوشش رسانهای است. در این روایت، نهتنها حمله به اموال عمومی و اماکن مذهبی نادیده گرفته میشود، بلکه شهادت نیروهای حافظ امنیت که برای حفظ جان مردم در برابر تروریسم ایستادگی کردند نیز یا سانسور میشود یا با برچسبزنی از دایره قربانیان خارج میشود. هدف از این تحریف، القای این گزاره محوری است که ایران در وضعیت «بحران مشروعیت» قرار دارد و بنابراین هرگونه فشار یا اقدام خارجی، نه تجاوز، بلکه «پاسخی به خواست مردم» تلقی خواهد شد.
برخلاف روایت رسانهای ایران اینترنشنال، آنچه در میدان رخ داد، هیچ نسبتی با «اعتراض مدنی» نداشت. با فعالسازی گروههای آموزشدیده و سازمانیافته، الگوی عملیات بهطور کامل تغییر کرد و صحنه خیابانها به میدان خشونت عریان بدل شد: آتشزدن گسترده اموال عمومی، حملات گروهی و مسلحانه به نیروهای پلیس، مثلهکردن، قتل و سوزاندن مردم، کودککشی، سوزاندن مساجد، توهین علنی به قرآن و واندالیسم افسارگسیخته از جمله شلیکهای رگباری و بیهدف به مردم کوچه و خیابان. این سطح از خشونت، نهتنها قابل انتساب به «اعتراض مردمی» نبود، بلکه ماهیت گروههای تروریستی آموزشدیدهای را آشکار کرد که صرفا با هدف ایجاد ناامنی، انتقامگیری از مردم ایران و اجرای پروژه آدمکشی سازمانیافته به صحنه آمده بودند.
در این میان، اینترنشنال با حذف آگاهانه این واقعیتهای میدانی، عملا به تطهیر تروریسم پرداخت. هیچ اشارهای به جنایات فجیع صورتگرفته از سوی گروههای تروریستی نشد و در عوض، نیرویی که در مقام دفاع از جان و امنیت مردم ایستاده بود، بهعنوان «سرکوبگر» و «قاتل» معرفی شد. این وارونهسازی واقعیت، یکی از خطرناکترین کارکردهای رسانهای است که مرز میان قربانی و جنایتکار را بهصورت آگاهانه مخدوش میکند. یکی از خطرناکترین و در عین حال رسواترین ابعاد عملکرد ایران اینترنشنال، آمارسازی گسترده و بیضابطه درباره تعداد کشتهشدگان حوادث اخیر است. این شبکه به یک باره در حالی تا ۲۴ ساعت قبل آمارهای دیگری را مطرح میکرد، بدون ارائه حتی یک سند معتبر و تحت عنوان «بیانیه شورای سردبیری» اعداد شوکهکنندهای نظیر ۱۲ هزار تا ۲۰هزار کشته را مطرح کرد؛ ارقامی که نه با واقعیتهای میدانی همخوانی داشت و نه از سوی هیچ نهاد مستقل داخلی یا بینالمللی تایید شده بود. این آمارها صرفا با تکرار مستمر در خروجی رسانه، تلاش داشتند «حقیقت» را نه بر اساس واقعیت، بلکه بر اساس حجم تکرار بسازند.
در ادامه این عملیات روانی، ایران اینترنشنال به طرح ادعاهای سنگین و اثباتنشده درباره استفاده جمهوری اسلامی ایران از نیروهای محور مقاومت، نظیر فاطمیون، حشدالشعبی و حزبالله، در مواجهه با حوادث تروریستی داخلی روی آورد. این ادعاها، بدون ارائه سند معتبر و بدون تایید نهادهای بیطرف، بارها از سوی مجریان و کارشناسان این شبکه همچون «مهدی مهدویآزاد» تکرار شد. اهمیت این خط خبری در آن است که تلاش شد با مطرح کردن این مسئله و دستاویز قرار دادن آن، بهانهای پیدا کنند و به تئوریزه کردن سناریوی تغییر حکومت با فشار خارجی بپردازند.
این همان الگوی آشنایی است که پیشتر در پروژههای مداخلهجویانه آمریکا و متحدانش در عراق، لیبی و سوریه بهکار گرفته شد: ابتدا اهریمنسازی از حاکمیت، سپس بزرگنمایی تلفات انسانی با آمارهای جعلی و در نهایت، القای ضرورت «اقدام بشردوستانه». در این میان، نقش مجریان و کارشناسان ثابت این رسانه قابل تأمل است؛ چهرههایی که بهجای تحلیلگر مستقل، عملا به کنشگران سیاسی و پیاده نظام اسرائیل تبدیل شده و آشکارا از سناریوی تغییر حکومت با فشار یا حمله خارجی دفاع میکنند. در همین چارچوب، تلاش برای نشان دادن چهره دونالد ترامپ بهعنوان «منجی مردم ایران» یکی از معنادارترین خطوط محتوایی ایران اینترنشنال در این ایام بود. سیاستمداری که کارنامهاش در ترور شهید سلیمانی و حمله به تاسیسات هستهای ایران، اعمال فشار حداکثری، تحریمهای فلجکننده و هدفگیری مستقیم معیشت مردم ایران روشن است، در این روایت به چهرهای نجات بخش تبدیل میشود. این اسطورهسازی، تلاشی آگاهانه برای عادیسازی ایده مداخله نظامی آمریکاست؛ جایی که حمله خارجی نه بهعنوان تجاوز، بلکه بهعنوان «کمک به مردم» بازنمایی میشود. در چنین فضایی، طرح ارتباط این خط رسانهای با نهادهای اطلاعاتی خارجی از جمله موساد، صرفا یک ادعای احساسی نیست، بلکه تحلیلی مبتنی بر خروجی رسانه است. رسانهای که بهطور مستمر در مسیر تشدید فشار، تحریم، بیثباتسازی و مشروعسازی اقدام نظامی علیه ایران حرکت میکند، عملا در زمین منافع امنیتی دشمنان منطقهای و فرامنطقهای ایران بازی میکند و دیگر نمیتوان آن را صرفا یک رسانه خبری دانست.
در مجموع، بررسی عملکرد شبکه ایران اینترنشنال در قبال حوادث تروریستی اخیر ایران نشان میدهد که با یک پروژه خبری معمولی مواجه نیستیم، بلکه با یک عملیات ترکیبی رسانهای–روانی روبهرو هستیم که هدف آن، معکوسسازی واقعیت، تطهیر تروریسم و تغییر چارچوب ذهنی مخاطب درباره امنیت و مداخله خارجی است. تحریف ماهیت حوادث تروریستی، حذف آگاهانه خشونت عریان میدانی، نادیدهگرفتن جنایات علیه مردم و اماکن عمومی، آمارسازی گسترده و جعلی از کشتهشدگان، سوءاستفاده از دادههای اداری نظیر شماره جواز دفن، سانسور شهادت نیروهای حافظ امنیت و تئوریزهکردن حمله خارجی ذیل حمایت از مردم ایران، همگی اجزای یک پازل واحدند!
در این پازل، مردم ایران نه بهعنوان جامعهای آگاه و صاحب حق انتخاب، بلکه بهعنوان ابزار مصرفی یک سناریوی از پیشطراحیشده تصویر میشوند. نقد این روند، نه انکار مشکلات داخلی و اعتراضات بهحق مردم، بلکه افشای پروژهای است که در آن یک رسانه تروریستی، روایت را به سلاح تبدیل کرده و با تطهیر خشونت و تحریف واقعیت، ناامنی و مداخله خارجی را توجیه میکند؛ مسیری که هزینه نهایی آن، پیش از هر کس، بر دوش خود مردم ایران خواهد بود.
۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۶
کد خبر: ۱۹٬۹۸۷
یکی از شاخصترین ویژگیهای پوشش رسانهای ایران اینترنشنال از حوادث تروریستی اخیر، تمرکز افراطی و بیوقفه بر این وقایع همراه با تحریف ماهیت آنهاست. در این چارچوب، حملات سازمانیافته عناصر مسلح و تروریستی به مراکز دولتی، مساجد، اماکن عمومی و زیرساختهای شهری، با حذف آگاهانه خشونت، سلاح و سازماندهی پشت صحنه، در قالب «اعتراضات مردمی» بازنمایی میشود. این رسانه با قطع برنامههای عادی خود و اختصاص ساعتهای طولانی به حوادث اخیر و رپرتاژ رسانهای برای فراخوانهای «رضا پهلوی»، به تولید مداوم التهاب، هیجان و انتظار فروپاشی پرداخته است؛ وضعیتی که در آن مرز میان «خبر» و «تحریک» عملا از بین میرود و اینگونه به مخاطب القا میشود که اکنون دیگر کار نظام تمام است.
نظر شما