چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر در بهمن ۱۴۰۴ در حالی برگزار شد که هنوز زخم حوادث دی‌ تازه بود. پروژه کشته‌سازی از جوانان و به اغتشاش کشیدن اعتراضات، عزای عمومی و تنش‌های اجتماعی که فضای فرهنگی را سنگین کرده بود، تاثیر عمیقی بر روحیه مردم کشور گذاشته بود. این رویداد سینمایی، که همیشه مهم‌ترین ویترین سالانه سینماگران ایرانی است، امسال به میدان یکی از شدیدترین تقابل‌های فرهنگی-سیاسی سال‌های اخیر تبدیل شد.

دوقطبی ساختگی سینماگران

آگاه: فشار اصلی برای تحریم کامل جشنواره از خارج مرزها آمد و چهار چهره برجسته در مرکز آن قرار گرفتند. چهره‌هایی که ابتدا از مواهب جمهوری اسلامی به خوبی بهره‌مند شدند و سپس با لگدپرانی، به دنبال منافع جدید به غرب پناه بردند. مهناز افشار، حمید فرخ‌نژاد، برزو ارجمند و احسان کرمی نقطه شروع این بازی را گذاشتند. این افراد که سال‌ها در دل سیستم رسمی سینمایی و تلویزیونی جمهوری اسلامی رشد کرده و از امکانات آن بهره برده بودند، حالا از خارج کشور همکاران سابق خود را با توهین، فحاشی، تهدید به انتشار اطلاعات شخصی و وعده تسویه‌حساب در آینده تحت فشار قرار می‌دادند.

مهناز افشار: از سیمرغ فجر تا نهی جوانان از جشنواره
مهناز افشار که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را در سال ۱۳۸۹ برای فیلم «سعادت‌آباد» از همین جشنواره گرفته بود، اجرای افتتاحیه سی‌وچهارمین دوره فجر را بر عهده داشت و بازیگری‌اش با سریال «گمشده» در صداوسیما آغاز شده بود، حالا در مصاحبه با رسانه‌های خارج‌نشین مانند اینترنشنال، جشنواره را «حکومتی» می‌خواند و جوانان را از حضور در آن نهی می‌کرد. او از دوران جوانی‌اش که سودای سیمرغ فجر در سر داشت و اکثر فیلم‌هایش با مجوزهای رسمی سازمان سینمایی وزارت ارشاد تولید و اکران شده بودند، سخن نگفت. تنها هدف او، ترساندن همکاران قدیم و خالی کردن میدان جمهوری اسلامی از حامیان خود بود.

حمید فرخ‌نژاد: از نقش‌های امنیتی در سریال‌های فاخر تا کمپین تحریم
حمید فرخ‌نژاد که در پروژه‌های فاخر و امنیتی مانند سریال «سقوط» به کارگردانی محمدحسین مهدویان (اثری درباره مبارزه با داعش با حمایت نهادهای مرتبط) نقش اصلی داشت و دستمزدهای میلیاردی گرفته بود، برای رفع ممنوع‌الخروجی تعهد همکاری با نهادهای امنیتی امضا کرده بود. او پیشتر در فیلم‌هایی مانند «به رنگ ارغوان» و آثار ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان نیروی وزارت اطلاعات ظاهر شده و از امکانات تبلیغاتی و پخش دولتی بهره برده بود؛ حالا اما در کمپین تحریم فعال شده و جشنواره را حکومتی می‌دانست. دلیل چنین امری را می‌توان به سادگی حدس زد؛ دستور فرماندهان جدید خارج از کشور. چرا که همکاری فرخ‌نژاد با رضا پهلوی و نیروهای حامی او مدت‌هاست آشکار شده و بلندگو به دست گرفتن و دلقک‌بازی برای جذب حمایت و شعار دادن به نفع ۱۰، ۲۰ نفر تجمع کرده در خیابان‌ها به عنوان دوستداران او، در فضای مجازی دست به دست شده بود.

برزو ارجمند: بازیگر سریال اوج و تهدید به تسویه‌حساب
برزو ارجمند نقش اصلی سریال رمضانی «سر دلبران» محصول مستقیم سازمان هنری رسانه‌ای اوج را ایفا کرده بود و در آن نقش یک روحانی را بازی می‌کرد. او سال‌ها در سریال‌های صداوسیما مانند «مشق عشق»، «یک وجب خاک»، «بچه مهندس»، «به رنگ خاک»، «غیرعلنی» و... حضور داشت و حالا تهدید به تسویه‌حساب پس از «آزادی» کرد و همکاران سابق را با الفاظی توهین‌آمیز خطاب قرار داد. او نیز مانند فرخ‌نژاد، سمپات پهلوی شده و به اسم آزادی‌خواهی، سهم خود را طلب می‌کرد.

احسان کرمی: از اجرای فجر در صداوسیما تا تهدید همکاران
احسان کرمی، مجری ثابت برنامه‌های صداوسیما مانند بخش‌هایی از «خندوانه» و ویژه‌برنامه‌های تحویل سال شبکه دو بود، اجرای افتتاحیه و اختتامیه چندین دوره جشنواره فجر را بر عهده داشت و کارش را از رادیو تهران (۱۳۸۵) آغاز کرده بود؛ او تهدید به انتشار شماره تلفن دیگران کرد و در این کمپین فشار سهیم شد. گویا تطمیع این نیروی گران‌قیمت سابق صداوسیما، به خوبی انجام شده بود و او نیز نقش بزرگی در این بازی به عهده گرفته بود.

انصراف به نام همدردی
گروهی از هنرمندان انصراف دادند یا غیبت کردند که اغلب سابقه‌هایی در پروژه‌های مرتبط با حاکمیت داشتند. امیر جدیدی، بازیگر فیلم «اسکورت» نوشت عزادار است و مایل به حضور در جشنواره نیست. او که بازیگر فیلم «تنگه ابوقریب» و «عرق سرد» بوده و برای این فیلم‌ها سیمرغ بلورین را گرفته است یا هدی زین‌العابدین (بازیگر منصرف شده) که با سریال‌های صداوسیما مثل «سقوط یک فرشته» و «آشپزباشی» به شهرت رسید، گویا فراموش کرده‌اند که موهبت‌های جمهوری اسلامی، سال‌ها شامل حال ایشان شده بوده. الناز شاکردوست، بازیگر نه‌تنها انصراف داد بلکه خداحافظی از بازیگری را مطرح کرد، البته او نیز گویا فراموش کرده که سیمرغ‌های بلورین خود را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرده بوده است. سعید زمانیان کارگردان فیلم «آرام‌بخش» اعلام کرد به دلیل کشته‌شدن دستیارش انصراف داده است، در حالی که فیلم خود را با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی ساخته بود و جمهوری اسلامی رسما شریک او در این تولید حساب می‌شد. گفتنی است حامد بهداد، رضا کیانیان و بهنوش طباطبایی نیز از حضور در مراسم غیبت کردند که هنوز مشخص نیست دلیل آن، چه بوده است و بهتر است از سوابق بهره‌مندی ایشان از منافع جمهوری اسلامی سخن نگوییم!

کسانی که ماندند و تحریم را «دیکتاتوری معکوس» خواندند
در برابر این فشارها، شماری از سینماگران داخل کشور تصمیم گرفتند بمانند و فیلم‌هایشان را ارائه دهند. منوچهر هادی، کارگردان فیلم «خیابان جمهوری» که حرفه‌اش با تله‌فیلم‌ها و سریال‌های صداوسیما مانند «عاشقانه»، «دلدادگان»، «خوب بد زشت» آغاز شده بود و بعدها با کمدی‌های پرفروش مانند «رحمان ۱۴۰۰»، «آینه بغل»، «نیسان آبی» موفق عمل کرده بود، تحریم‌کنندگان را «دیکتاتور» خواند و پرسید چرا باید فیلمساز از مردم فرار کند و تحت تاثیر یک نفر در خارج قرار بگیرد؛ او تاکید کرد که برای مردم فیلم می‌سازد و اعتراض را باید در آثار هنری نشان داد، نه با قهر.
الناز ملک، بازیگر اصلی فیلم «خیابان جمهوری» با آگاهی از فحاشی‌های احتمالی پس از بازگشت به خانه، پشت نقشش ایستاد و گفت می‌داند چند نفر به او فحش خواهند داد اما پای فیلم ایستاده است. محمدحسین مهدویان، کارگردان فیلم «نیم‌شب» که فیلم‌هایی مانند «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز» و «رد خون» را با سرمایه‌گذاری مستقیم بنیاد سینمایی فارابی، حوزه هنری و دیگران ساخته بود و از سوی رهبر انقلاب به عنوان فیلم فاخر ستایش شده بود، از «ستاره‌های ترسو» انتقاد کرد که حاضر نیستند پشت کارشان بایستند و افتخار کرد که چنین بازیگرانی در فیلمش نیستند.
کاظم دانشی، کارگردان فیلم «زنده‌شور» که بیش از دو سال مدیر تولید مجموعه خانه داستانی بود، با بغض گفت شما حق ندارید برای ما تعیین تکلیف کنید، خودش را ترسو ندانست، شماره تلفنش را علنی اعلام کرد و تحریم را بازی در زمین دشمن دانست.

مهران احمدی فراموشکار
مهران احمدی، بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون، در حاشیه جشنواره به اظهارات محمدحسین مهدویان واکنش تند و جنجالی نشان داد. مهران احمدی در ویدیویی که در اینستاگرام منتشر کرد و در رسانه‌های مختلف بازنشر شد، مستقیما به مهدویان حمله کرد و گفت: «شما حق ندارید به ما برچسب ترسو بزنید... ما عزاداریم نه ترسو. آدم عزادار در هیچ جشنواره‌ای شرکت نمی‌کند.» او در ادامه تاکید کرد که این روزها همه عزادار هستند و کسانی که در جشنواره حضور پیدا کردند، «غیرمردمی» رفتار کرده‌اند. او به مهدویان کنایه زد که «تو که پشتت گرمه.»
احمدی که خود در جشنواره، فیلم داشت، بازیگر اصلی فیلم «حاشیه» به کارگردانی محمد علیزاده‌فر بود، فیلم اکران شد، اما او در نشست خبری و مراسم حضور نداشت، در زمان گفتن «پشتت گرمه» گویا فراموش کرده بود که در سریال «پایتخت» بازی کرده که محصول صداوسیما بوده است یا فیلم «غریب» و «آبی روشن» که محصولاتی تولید سازمان اوج بوده‌اند را بازی کرده است!
البته که رسانه‌های داخلی و برخی سینماگران به کارنامه احمدی اشاره کردند و گفتند این ادبیات با سابقه‌اش همخوانی ندارد؛ مثلا کارگردانی سریال «بازیگران دیکتاتور» (درباره حکومت پهلوی)، فیلم «مصادره» و همکاری با سازمان اوج در پروژه‌های اخیر، قطعا با صحبتی که درباره مهدویان کرده، منطبق نیست و بهتر است پیش از سخن گفتن، فکر کند.

میانه‌گیران میدان
در این میان، برخی سعی کردند میانه را نگه دارند و تلاش کنند دو طیف را آشتی دهند، نقش ریش‌سفیدی در میان جامعه بازیگران و هنرمندان ایفا کنند و احساسات جامعه را التیام ببخشند. دو نفر از این افراد، پررنگ‌تر ظاهر شدند.
محمدرضا شریفی‌نیا، بازیگر فیلم «کافه سلطان» که دهه‌ها در سریال‌های صداوسیما مانند «گاندو»، «سلمان فارسی» و «مختارنامه» بازی کرده بود، از غایبان دفاع کرد و گفت کسانی که نیامدند ترسو نبودند، فقط غم جامعه را نتوانستند هضم کنند و این دو دستگی خطرناک است. منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره که توسط سازمان سینمایی منصوب شده بود، بارها تکرار کرد که تحریم را نمی‌فهمد و پرسید یعنی از خانه بیرون برویم و دیگر برنگردیم؟ او غیبت را حل‌کننده مشکلات ندانست و جشنواره را فرصتی برای همبستگی ملی خواند.

شکست پروژه تحریم و ادامه جشنواره با استقبال مردمی
در نهایت پروژه تحریم عمدتا شکست خورد؛ فیلم‌ها بدون حضور برخی عوامل روی پرده رفتند، پیش‌فروش بلیت خوب بود، سانس‌های فوق‌العاده برگزار و استقبال مردمی گزارش شد. رسانه‌های داخلی این امر را ناکامی براندازان خواندند و تاکید کردند سینما تعطیل‌شدنی نیست.
اما این ماجرا بیش از هر چیز آینه‌ای از شکاف عمیق فرهنگی-سیاسی در ایران بود. میان کسانی که حضور را حق حرفه‌ای و وظیفه نسبت به مخاطب می‌دانند و کسانی که آن را به ضرورت خودنمایی در چنین فضایی ناسازگار با همدردی اخلاقی می‌بینند. بسیاری از چهره‌های هر دو طرف سال‌ها از چرخه رسمی سینمایی بهره برده بودند و حالا در دو سوی یک مرز نامرئی ایستاده‌اند. افرادی که هنگام بهره‌مندی از عواید، کلامی سخن نمی‌گویند، اما در زمان سروصدا و هیاهو، خود را چنان نشان می‌دهند که گویا تافته جدا بافته‌اند.
چهل و چهارمین جشنواره فجر با حواشی فراوان به پایان خواهد رسید، اما این رفتارها نشان داد که سینما در دل بحران همچنان زنده است، هرچند با زخم‌هایی که التیام‌شان زمان خواهد برد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.