آگاه: «[...] ما هم از اول انقلاب تا امروز هر وقتی هر کاری را محول به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است؛ هر کاری را انحصاری در اختیار مسئولان و روسا و مانند اینها قرار دادیم، کار متوقف مانده است. نمیگوییم حالا همیشه هم متوقف مانده اما غالبا یا متوقف یا کند [شده]؛ اگر متوقف نمانده است، کند پیش رفته است. اما کار دست مردم که افتاد، مردم کار را خوب پیش میبرند. این مخصوص ما هم نیست؛ این را هم عرض بکنم که این مخصوص ما ایرانیها نیست. در هر نقطهای اگر کار دست مردم قرار گرفت و مردم دارای هدف بودند- [نه] آدمهای بیهدف، آدمهای سرگردان در امور زندگی، گرفتار امور روزمره شخصی، آنها نه- هرجور کاری، سختترین کارها، کارهای نظامی، کارهای امنیتی، دست مردم وقتی افتاد، صحنه وقتی در اختیار مردم قرار گرفت، پیش خواهد رفت.» (رهبری در دیدار مردم آذربایجان به مناسبت سالگرد قیام بیستونهم بهمن سال ۱۳۵۶ در حسینیه امام خمینی (ره))
انقلاب اسلامی در دوره جدیدی از تقابل استراتژیک قرار دارد که در آن، «دست بالا داشتن» و «موضع تهاجمی مبتنی بر عظمت ملی» به عنصری کلیدی تبدیل شده است. این موضع نه تنها در عرصه نظامی، بلکه در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز تبلور یافته و سبب شده دشمنان در موضع انفعال و اضطرار قرار گیرند. در این برهه مهم همچون دورههای گذشته محوریت این تقابل مهم با قدرت تودهای و مردمی نظام اسلامی ایران است که تداوم ۴۷ ساله آن موجب شده تا بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان در برابر آن حیرت کنند.
در واقع از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی به برکت الگویی که امام خمینی (ره) ارائه کردند - برخلاف بسیاری از نظامها که عامل و محرک اصلی تحول و پیشرفت در آنها الگوهای سنتی رایج در اقتصاد سیاسی در دنیا همچون انباشت و تمرکز سرمایه مادی، تمرکز سرمایه انسانی بهنام تحصیلکرده یا تمرکز سرمایه علمی که امروزه خیلیها به آن استناد میکنند- تکیه بر سرمایهای به نام مردم بود. سرمایهای به نام مردم که نشان داد اگر در هر عرصهای به کار گرفته شود، باعث تحول و پیشرفت خواهد شد. این سرمایه خودش را در قالب مشارکت و حضور مردمی نشان میدهد؛ یعنی اگر یک نظام یا مکتبی بتواند جریانی مردمی را برای نیل به اهداف آرمانی، استراتژیک و ضروریاش ایجاد کند، میتواند به توفیق اهداف و جهتگیریهایش امیدوار باشد و بالعکس، اگر این پایگاه مردمی و مشارکت شکل نگیرد، در هر عرصهای - با توجه به تجربه کشورهای مختلف- آسیبپذیر خواهد بود. بر همین اساس امام خمینی (ره) و به دنبال آن رهبر انقلاب به این مسئله اهتمام ویژهای داشتند و مشارکت مردم برای ایشان از اهمیت ویژهای برخوردار بود. البته شکلگیری این مسئله با شعار و حرف امکانپذیر نیست بلکه وجود این مؤلفه با باور و اعتماد مردم شکل میگیرد. مشارکت زمانی شکل میگیرد که پیرو آن، باور و اعتمادی شکل گرفته باشد که این باور و اعتماد خود ملتزم به مؤلفههای بسیاری است.
در هر حال و با حضور قدرتمند مردم در بزنگاهها باید بپذیریم که آگاهانه یا ناآگاهانه این سرمایه اجتماعی دچار اختلالات و انشقاقاتی شده است که با توجه به غفلت داخلی و شیطنتهای سازمانیافته خارجی خساراتی را به باور و اعتماد مردم وارد کرده است که امروز باید اصل بازسازی آن در دستور کار قرار گیرد. اینجاست که نقش نخبگان، دستاندرکاران، علما، مراجع دینی، رسانهها و گروههای مرجع نمایان میشود که باید هرچه بیشتر برای بازسازی این مؤلفه مهم نظام - که بر مبنای صداقت، عقلانیت، حقانیت و تدبر شکل میگیرد- حرکت کنند. بازسازی باور و اعتماد مردم که حقانیت نظام در تبیین مجدد آن یا در شفافسازی برخی موضوعات است، اگر بهخوبی صورت پذیرد بسیاری از مردم که دچار مسائل و ابهاماتی شدهاند را بهصورت منطقی اقناع میکند.
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۳
کد خبر: ۲۰٬۳۰۹
نظر شما