۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۵
کد خبر: ۲۰٬۳۳۲

مؤلفه‌های عظمت ملی و منطق راهبردی اقتدار نظام اسلامی

ایران قدرتمند

محمد امامی ـ دانشجوی دکترای سیاستگذاری عمومی

در میانه تحولات شتابان منطقه‌ای و جهانی، آنچه بیش از هر چیز جایگاه کشورها را در معادلات قدرت تثبیت می‌کند، صرفا شاخص‌های اقتصادی یا توان نظامی نیست، بلکه «منطق عظمت ملی» و ظرفیت تبدیل آن به قدرت موثر سیاسی است. جمهوری اسلامی ایران، برخلاف روایت‌سازی‌های رایج رسانه‌های غربی، نه یک بازیگر منفعل یا در حال افول، بلکه کشوری برخوردار از مؤلفه‌های ریشه‌دار عظمت ملی است که در صورت قرائت و بهره‌برداری صحیح، می‌تواند موضع نظام اسلامی را در برابر فشارهای فزاینده خارجی و جنگ‌های ترکیبی به‌طور معناداری تقویت کند.

آگاه: نخستین و بنیادی‌ترین مؤلفه عظمت ملی ایران، انسجام اجتماعی است؛ عنصری که همواره هدف اصلی پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی و عملیات روانی دشمن بوده است. تجربه چهار دهه پس از انقلاب نشان می‌دهد هرگاه پیوند میان مردم، هویت ملی–دینی و نظام سیاسی تقویت شده، کشور توانسته است از پیچیده‌ترین بحران‌ها عبور کند؛ از جنگ تحمیلی گرفته تا تحریم‌های فلج‌کننده و فشارهای چندلایه سیاسی–رسانه‌ای. انسجام اجتماعی، نه یک امر احساسی، بلکه یک متغیر راهبردی در معادلات قدرت است؛ متغیری که هزینه تقابل با ایران را برای دشمن افزایش داده و امکان اعمال اراده از بیرون را محدود می‌کند.
در کنار آن، عمق تاریخی و تمدنی ایران نقش بی‌بدیلی در تولید مشروعیت و پایداری سیاسی ایفا می‌کند. ایران صرفا یک دولت-ملت مدرن برساخته قرن بیستم نیست، بلکه حامل یک حافظه تاریخی و تمدنی چند هزارساله است. نظام اسلامی با پیوند دادن این عمق تاریخی به هویت اسلامی–انقلابی، موفق شده نوعی تداوم هویتی ایجاد کند که در برابر پروژه‌های هویت‌زدایی و تحقیر تاریخی مقاومت بالایی دارد. این ویژگی، ایران را در سطح منطقه و جهان از بسیاری از دولت‌های شکننده و بی‌ریشه متمایز می‌سازد.
استعدادهای علمی و سرمایه انسانی سومین مؤلفه کلیدی عظمت ملی ایران است؛ مولفه‌ای که عملا بسیاری از محاسبات دشمن را برهم زده است. پیشرفت‌های ایران در حوزه‌های حساس و راهبردی، آن هم در شرایط تحریم و محدودیت، نشان داد که «الگوی مقاومت» الزاما به معنای توقف پیشرفت نیست. برعکس، تجربه ایران اثبات کرد که فشار خارجی می‌تواند به فعال‌سازی ظرفیت‌های درونی منجر شود. البته این ظرفیت، همچنان نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه، جلوگیری از فرسایش نخبگانی و پیوند موثر علم با حکمرانی است؛ در غیر این صورت، از یک مزیت راهبردی به یک فرصت از دست‌رفته تبدیل خواهد شد.
در این میان، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران نقش شتاب‌دهنده سایر مؤلفه‌ها را ایفا می‌کند. قرار گرفتن ایران در چهارراه انرژی، تجارت و امنیت منطقه‌ای، این کشور را به بازیگری اجتناب‌ناپذیر در معادلات غرب آسیا تبدیل کرده است. از تنگه هرمز تا کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب، ایران در نقطه‌ای ایستاده که نادیده‌گرفتن آن برای قدرت‌های جهانی ممکن نیست. همین واقعیت ژئوپلیتیکی، یکی از دلایل اصلی تمرکز فشارها، تحریم‌ها و پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی علیه نظام اسلامی است؛ زیرا ایران باثبات و مقتدر، موازنه قدرت مطلوب غرب را بر هم می‌زند.
نکته تعیین‌کننده در تحلیل عظمت ملی ایران، هم‌افزایی این مؤلفه‌هاست. انسجام اجتماعی بدون روایت سیاسی قانع‌کننده تضعیف می‌شود؛ عمق تاریخی بدون ترجمه راهبردی، به شعار تقلیل می‌یابد؛ استعدادهای علمی بدون حکمرانی کارآمد، مستهلک می‌شود و ژئوپلیتیک بدون دیپلماسی فعال، به تهدید بدل خواهد شد. تقویت موضع نظام اسلامی دقیقا در گرو آن است که این عناصر، نه به‌صورت پراکنده، بلکه در قالب یک «منطق منسجم قدرت ملی» بازتعریف شوند.
در نهایت، عظمت ملی ایران یک امر بالقوه و ایستا نیست، بلکه پروژه‌ای پویا و نیازمند بازتولید مستمر است. در شرایطی که نظم جهانی در حال گذار و بازآرایی است، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به انسجام اجتماعی، عمق تاریخی، توان علمی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، این ظرفیت را دارد که نه‌تنها در برابر فشارها ایستادگی کند، بلکه به یک بازیگر اثرگذار در شکل‌دهی به معادلات آینده تبدیل شود. تحقق این امر، مستلزم درک راهبردی از قدرت ملی و عبور از نگاه‌های مقطعی و واکنشی به سمت حکمرانی فعال و آینده‌نگر است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.