آگاه: منظور از موضوعات نوپدید، آن دسته از موضوعاتی هستند که این ظرفیت را دارند تا به جریانها و روندهای بزرگ و اثرگذاری در آینده تبدیل شوند. این موضوعات در رصدهایی که به دنبال کشف نشانههای تغییرند، قابل رؤیتاند. موضوعات نوپدید بهمثابه بذرهایی از تغییرند که در حال جوانه زدن هستند.
سالهاست که جامعه با آسیبهای شناختهشدهای مانند اعتیاد، طلاق، حاشیهنشینی و بیکاری دستوپنجه نرم میکند، اما تحولات پرشتاب فناوری، الگوهای تازهای از آسیبها را نیز به وجود آورده که تفاوت اصلی آنها در نامرئی بودن و سرعت گسترش آنهاست. این مسائل هنوز در بسیاری موارد به بحران عمومی تبدیل نشدهاند، اما نشانههای اولیه آنها در جامعه دیده میشود و همین ویژگی، ضرورت توجه به آنها را بیشتر کرده است. یکی از مهمترین این تحولات، تغییر ماهیت آسیبهای اجتماعی است. اگر در گذشته تهدیدها بیشتر در محیط واقعی شکل میگرفت، امروز بخش مهمی از آنها در فضای دیجیتال متولد میشوند. توسعه فناوریهای شناختی، گسترش واقعیت مجازی و افزایش وابستگی انسان به جهان دیجیتال، مرز میان واقعیت و دنیای مجازی را کمرنگتر کرده است. نتیجه چنین وضعیتی، ظهور تجربههایی است که میتوانند رفتارهای پرخطر، هیجانجویی افراطی و حتی شکلهای تازهای از اعتیاد را ایجاد کنند.
در میان این پدیدهها، مخدرهای دیجیتال یکی از موضوعات قابل توجه است. این پدیده بر پایه محرکهای صوتی و فناوریهای شناختی شکل گرفته و اگرچه هنوز درباره همه آثار آن اتفاق نظر وجود ندارد، اما روند پیشرفت فناوری نشان میدهد که ابزارهای تاثیرگذار بر ذهن انسان هر روز پیچیدهتر میشوند. در آینده، این نوع ابزارها میتوانند در کنار سایر فناوریهای شناختی، شکل جدیدی از وابستگی و اختلالات روانی را ایجاد کنند.
همزمان، گسترش متاورس، واقعیت مجازی و ابزارهای پوشیدنی، تجربههای انسانی را وارد مرحله تازهای کرده است. هرچه مرز میان زندگی واقعی و تجربههای مجازی کمرنگتر شود، احتمال بروز رفتارهای هیجانی و پرخطر نیز افزایش مییابد. تجربههای افراطی، آزمودن مرزهای خطر و کاهش درک واقعی از پیامدهای رفتارها، از جمله نگرانیهایی است که در سالهای آینده میتواند بیش از گذشته خود را نشان دهد. احمد کوهی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و علی عابدیکمالی، عضو گروه آیندهپژوهی مرکز پژوهشهای مجلس با پژوهش روی این آسیبهای نوظهور بر این باور هستند که تهدیدهای آینده تنها به حوزه سلامت روان محدود نمیشود. فضای اطلاعاتی نیز در حال تجربه دگرگونی بزرگی است. حجم عظیم اطلاعات، شخصیسازی محتوا و الگوریتمهای هوشمند باعث شدهاند هر فرد بیش از گذشته در محیطی قرار گیرد که عمدتا همان مطالب هماهنگ با باورهای خودش را دریافت میکند. نتیجه چنین وضعیتی، شکلگیری حبابهای اطلاعاتی است؛ فضایی که در آن افراد کمتر با دیدگاههای متفاوت روبهرو میشوند و امکان گفتوگو و درک متقابل کاهش پیدا میکند.
افزایش انتشار شایعات و اخبار جعلی
پیامد طبیعی این روند، افزایش شکافهای اجتماعی و دوقطبی شدن جامعه است. هنگامی که هر گروه تنها روایت مطلوب خود را میبیند، زمینه برای سوءتفاهم، بیاعتمادی و کاهش تعامل اجتماعی فراهم میشود. در چنین شرایطی، اخبار جعلی نیز فرصت بیشتری برای انتشار پیدا میکنند و تشخیص واقعیت از شایعه دشوارتر میشود.
از سوی دیگر، جنگها نیز دیگر فقط در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. امروزه بخش مهمی از رقابتها در عرصه رسانه، اطلاعات و ذهن انسان جریان دارد. افکار عمومی، ادراک شهروندان و حتی احساس امنیت جامعه میتواند هدف عملیات پیچیده اطلاعاتی قرار گیرد. در چنین فضایی، قدرت تنها به تجهیزات نظامی وابسته نیست، بلکه توانایی مدیریت افکار عمومی و افزایش تابآوری اجتماعی نیز به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت تبدیل شده است.
تجربه حسهای متفاوت تا سرحد مرگ
واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، موقعیتها و حسهای جدید و عمیقی را در دسترس قرار خواهند داد. دنیای متاورس در آینده با تکنولوژیهای پوشیدنی حواس مختلف کاربران را درگیر خواهد کرد و در نتیجه قوه خیال انسانها به شدت درگیر میشود. افزایش مواد مخدرهای توهمزا و خلسهآور مانند الاسدی، باعث خواهند شد سطح متفاوتی از توهمزایی پدید آید و در میان قشر گستردهای پخش شود.
شواهدی از روند گسترش این آسیبها و پیش رفتن آنها تا سرحد تجربه مرگ را میتوان در پدید آمدن بازیها و موسیقیها و فیلمهایی که ترغیب به اتانازیها و خودکشیهای نوین میکنند، مشاهده کرد مانند نهنگ آبی یا بازی مرکب. این مسئله میتواند در آینده ابعاد گستردهای از آسیبها را نمایان کند. از سویی تعداد زیادی از رفتارهای هیجانی خطرناک نسل جوان مثل پریدن وسط گردباد برای تجربه هیجان حداکثر را شاید مشاهده کنیم یا فراگیر شدن بیماریها و اختلالهایی مانند بیشفعالی در دهههای اخیر و نیز افزایش بیماریهایی مانند اسکیزوفرنی و پارانوئید در نسلهای جدید. جوانان در این تجربهها، آستانه هیجاناتشان افزایش مییابد و با خلط میان دنیای مجازی و زندگی حقیقی، درک صحیحی از خطرات پیرامون خود نخواهند داشت. چهبسا در آینده با تعداد قابل توجهی از مرگهای حقیقی ناشی از تجربههای هیجانی مجازی و ساختگی مواجه شویم.
شخصی شدن محیط رسانهای کاربران، سبب میشود اطلاعات و اخباری که در دسترس او هستند، شخصیسازی شوند. در نتیجه شکافی عمیق در جامعه پدید میآید که میتواند منشأ مشکلات بسیاری شود. جامعه دو قطبی امکان گفتوگو و تعامل سیاسی و اجتماعی را از دست میدهد. یکی دیگر از گروههای نوظهور اجتماعی، نیتها هستند. آنها نه آموزش میبینند نه کار میکنند و نه در حال مهارتآموزی هستند. چند سالی است که این گروه اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و تعداد این گروه در ایران بین ۲.۵ میلیون تا چهار میلیون تخمین زده میشود.
سابق بر این گزارش وزارت رفاه جمعیت جوانان غیرشاغل و غیرمحصل را بیش از ۶.۳ میلیون نفر دانست ولی سپس از این ادعا عقب نشست و آمارهای سازمان آمار را مرجع در تعیین این عدد دانست. این جمعیت در سالهای آینده با توجه به بیکاریها ممکن است افزایش هم پیدا کند.
اینفلوئنسرهای کودک و شدومنها
کودک – اینفلوئنسرها یعنی کودکان کار مجازی که روزمرگیهایشان با هدف کسب درآمد، در فضای مجازی به نمایش گذاشته میشود. برخی خانوادهها یا افراد سودجو با نمایش زیبایی خدادادی و توانایی کودکان، در مدلینگ و تبلیغات در فضای مجازی جذب فالوور و سود میکنند که پیامدهای آن در زندگی آینده کودک بیاثر نخواهد بود. فعالیتهایی که توسط کودکان در فضای مجازی صورت میگیرد، درحال متنوع و گستردهتر شدن است. همچنین با سهولت دسترسی به فناوریهای ارتباطی و امکان حضور حداکثری در فضای مجازی، میزان این نوع کار و بهرهکشی از کودکان افزایش پیدا کرده و نیازمند تصمیمگیری خواهد بود.
شدومنها یا انسانسایهها در واقع همان همزادهای انسانها در فضای مجازیاند که توسط هوش مصنوعی تولید و در خدمت اهداف قانونی افراد و شرکتها یا اهداف غیرقانونی هکرها یا مجرمان سایبری به کار برده میشوند. در فضاهای واقعیت مجازی، افراد با شمایل مجازی خود زندگی میکنند و با آنها با دیگران در تعاملند.
این شرایط، زمینهای را فراهم میکند تا رباتها بهجای انسانها در فرآیندهای تعاملی قرار گیرند و بهجای آنها فعالیت کنند، به جای آنها خریدوفروش کنند، به انتشار پست و به تعامل و پاسخ به کاربران بپردازند. در حقیقت روند خودکارسازی در این حالت میتواند به اوج خود نزدیک شود و کاربران مقدار زیادی از فعالیتهای را به ماشینها میسپارند. ولی آنچه وضعیت خودکارسازی را با جهشی بزرگ همراه میکند، هوشمندسازی است.
رشد تحولات فناوریهای نو مانند هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، نشان میدهد که در آیندهای نزدیک شدومنها بهعنوان دستیاری توانمند به انسانها خدمت کنند. در نگاه اول در شرکتها و موسسات دولتی و خصوصی ظاهر میشوند؛ اما جذابیت دستیار توانمند هوش مصنوعی وقتی همراه با محدودیتهایی چون کمبود زمان، مشغولیتهای کلان و... انسانها مواجه میشود، جذابیتی دوچندان مییابد و به نظر میرسد برای افراد عادی نیز داشتن همزاد و دستیاری توانمند از جنس هوش مصنوعی با توانمندی خود جذابیت دارد و حتی روزی به ضرورت تبدیل میشود.
مسئله اصلی، تبعات ناشی از ایجاد و فراگیری انسان سایههاست. ظهور این فناوری علاوه بر اینکه به اشکال مختلف در تمام حوزههای مرتبط با زیست بشری اثر میگذارد و هرکدام تبعات، پیامدها و قوانین مختص به خود میخواهد، به صورت کلی ما را با چالشی پیرامون ظهور و الزامات زیست انسانسایهها مینماید. در واقع مسئله اصلی استراتژی و راهبردهای ما در پذیرش و ساماندهی این انسانسایهها در زندگی بشری و تدوین الزامات مرتبط با آن است.
پیشدستی کنید!
اگر تحلیل موضوعات نوپدید زودتر انجام گیرد فواید و دستاوردهایی دارد که پرداختن به آنها در نظام حکمرانی و حل مسئله بسیار مهم خواهد بود چون پرداختن به آینده یک نوع پیشدستی را به افراد و سازمانها میدهد تا بتوانند پیش از وقوع مسائل از وخامت اوضاع یا تهدیدهای ناشی از آن مسائل جلوگیری کنند. مثلا کشورهایی که پیش از وقوع کرونا، با ابولا مواجه شده بودند بهتر توانستند با این پدیده روبهرو شوند. مسئلههای نوپدید نظام تصمیمگیری را از چسبیدن به مسائل روز بر حذر میدارد و به سوی آینده پرتاب میکند تا به تدریج بتواند افق بلندمدتی را برای آینده ترسیم کند.
همچنین یکی دیگر از مشکلات، ناتوانی در ارتباطگیری با نسل جدید است. معمولا نوجوانان با مسئلههای نوپدید بیشتر ارتباط میگیرند. این در حالی است که اولویتهای بسیاری از مسئولان در حکمرانی متناسب با نسل قبلی از مسئلهها و ابزارهای حکمرانی است. وقتی در حل مسائل اجتماعی منافع چند گروه نادیده گرفته شود طراحی بازی برد برد به مداخلات زودهنگام نیاز دارد. مثلا تعریف دیرهنگام رمزارزها موجب شد افرادی که در این حوزه سرمایهگذاری کردهاند به ضرر یا سود نامتعارف برسند در حالی که پرداختن به موقع به آن میتوانست تکلیف هر فعال و سرمایهگذاری را در بازار رمزارزها معلوم کند.
حالا سوال پیش میآید که نشانههای موضوعات نوظهور چگونه قابل رصد خواهند بود. یکی از آنها تکیه بر تعلق جمعی است. اندیشمندان موضوعات مختلف میتوانند بصیرتی از آینده به دست آورند و آنها را تشخیص دهند. باید ایدهها را جمعآوری کرد و به فکر راه حل بود.
مواجهه با این تحولات، بیش از آنکه به تصمیمهای مقطعی نیاز داشته باشد، مستلزم تغییر نگاه در سیاستگذاری است. پذیرش اینکه جامعه بهطور مداوم در حال تغییر است، ایجاد نظامی برای رصد مستمر مسائل نوپدید و اختصاص بخشی از ظرفیت تصمیمگیری به موضوعات آینده، میتواند از تبدیل بسیاری از این نشانهها به بحران جلوگیری کند. آینده اجتماعی از راه رسیده است پرسش اینجاست که آیا برای دیدن آن آمادهایم؟
نظر شما