۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۴
کد خبر: ۲۰٬۵۱۴

ژانویه ۲۰۲۶، اسناد تازه‌ای از پرونده جفری اپستین منتشر شد که دیگر امکان تفسیر آن به‌عنوان «انحراف یک فرد» را از بین برد. آنچه آشکار شد، شبکه‌ای نظام‌مند بود که در آن دختران نوجوان به «ارز مشترک» برای مبادله قدرت و وفاداری میان نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب تبدیل شده بودند. بیل کلینتون، پرنس اندرو، و چهره‌های سرشناسی از وال‌استریت تا هالیوود – همان‌هایی که سال‌ها «آزادی»، «دموکراسی» و «حقوق بشر» را برای جهان تدریس می‌کردند – نامشان در این اسناد تکرار می‌شود.

انسان‌شناسی اسلامی و کرامت زن

آگاه: پرسش اینجاست: چگونه تمدنی که خود را پرچمدار کرامت انسانی می‌داند، به نقطه‌ای می‌رسد که نخبگانش دختران نوجوان را به منبعی برای مصرف بدل کنند؟ پاسخ در «انسان‌شناسی» حاکم بر این تمدن نهفته است.

۱. تبارشناسی کرامت؛ دو معنای متفاوت از یک واژه
«کرامت» در جهان اسلام و غرب مدرن، دو معنای متفاوت دارد. در انسان‌شناسی اسلامی، کرامت انسان «عطیه الهی» است. قرآن می‌فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» (اسراء: ۷۰). این کرامت، ذاتی، غیرقابل سلب و مبتنی بر رابطه انسان با خداست. زن و مرد در این نگاه، هر دو از یک نفس واحد آفریده شده‌اند و ملاک برتری، جز تقوا نیست.
در غرب پس از روشنگری، کرامت معنایی دیگر یافت. ایمانوئل کانت در «بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق» (۱۷۸۵)، کرامت انسان را به دلیل «خودآیینی عقل» به او نسبت داد. انسان از آن رو دارای کرامت است که می‌تواند قانون اخلاقی را خود وضع کند. کانت تاکید داشت که این قانون‌گذاری باید بر اساس اصولی باشد که قابلیت جهانی شدن داشته باشند. اما این کرامت خودبنیاد، وقتی از بستر الهیاتی خود جدا شد و با فردگرایی افراطی پیوند خورد، به نسبی‌گرایی اخلاقی انجامید. نیچه این سرانجام را پیش‌بینی کرده بود: «خدا مرده است و همه چیز مباح.»

۲. جزیره اپستین؛ بستر انحطاط در انسان‌شناسی سکولار
این جزیره، نه صرفا یک انحراف فردی، که بستر مساعدی است که انسان‌شناسی سکولار در بستر الیگارشی سرمایه‌داری برای چنین رویدادی فراهم آورده است. این نگاه در لایه‌های مختلف تمدن غرب عینیت یافت:
لایه اقتصاد سیاسی کالاشدگی: نظام سرمایه‌داری برای تداوم خود به «بدن زن» نیاز داشت و او را به کالا تبدیل کرد. بر اساس گزارش جهانی قاچاق انسان (۲۰۲۲) دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل (UNODC)، ۶۰ درصد قربانیان قاچاق انسان در جهان زن و دختر هستند که عمدتا به مقاصد جنسی قاچاق می‌شوند. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «بدترین قضیه این است که کار را به جایی برسانند که خود زن صلاح خودش را در این ببیند که جوری ظاهر بشود که از جنبه جنسیتی بتواند نظر مرد را به خودش جلب کند.» (بیانات ۲۵/۰۷/۱۳۹۱).
لایه روانکاوی قدرت؛ پناهگاه فئودالی: نخبگان در پی «نوستالژی قدرت مطلق» هستند. جزیره اپستین برای آنان پناهگاه فئودالی است؛ جایی که برای ساعاتی ارباب قرون وسطایی باشند.
لایه ابژه کوچک a: ژاک لاکان در «سمینار ۷: اخلاق روانکاوی» (۱۹۶۰-۱۹۵۹) از مفهوم «ابژه کوچک a» سخن می‌گوید؛ همان «مازاد لذت» (plus-de-jouir) که سوژه همواره در پی آن است اما هرگز به آن نمی‌رسد. در جزیره، دختران نوجوان به این ابژه تبدیل شدند. آنچه مبادله می‌شد، تابوشکنی نهایی و لذت مالکیت بر انسان بود. در نگاه لاکان، «ابژه a» هرگز قابل دستیابی نیست، اما در نگاه اسلامی، 
«قرب الهی» دست‌یافتنی است.
لایه سکوت نهادها؛ فرهنگ مصونیت نخبگان: گزارش «میامی هرالد» (۲۰۱۷) فاش کرد چگونه سیستم قضایی فلوریدا با اپستین مدارا کرد. دهه‌ها سکوت مطبوعات و دستگاه قضا، «فرهنگ مصونیت نخبگان» را نشان می‌دهد؛ جایی که اخلاق در غرب، تابع ژئوپلیتیک قدرت است.

۳. صدای زنان غربی؛ اعتراف درونی به انحطاط
زنان غربی نیز خود قربانی این نظام‌ند. جنبش «می‌تو» (۲۰۱۷) نشان داد خشونت جنسی در غرب، قاعده‌ای پنهان است. آندریا دورکین در کتاب «پورنوگرافی: مردان صاحب زنان هستند» (۱۹۸۱، ص ۴۲) می‌گوید: «پورنوگرافی نظریه است و تجاوز عمل.» کاترین مک‌کینون در مقاله «فمینیسم، مارکسیسم، روش و دولت» (مجله نشانه‌ها، ۱۹۸۲، ص ۵۱۵) نظام سرمایه‌داری را به «جنسی‌سازی زنان برای سود» متهم می‌کند. این نقدها، صدای درونی خود غرب است. اما چرا به تغییر ساختاری نینجامیده؟ زیرا سرمایه‌داری با «جذب انتقاد» و تبدیل آن به «کالای جدید»، موج‌های اعتراضی را مهار می‌کند.

۴. انسان‌شناسی توحیدی و کرامت زن
در نقطه مقابل، انسان‌شناسی توحیدی قرار دارد. قرآن زن را «مایه سکون و آرامش» معرفی می‌کند (روم: ۲۱) و رابطه زن و مرد را بر اساس «مودت و رحمت» تعریف می‌کند. زن در اسلام دارای اختیار، کرامت ذاتی و توان ارتقا و کمال است.
قرآن از زنانی یاد می‌کند که به مقام والای انسانی دست یافتند: آسیه که در برابر ظلم فرعون ایستاد، مریم که پاکدامنی را به اوج رساند و حضرت فاطمه زهرا (س) که الگوی تمام‌عیار کرامت شد.
۵. حضرت فاطمه زهرا (س)؛ الگوی پویا و پروژه تاریخی
کوثر بودن: علامه طباطبایی در «المیزان» (ج ۲۰، ص ۳۷۱) «خیر کثیر» در سوره کوثر را وجود مبارک حضرت فاطمه (س) دانسته است. اینجا زن، مایه برکت و تداوم نسل انبیاست، نه ابزار کام‌جویی نخبگان جزیره.
کرامت در عبودیت: در «وسائل‌الشیعه» (ج ۵، ص ۳۵) از امام حسن (ع) روایت شده که مادرش چنان به عبادت می‌ایستاد که پاهایش ورم می‌کرد. کرامت او از «قرب به خدا» سرچشمه می‌گرفت، نه از نمایش بدن برای جلب توجه دیگران.
دفاع از ولایت؛ خروج از انفعال تاریخی: در خطبه فدکیه («الاحتجاج» طبرسی، ج ۱، ص ۱۳۲) فرمود: «أَتَطْمَعُونَ أَنْ تَخْمِدُوا نُورَ اللَّهِ؟» (آیا می‌خواهید نور خدا را خاموش کنید؟). «فاطمه‌وار» زیستن یعنی زن مسلمان در برابر غصب حقیقت بایستد، حتی اگر تنها باشد.
مادری تمدن‌ساز: رهبر انقلاب می‌فرمایند: «معنای خانه‌داری زن، تربیت انسان است؛ تولید والاترین محصول عالم وجود، یعنی بشر» (بیانات ۲۷/۱۰/۱۳۹۱).
الگوی سوم در عمل: این الگو نه شرقی و نه غربی، بلکه فاطمی است. شهیده مریم فرهانیان (مادر دو شهید و پرستار دفاع مقدس)، دکتر سیده زهرا میرآبی (دانشمند هسته‌ای) و... نمونه‌های عینی آن هستند؛ زنانی که در خانه مادری نمونه‌اند و در جامعه، حضوری عفیفانه و مؤثر دارند.

۶. کرامت فاطمی؛ جایگزین ابژه کوچک a
در نگاه لاکان، انسان در پی «ابژه گمشده‌ای» است که هرگز به آن نمی‌رسد؛ این سرگشتگی ابدی، بن‌بست روانکاوانه غرب مدرن است. در نگاه اسلامی، این ابژه گمشده «قرب به خدا» است و نه تنها دست‌یافتنی، که کمال نهایی انسان در آن تعریف می‌شود. حضرت فاطمه (س) نشان داد زن می‌تواند به مقام قرب الهی دست یابد؛ مقامی که نه در «مازاد لذت»، که در «مازاد عبودیت» معنا می‌یابد. اینجا تقابل نهایی است: جزیره اپستین صحنه تعقیب «ابژه a» و سرگشتگی ابدی و حرم فاطمی، صحنه وصال با «معشوق حقیقی» و کرامت جاودان.

نتیجه‌گیری؛ دو راهی انسان‌شناسی
آنچه در جزیره اپستین رخ داد، نتیجه انسان‌شناسی سکولار و نگاه ابزاری به زن بود. نخبگانی که مدعی «آزادی» و «حقوق بشر» بودند، در فرهنگ مصونیت نخبگان، دختران نوجوان را به ابژه لذت تبدیل کردند. رهبر انقلاب هشدار می‌دهد: «امروز یکی از مشکلات بزرگ دنیای غرب، متلاشی شدن خانواده‌هاست... غرب از همین نقطه فرو خواهد ریخت.» (بیانات ۲۵/۰۷/۱۳۹۱).
در مقابل، انسان‌شناسی توحیدی با کرامت فاطمی، تصویری متعالی از زن ترسیم می‌کند: موجودی فاعل، مختار، مسئول و دارای نقش تمدنی که با عبودیت به خدا نزدیک می‌شود، با ولایت‌مداری از حریم دین دفاع می‌کند، با مادری نسل منتظر را تربیت می‌کند و با حضور اجتماعی عفیفانه زمینه‌ساز تمدن نوین اسلامی می‌شود.
این دو انسان‌شناسی، دو مسیر پیش روی بشریت است: یکی جزیره‌ای برای مصرف بدن‌ها به نام آزادی و دیگری دامان مادری برای تولد انسان‌های والا به نام کرامت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.