آگاه: غفلت از این موضوع همانگونه که سالها اتفاق افتادهاست، جهان را به سقوط در دره هولناکی میکشاند. از طرفی نگاه سنتی و دیکتاتورمآبانه شرق به زن و از جهتی نگاه جنسیتی و منفعتطلبانه غرب که بعد از انقلاب صنعتی اروپا رایج شد و برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه و استعماری حکومتها و رشد چرخه اقتصادی و صنعتی، زن را در منجلاب توهم برابری جسمی، روحی و خلقی با مرد کشاند و به دنبال مردوارهکردن زنان و ایجاد تقابل و رقابت بین زن و مرد برای منفعت بیشتر قدرتطلبان بوده که در طول تاریخ پروندههای سنگین هجمه به ساحت زنان و فساد و فحشای حکام و سیاستمداران خود دلیلی روشن بر این مدعاست، در این نگاه مذبوحانه هویت اصلی زن نادیده گرفتهشده و بنیان خانواده و اجتماع را متزلزل کرده، روز به روز او را از هویت، جایگاه و نقش اصلی خود دور کرده و از او عروسک خیمهشببازی برای مصرف منفعتطلبان ساخته است و با روایتهای ساختگی و هجمههای رسانهای، این بینش اشتباه و معیوب را چنان در اذهان عموم بشر حتی خود زنان عمق بخشیده است که کلام و روشی خلاف این مدعا، شناکردن خلاف جهت آب و مبغوض جهان خواهدبود.
در این میانه، انقلاب اسلامی ایران که بر پایه مبانی اصیل فطری و حقیقی بنا شده است، در تمام محورها طرحی نو در انداخته و نگاهی جدید به جهان مخابره کرده است و با بیان جهانبینی خود، تعریفی نو در مسائل مختلف بهخصوص جایگاه بانوان در عرصه هستی ارائه کرده است. نگاهی ورای جنسیت با رویکرد پیشینهشناسی، یعنی توجه به جلوه انسانی زن و جایگاه خلیفهاللهی انسان اعم از زن و مرد. در این رویکرد زن ابتدا در جایگاه انسانی خود مورد توجه قرار گرفته و هیچگاه جنس دوم تلقی نشده و ابزاری برای مردان نبوده است و برابری زن و مرد در این محور مطرح شده و مخاطب تمامی خطابات قرآنی و روایی که شامل نوع بشر است قرار گرفته و کمال وجودی او که همان سیر سلوک الیالله است دقیقا با مرد یکی است.
در این نگرش گاه زن الگوی بشریت معرفی شده و قرار گرفتن در اعلی درجه خود، او را به الگوی صالحان جهان تبدیل کرده و مثالی برای پیمایش صحیح مسیر، که خداوند در قرآن میفرماید: «ضرب الله مثلاً للذین آمنوا امرات فرعون...» و در نقطه مقابل، سقوط و انحطاطش که مقدمه انحطاط بشر میتواند باشد باز هم مورد توجه قرار گرفته و در آیات الهی به این صورت بیان شدهاست: «ضرب الله مثلاً للذین کفروا امرات نوح و امرات لوط...»
نقطه افتراق رویکرد اسلامی که در جریان انقلاب اسلامی مطرح شد و در نگاه امامین انقلاب به آن تصریح شده است، با دیگر رویکردهای شرقی و غربی و بعضا کجفهمیهای دینداران دینناشناس، در مدنظر قرار دادن هویت انسانی زن است که باعث ایجاد تصوری واقعبینانه و مطابق فطرت و طبیعت الهی میشود؛ در این افق، زن به منزله انسانی برخوردار از تمامی استعدادهای وجودی، مورد توجه قرار گرفته و در مرحله بعد در جایگاه خاص خود یعنی جنس مؤنث با شرایط و ویژگیهای منحصربهفرد مطرح میشود.
در این نظام فکری، زن موجودی جامع است که باید نقش او جامعیت داشته باشد و بر اساس میزان تواناییها و شرایط موجود، با حفظ ظرافتها و لطافتهای زنانه، در عرصههای مختلف شخصی، اجتماعی و بینالمللی ایفای نقش کند. با نگاهی به نوع کنشگری بانوان در سالهای منتهی به انقلاب و اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، جلوههای نقشآفرینی بانوان را میتوان نظاره کرد، زنانی که گاه در خط مقدم مبارزه، گاه پشت جبههها و گاه سفیران سیاسی و فرهنگی کشور درکنار نقش بیبدیل همسری و مادری حضور داشتهاند؛ حضوری که به گفته امام خمینی (ره) اگر نمیبود این انقلاب به این شکل یا پیروز نمیشد یا مشکلات بزرگی در سر راه آن پدید میآمد.
متاسفانه نفوذ فرهنگ غرب و سبک زندگی نادرست و هجمههای فرهنگی از سوی شرق و غرب طی سالیان طولانی، حجابهایی بر پیکره این هویت و خودشناسی ایجاد کرده که بازگشت به اصول فطری_توحیدی که در افق تمدنی انقلاب اسلامی و منظومه فکری رهبر انقلاب بیان شده است، راه را برای رسیدن به نقطه تعالی برای زنان و بهتبع آن برای کل جامعه و بشریت خواهد گشود.
۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۴
کد خبر: ۲۰٬۵۴۰
سعیده اجتهادی: در جهانی که به سرعت در حال تغییر است و جایگاهها مخدوش شده، هرکس در پی جایگاه برتر برای تاثیرگذاری بیشتر و کسب منافع است و تعاریف جدیدی از هویت انسانی ارائه میشود، در قرنی که بحران اولیهاش بحران عاطفه ارزیابی شده و انسان محور اصلی جهان و مالکالرقاب هستی؛ آیا جایگاه و هویت زن، به عنوان سر منشأ خلقت و پروراننده انسانها نباید مورد توجه و تبیین درست قرار گیرد؟
نظر شما