علیرضا موسی‌پور- آگاه مسائل سیاسی : مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، هرچند به‌صورت غیرمستقیم و در چارچوب‌های محدود دیپلماتیک انجام شد، اما از حیث راهبردی بازتاب‌دهنده یکی از عمیق‌ترین منازعات امنیتی در نظام بین‌الملل معاصر است؛ منازعه‌ای که فراتر از موضوعات هسته‌ای، به بنیان‌های قدرت، بازدارندگی و نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران گره خورده است.

چرا خلع سلاح موشکی و منطقه‌ای ایران امکان‌پذیر نیست؟

آگاه: از این رو این استنباط از روند ماجرا وجود دارد که نوع مواجهه واشنگتن با تهران صرفا در لایه هسته‌ای قرار ندارد و مسئله، ابعاد هویتی و موجودیتی خاصی را در دل خود قرار داده است.

ژنو؛ استمرار یک الگوی فرسایشی
مذاکرات در سال‌های اخیر بیش از آنکه بستر «حل‌وفصل» اختلافات باشد، به صحنه مدیریت بحران و کنترل تنش تبدیل شده است. الگوی مذاکرات نشان می‌دهد که طرف آمریکایی، با اتکا به ابزار تحریم، تهدیدنظامی و فشار سیاسی، تلاش می‌کند مذاکرات را از چارچوب مشخص هسته‌ای به حوزه‌های موشکی و منطقه‌ای بکشاند؛ حوزه‌هایی که اساسا از نگاه ایران، موضوع مذاکره نیستند بلکه بخشی از دکترین امنیت ملی ایران محسوب می‌شوند و ایران چشم‌انداز خاصی برای مذاکره در این باره به طرف مقابل نشان نداده است.

خواسته‌های آمریکا؛ فراتر از توافق، در مسیر مهار
مطالبات ایالات متحده در مذاکرات ژنو را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد:
محدودسازی توان موشکی ایران، به‌ویژه موشک‌های بالستیک با برد متوسط و بلند؛ کاهش یا توقف نقش منطقه‌ای ایران در محور مقاومت و مناطق نفوذ راهبردی؛ نهادینه‌سازی یک الگوی نظارتی دائمی که عملا به مهار بلندمدت ایران منجر شود. این مطالبات، نه در قالب یک توافق متوازن، بلکه در چارچوب راهبرد «مهار هوشمند ایران» تعریف می‌شوند؛ راهبردی که هدف نهایی آن، کاهش مؤلفه‌های قدرت سخت ایران بدون ارائه تضمین‌های امنیتی یا گشایش‌های اقتصادی قابل توجه و متقابل است. همین نکات است که پیچیدگی مذاکرات را دو چندان کرده است. توان موشکی ایران، در شرایطی شکل گرفته که کشور به‌صورت تاریخی از دسترسی به سامانه‌های متعارف دفاعی پیشرفته محروم بوده است. تجربه دو جنگ تحمیلی هشت ساله و ۱۲ روزه، تهدیدات مستمر اسرائیل، حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران و فقدان چتر امنیتی بین‌المللی و حتی تجربه‌ها و آموزه‌های جنگ اوکراین- روسیه همگی باعث شده‌اند که موشک به ستون فقرات بازدارندگی ایران تبدیل شود. خلع یا حتی محدودسازی اساسی این توان، به‌معنای: ایجاد خلأ بازدارندگی؛ افزایش آسیب‌پذیری در برابر حملات پیش‌دستانه و انتقال توازن قوا به نفع رقبای منطقه‌ای ایران است. در چنین شرایطی، پذیرش خلع سلاح موشکی در طرف ایرانی نه یک تصمیم فنی، بلکه یک خودزنی راهبردی تلقی می‌شود که موجبات فروپاشی کامل نظم امنیتی مستقر در منطقه بر علیه جمهوری اسلامی ایران و شبکه متحد آن را فراهم می‌آورد.

مسئله منطقه‌ای؛ نفوذ یا عمق راهبردی؟
از منظر آمریکا، نقش منطقه‌ای ایران «بی‌ثبات‌کننده» توصیف می‌شود، که این تعریف بی‌ثبات‌کننده در ادبیات دولتمردان آمریکایی به مثابه عدم صلح با رژیم صهیونیستی است. اما از منظر تهران، این نقش پاسخی به تهدیدات ساختاری در محیط امنیتی پیرامونی است که در رأس این تهدیدات سلطه‌طلبی رژیم صهیونیستی و جریانات تکفیری مهم‌ترین مولفه‌های منطقه‌ای تهدید علیه جمهوری اسلامی است. حضور ایران در معادلات منطقه‌ای، نه حاصل ماجراجویی، بلکه نتیجه: فروپاشی دولت‌ها در منطقه؛ گسترش تروریسم و خلأ قدرت ناشی از مداخلات خارجی است. پذیرش خواسته آمریکا برای عقب‌نشینی منطقه‌ای، به‌معنای از دست دادن عمق راهبردی و انتقال ناامنی به داخل مرزهای ایران خواهد بود؛ امری که با هیچ منطق امنیت ملی سازگار نیست. این مورد در حالی مطرح می‌شود که سیاست‌مداران رژیم صهیونیستی آشکارا خواهان تجزیه و تضعیف حداکثری جمهوری اسلامی ایران شده‌اند. بدیهی است که با الگو قراردادن هر تعریفی از مفهوم امنیت جمهوری اسلامی امکان قبول این شرایط تحمیلی ایالات متحده را ندارد.

بن‌بست ساختاری مذاکرات
آنچه مذاکرات ژنو را به بن‌بست می‌کشاند، نه فقدان اراده دیپلماتیک، بلکه ناسازگاری بنیادین دو منطق امنیتی است:
منطق آمریکا: مهار قدرت ایران است.
منطق ایران: حفظ بازدارندگی و بقا در یک محیط ناامن.
تا زمانی که طرف آمریکایی حاضر به شناسایی این واقعیت نباشد که توان موشکی و نقش منطقه‌ای ایران «قابل معامله» نیست، مذاکرات ژنو بیش از آنکه مسیر توافق باشد، به ابزاری برای کسب زمان و اعمال فشار سیاسی تبدیل خواهد شد. هرچند نقش بی‌ثبات کننده رژیم صهیونیستی که در منطقه در ایام پسا هفت اکتبر در حقیقت به دنبال هژمون طلبی آشکار حرکت کرد و دایره اقدامات نظامی و خصمانه خود را فراتر از محیط سرزمینی خود عنوان کرده است شاید کلیدی‌ترین گره مذاکرات پس از زیاده خواهی‌های ترامپ باشد.
مذاکرات ژنو اگر قرار است به نتیجه‌ای پایدار برسد، باید از رویکرد مطالبه‌محور و یک‌جانبه آمریکا فاصله بگیرد. خلع سلاح موشکی و منطقه‌ای ایران نه‌تنها غیرواقع‌بینانه، بلکه برخلاف منطق امنیتی جمهوری اسلامی و حتی کل منطقه است. توافق پایدار زمانی شکل می‌گیرد که به‌جای مهار، بر توازن، تضمین‌های متقابل و احترام به مؤلفه‌های قدرت ملی تمرکز شود؛ امری که فعلا در دستور کار واشنگتن دیده نمی‌شود. همچنین ابعاد مختلفی در هفته‌های اخیر از تسلط خیره کننده موساد و رژیم صهیونیستی بر سیاست‌مداران غربی به ویژه شخص ترامپ به واسطه اسناد اپستین آشکار شده که همگی نشان از ناپایداری روند مذاکرات و کاهش احتمال حصول توافق است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.