آگاه: بیشک هر کس اندک آشنایی با زندگی امام شهید داشته باشد تصدیق میکند که زندگی ایشان، زندگی یک انسان عادی نیست. هر مرحله از زندگی پرماجرای ایشان مملو از خرد، شجاعت و عزت است؛ زندگی شگفتانگیزی که از مشهد آغاز شد، به مبارزات امام راحل پیوند خورد و با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی تداوم یافت. از همان ابتدا نگاه ویژه ایشان به قرآن قابل توجه است. یک قرائت اصیل و بدیع که جوانان زیادی را جذب انقلاب کرد. مردی که بارها به زندان افتاد، شکنجه و تبعید شد، او در نوک پیکان مبارزه بود گویا جمجمهاش را به خدا سپرده بود. درد شهادت بهشتی و یارانش قلب ملت را به درد آورد ولی گویا بسیاری نمیدانند که روز قبل این فاجعه خامنهای به مقتل رفته بود. شناخت ایشان از ادبیات محدود به ادبیات ایران نبود. شاید نتوان رمان بزرگی در جهان پیدا کرد که خامنهای نخوانده باشد. رهبری آن کسی بود که پروفسور فرامرز رفیعپور، استاد تمام جامعهشناسی تعجب کرده بود وقتی فهمید رهبری تمام کتابهای مهمش را خوانده است. فرماندهای که با قوت راهبرد مقاومت را در پیش گرفت و نشان داد میشود عزتمند بود و زندگی کرد. سالها تلاش کردند در ذهن مردم جا بیندازند زندگی با مقاومت منافات دارد، نمیشود عزیز بود و در عین حال زندگی کرد. مگر میشود بیرون از دهکده جهانی زندگی مردم را تدبیر کرد؟! امام خمینی همان روز که فرمود الحاق لفظ دموکراتیک به جمهوری اسلامی توهین به اسلام است خطوط افق جدیدی از زیست بشر را ترسیم میکرد؛ اینکه اسلام میتواند زندگی مردم را تدبیر کند. اسلام بیشک این ظرفیت را دارد. با رحلت امام اما بسیاری در امکان این مسئله تشکیک کردند. در این نقطه بود که راهبری الهی چون امام شهید بود که این مسیر را با قدرت در پیش گرفت. سخنرانیهای امام خامنهای در سالگردهای امام خمینی (ره) به اذعان افراد متخصص یکی از مهمترین سخنرانیهای سالانه ایشان بوده است؛ چیزی که نشان میدهد امام شهید بر امتداد راه امام راحل چقدر ساعی بوده است.
هر سخنرانی رهبری نقاط اساسی و مسائل مهم کشور را به آحاد مردم نشان میداد. رهبری با همین سخنرانیها تلاش میکردند گفتمانسازی کنند. جهاد علمی، پیشرفت، اقتصاد و... حتی کتابهای مقاومت که رهبری بر آن تقریظ مینوشتند گفتمان میساخت و جهت میداد.
نظام جمهوری اسلامی، نظام امت و امامت است و هدف دشمن قطع ارتباط آحاد مردم با رهبرشان بود. انواع تخریبها و شبهات ساخته و پرداخته شد که کانون آن رهبری بود. افراد بسیاری بودهاند که با خواندن یا شنیدن بیانات رهبری شیفته ایشان شده بودند. دشمن اما تلاش میکرد مردم حتی رغبت به خواندن یا شنیدن گوشهای از بیانات رهبری را هم نداشته باشند و چقدر این مقطع تاریخ با دوره حکومت امام علی (ع)شباهت دارد. آنجا که معاویه با تبلیغات گسترده مانع شده بود مردم حقیقت علی را درک کنند تا نقطهای که امام به شهادت رسید و شامیان میگفتند مگر علی هم نماز میخوانده؟! امام شهید مردی نبود که نسخه مقاومت بپیچد و میدان را خالی کند. ایشان مثل همان روزهایی که انقلاب را به سمت پیروزی هدایت میکرد یا روزهای سخت جنگ هشت ساله که در لباس سربازی خدمت کرد، جلودار بود. به قول حاجقاسم فرماندهان ما نمیگفتند برو میگفتند بیا! آنها در ردیف اول بودند؛ این است ولی، ولی سلطان نیست که با رفتنش خطوط مردم درهم بشکند. ولایت پیوند محکمی است میان امام و امتش. امام خمینی میفرمود من هم یکی از شما هستم. شاه و سلطان اما خود را با دیگران یکی نمیداند، شاه است و رعیتهایش! مردم، امام شهید را یکی از خودشان میدانستند، یک پدر، سرپرست و امانت الهی. این پیوند برای غرب قابل فهم نیست هر چه تلاش هم بکند نمیفهمد که «ما موظف به تکلیف هستیم نه نتیجه» یعنی چه! ویتکاف گفته بود ترامپ تعجب کرده که چرا با وجود این همه تسلیحات، ایرانیها تسلیم نمیشوند احتمالا در حال حاضر کاملا دیوانه شده است! امام تجلی اراده مردم است و به دلیل اینکه امام است از همه هم باارادهتر است و مردم با نگاه به او تقویت میشوند. گویی اراده مردم شعاعی است از اراده ولی. این مسئله شامل همه کسانی است که در عهد ولی هستند حتی اگر خودشان ندانند یا نخواهند. امام باقر (ع) فرمود که خدای تبارک و تعالی فرموده است: بدون شک افرادی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کنند، عذاب میکنم هر چند که آن رعیت در کردار خود نیکوکار و پرهیزگار باشد و هر آینه افرادی که در اسلام با پیروی از امام عادل از جانب خدا دینداری کند، در میگذرم هر چند که آن رعیت نسبت به خود ستمگر و بدکردار باشد. امروز به کشورهای منطقه نگاهی بیندازیم. افراد زیادی بودند که میگفتند به دهکده جهانی بپیوندید، ساکت و سربهزیر باشید و اقتصاد را در اولویت قرار دهید، مثالشان هم عربستان سعودی و امارات بود. در مقابل
امام شهید در تمام این سالها بر تقدم امنیت بر هر چیز دیگری تاکید میکرد. امروز به عربستان نگاه کنیم امنیتش عاریتی است و اقتصادش به مویی بند است. ملت ایران درسش را خوب یاد گرفته است. میان عزت و زندگی منافاتی وجود ندارد؛سرافرازانه زندگی میکنیم!
۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۰
کد خبر: ۲۰٬۸۵۷
در سالهای اخیر پرتکرارترین شبهات مطرح شده مربوط به «ولایت فقیه» و مشخصا پرتکرارترین شعار فتنه ۱۴۰۱ هم «مرگ بر دیکتاتور» بود. همین مسئله نشان میدهد که مسئله رهبری یکی از (و شاید مهمترین) چالش ذهنی ایرانیان باشد.
نظر شما