رضا کیانیان، بازیگر
حقوق کودکان در جنگ یکی از موضوعات مهم در حقوق بینالملل است، چون کودکان آسیبپذیرترین گروه در درگیریهای مسلحانهاند. این حقوق در چند سند مهم بینالمللی تعریف شدهاند؛ از جمله the Rights Of the Child و Geneva Conventions.
در چارچوب این قوانین، چند اصل اساسی درباره کودکان در جنگ وجود دارد: حق حفاظت از خشونت؛ کودکان نباید هدف حمله نظامی قرار بگیرند. کشتن، زخمی کردن یا ایجاد رعب در میان کودکان نقض قوانین جنگ محسوب میشود.
رسول صدرعاملی، کارگردان سینما
ایران ما، این روزها تجربهای متفاوت از همه سالهای دور و نزدیکش را پشت سر میگذارد و ناباورانه تجاوزی آشکار در مقطعی که قرار بود با دیپلماسی پیش برویم، اتفاق افتاد.
تجاوزی که شخص اول مملکت، رهبر انقلاب را در دفتر کارش و همراه با خانوادهاش که نزدیک به آنجا زندگی میکردند، به شهادت میرساند، ۱۴۰ کودک بیگناه مینابی ناباورانه آرزوهای کودکانهشان به باد میرود و مردم بیگناهی که زیر بمبهای مدعیان آزادی و دموکراسی جان میدهند.
خوب میدانیم که این رسم انسانیت و دموکراسی نیست که ناجوانمردانه ترور کنند و ای کاش مردانه میجنگیدند. این روزها مردم ایران باید بیشتر ایمان بیاورند که دست هیچ حکومت خارجی نمیتواند نجات دهنده باشد، جز همراهی خودمان با هم برای ایرانی که میتواند روزهای زیبایی را زیر سایه همدلی خودمان رقم بزند.
خیرالله تقیانیپور، کارگردان سینما، تئاتر و تلویزیون
با درود. شهادت رهبر معظم انقلاب و دختران مدرسه شجره طیبه و ایضا مردم مظلوم را به ملت غیور ایران تسلیت عرض میکنم.
بعضا سر تحقیق و نوشتن فیلمنامه یا سر صحنه هنگام فیلمبرداری مخصوصا در مورد وقایع دهه ۶۰ با خودم فکر میکردم که عجب نسلی بودند مردمان آن زمان.
با دست خالی فقط با توکل بر خدا، شاه را ساقط کردند، با دست خالی فقط با توکل بر خدا هشت سال با هشتاد کشور جنگیدند. حال با دیدن مردم در کوچه و خیابان با خود میگویم عجب نسلی هستیم ما، اینبار با دستان پر، دستانی که از پدرانمان به ارث رسیده و توکل به خدای عزوجل که دائما در گوشمان میخواندند.
آری، ما فرزندان همان مردمان آن روزگار هستیم. پای میراث گرانبها با تمام وجود خواهیم ایستاد تا پرچم ایران همواره بر فراز و برقرار باشد و در آینده فرزندانمان نیز همواره سرود فتح خواهند خواند.
ما ملت پیروزی هستیم که خداوند منان، راه شکست را بر ما بسته است.
هادی نائیجی، کارگردان سینما
یعنی هنوز کسانی هستند که نفهمیده باشند، این جنگ، یک جنگ وجودیست و مسئله، بود و نبود ایران و تکتک ما ایرانیهاست؟! اگر کنار هم متحد نباشیم و یکصدا پای ایران ایستادگی نکنیم، نتیجه خیلی روشن است؛ کم نمونه در خاورمیانه ندیدهایم.
ما هنرمندان که از همین مرز و بوم و مردم قدر و منزلت یافتهایم، نمکشناسیم و پای ایران یکپارچه میایستیم. روایت و تصویر غلطی که متجاوزان برای توجیه کارشان میسازند، فقط بهدست باکفایت هنرمندان ایرانی نقش برآب میشود.
تکلیف حضور تکتک ما هنرمندان، چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی، با این همه گوش شنوا کاملا معلوم است.
داریوش یاری، کارگردان سینما و تلویزیون
ملت امام حسین (ع) بودن شعار نیست، آموزهای است برای حب دین و وطن. حکمت و اخلاق روح جوانمردی را در جامعه ساری و مردمانش را شجاع، وفادار، پاکدامن، راستگو و اهل بخشش میکند، صفایی که در بزنگاه تصمیم و انتخاب رستگارت میکند.
کربلا میدان نبرد تنهایی بود که اهل این صفات بودند با نفراتی که طالب ضدش بودند و عاشورا روزش شد اما کل یوم عاشورا کل ارض کربلا آموزهای است که هر جا و هر زمان را بزنگاهی برای رستگاری میداند و اینجا کربلا و امروز عاشوراست برای ملت امام حسین (ع) سکوت که کنی حتی اگر در سومین روز بعد از نبرد در رثای شهدایش شعر بسرایی و پیش از چهلمشان در داغ آنان خودت را در فرات غرق کنی تاریخ دربارهات سکوت خواهد کرد و تو را عالم دین و مجاهد نخواهد شناخت اصلا فراموش میشوی.
حتی تاریخ شک میکند آیا جزو نخستین زائرانش بودی؟ همانطور که خودت شک کردی به طلب یاری حسین (ع) (سرنوشت عبیدالله حر جعفی تنها کسی که حسینبن علی شخصا برای طلب یاری به دیدارش رفت) و اما امروز حسینبن علی و یارانش را با صفاتی یاد میکنیم فراتر از نامهایشان.
شجاعت، تو را یاد چه کسی میآورد، وفادار، چه کسی؟ با شنیدن نام حر چه صفتی خودنمایی میکند؟
تنهایی که تا ابد هر یک آوازهای به ماندگاری حق هستند و نشانی برای نجات بشر و حکمت و اخلاق در جامعه ایرانی از همین آموزههاست که در کالبد عیاران و پهلوانان و جوانمردانش ظهور میکند.
روزگاری حب دین و وطن او را وادار میکند در برابر خلافت عربی رودرروی امویان بایستد و روزی دیگر در برابر اشغال وطن رودرروی مغولان و حالا امروز و اینجا رستگاری در انتظار لبیکهاست.
این گوی و این میدان، بار دیگر خواهیم دید خون رهبر شهیدمان چگونه اسلام و ایران را نجات خواهد داد. حب دین و وطن مشق نامداران بلند آوازهای است که نامشان تو را یاد زیباترین صفات انسانی میاندازد.
شجاعت، راستگویی، بخشش، وفای به عهد و پاکدامنی که هر خاک و امتی برای نجاتش خواهان آن است و رمز آن مقاومت و ایستادگی است آنچه پس از این صفتی بلند آوازه خواهد شد در کنار نام رهبر شهیدمان.
هادی مقدمدوست، کارگردان و نویسنده سینما
مردم کاملا واضح میبینند که برای دشمنشان قتل نظامی و غیرنظامی هیچ فرقی ندارد.
مردم کودکان و نوزادان شهید جنگ ۱۲ روزه و بیش از ۱۵۰ دانشآموز شهید و کم سن میناب را دیدهاند.
مردم خبر دارند دشمنشان از نطفه غاصب و قاتل است.
مردم دعوت دشمن از انواع و اقسام تروریستها را برای آشوب و اشغال و تجزیه میبینند.
مردم اطلاع دارند این دشمنان دائما مشغول تحریم و تخریب زیرساختهای کشورشان بودهاند!
مردم متوجهاند این دشمنان شیاد در اوج جنایتهای جنگی، همچنان احمقانه وانمود میکنند دلسوز هستند و قصد کمک دارند! مردم دانا هستند و فریب نمیخورند چرا که حقطلبند. چرا که یکی همواره بوده و هست که واضح و صریح و شجاعانه «حرف حق» را گفته و میگوید و قدرتمندانه تمام قوا را برای دفاع از مردم و ایران در برابر دشمن آماده ساخته و فرمانده بوده و هست و خود «اولین شاهد دفاع از حق» شد و تا ابد حق را شهادت خواهد داد. صدای «شهید اول» ایران، صدای «رهبر شهید» ایران همچنان میپیچد و با یاری حضرت حق، همچنان اجازه نمیدهد هیچ خیال و سعی باطلی، حقطلبی مردم پهلوان ایران را مغلوب کند.
محمدرضا شفاه، تهیه کننده سینما
مرسوم است که در هر جنگی تحلیلگران و کارشناسان نظامی، دلایل مختلفی را برای توضیح دلایل برتری یک جبهه و ضعف جبهه دیگر بیان میکنند. همه آن دلایل البته در جای خود قابل اعتنا و تأمل است.
اما واقعیت آن است که مهمترین علت پیروزی یک ملت در هر نبرد را «اراده» آن ملت است که میسازد.
اراده است که خستگی ناپذیری میآورد و از انسانها کوههایی نستوه میسازد که با هیچ عامل رعب آوری دیگر نمیترسند و ایمانهایشان فرو نمیریزد.
و این چیزی است که امروز در ملت ما جاری شده است.
و البته ما این اراده را مدیون لطف خدا و حماقت دشمنانمان هستیم.
مدیون اویی هستیم که با حماقت مثالزدنیاش پیش از آغاز واقعی نبرد، چیزی عزیزتر از جان را از ما گرفت تا ما دیگر چیزی نداشته باشیم که نگران از دست رفتن آن باشیم.
حالا دیگر بهانهای برای تردید در بذل جانمان نداریم. مایی که عزیزتر از جانمان را از دست دادهایم.
دشمن اشتباه کرد و با اشتباه او ارادهای در ما شکل گرفته که میتوانیم این نبرد را تا پایان ادامه دهیم با همه دردها و رنجهایی که دارد و ما دیگر هیچکدام را احساس نمیکنیم.
دشمن اشتباه کرد که خون امام عزیزمان را بر زمین ریخت و ما به او درسی خواهیم داد که یادش بماند هرگز و پس از این، در هیچ نبردی نباید چیزی «عزیزتر از جان» را از هیچ ملتی گرفت.
محمد فرشتهنژاد، آهنگساز تئاتر، سینما و تلویزیون
وطن برای من ریشه است
اصل است
مادر است
من، هرگز با مادرم قهر نکردم و از پیش او نرفتم.
ما ایرانیان ریشه داریم و اصیل ... جانم فدای آن جوانانی که امروز برای وجب به وجب این خاک با چشمهای سرخ همیشه بیدار، ایستادهاند.
جانم فدای آنانی که هم اکنون در همین خاک و مثل ما در صف اول نبردند. شما معروفترین گمنامان تاریخ هستید که لیاقت دفاع و حراست از کیانتان را دارید ...
اگر برای ریشه دواندن و سربلند شدن و بزرگ شدن برایم، برایمان، از رستم و زال و سام و سهراب و آرش گفتند، حالا با گوشت و پوست و خونمان اسطورههای رشیدمان را میبینیم و لمس میکنیم.
آینههای شکسته میناب، مرزهای غمگین بودن و انسانیت را جابهجا کردند. آن نازنینان در قبرهایی آرمیدند که طول قبرشان به اندازه طول زندگیشان نبود.
معیار باوجدان بودن، موضعی است که نسبت به پرپر شدن این نوگلان داریم و درک و دریافت ما از این ضایعه که تمامش خون است و اشک است و درد ... که میشد تمامش فریاد شادی و بازی و خنده باشد.
همین حالا که مراتب ادب و احترامم را به غیورمردان ایرانم تقدیم میکنم صدای هواپیماهای دشمن در نزدیکترین حالت به گوش میرسد و صدای انفجار مهیب و کریهشان چهره دل و شهر و کشورم را غمبارتر میکند.
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
حمید حسام، نویسنده ادبیات پایداری
«در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود»
این کلمات برآمده ز دل، بافته ز جان را از پس پرده اشک مینویسم:
آقای «جان جانان» هنوز زبانم نمیچرخد و لال شدهام و نمیتوانم شما را شهید خطاب کنم و اولین بار است که قلمم از قلبم فرسنگها جامانده و جوهر نوشتارم خشک شده و مثل میلیونها انسان دلشکسته، برایتان «زیارتنامه» میخوانم و با زبان اشک به شما سلام میکنم.
نه اشک سوگ و اندوه که اشک حماسه و غیرت. همان اشکی که از غیرت شریان شیعی میجوشد و سیل میشود و توفان به پا میکند؛ اشک روز دهم. اشک عاشورا.
سلام بر آینه قرآن، فرزند مفاتیح الجنان. مونس توسل و ایمان.
سلام بر سلاله نور. مبشر ظهور
سلام بر ذریه سیادت، معلم عدالت، ملجأ استقامت.
سلام بر ترجمان صبوریها، سراج گمشدهها.
سلام بر الگوی عارفان، فرمانده فرماندهان.
معلم ادیبان، امام شهیدان.
پناه بیپناهان.
شهادت میدهم که شما ملت رهیده از ظلم طواغیت را بر «سفینه النجاه» نشاندید و با یقین به وعده «انّ مَعی ربی سیهدین» عبور دادید و منشور اندیشه شما در پیوند اسلام عزیز و ایران سربلند، نسخه دنیوی و سعادت اخروی ما شد.
پیش از آنکه شیپور شوم جنگ به صدا درآید، زادههای بیتبار «ابن زیاد» در بوق جهالت پیادهنظامشان دمیدند که: «رهبر ایران در زیر برجها و طبقه منفی ۴۰ پنهان شده» و این دروغ بزرگ را انساننماهای «کالانعام بل هم اضل» باور کردند. اما آنان که دست عنایت خدا بر سرشان سایه انداخته، میدانند که شما از سلسله «کهف الحصین» هستید و پناه بیپناهان و پناه هرگز به پناهگاه نمیرود!
شما درست همانجا بودید که ۱۴۰۰ سال پیش، اباعبدالله الحسین (ع) ایستاده بود؛ روز دهم بود. لاشخوران نفتخوار اقیانوسپیما آمده بودند و اتفاقات از مقابل چشمان تاریخ عبور میکرد. این بار نه در محرم که در رمضان و شما تشنه دفاع از حیثیت «استقلال و آزادی» این ملت مظلوم اما مقتدر، وسط خیابان «جمهوری اسلامی» در تلاقی با کوچه «کشور دوست» ایستاده بودید و تا انتهای افق فرداها را میدیدید و همنفس نسیمی بودید که از گیسوان دخترکان مینابی برخاسته و به سمت قرارگاه «اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمون» میرفت.
روزگاری است که ساکنان جزیرههای بدنام و راهزنان دریایی که تا دیروز داعش از آستینشان بیرون میزد، کتوشلوار دیپلماسی پوشیدهاند و اشتهای سیریناپذیرشان برای غارت نفت، ناوهایشان را به این سوی دنیا کشانده است. در مخاصمه عزت و استقلال با مثلث «زر و زور و تزویر»، ترامپ بازیگر نقش «منجی» است و نتانیاهو «پیک شادی» برای کودکانی که بر سرشان از آسمان عروسکهای خوشهای میریزد.
پیداست که در این سناریو، حرملههای مجازی هلهله میکنند که صدای حقیقت به ایرانی «کشور دوست» نرسد. اول پناه را که در پناهگاه نیست میزنند. آن بیت ساده علیگونه فقط جسم نحیف و زخمخورده آقا را در خود جای داده بود و باز هم نمیفهمند که آن «نفس مطمئنه» همیشه و همهجا همراه ملت مقاوم و بصیر است. شهادت او که «وارث زیارت وارث» بود، دست هدایتی است که وادی ضلالت را خواهد گرفت. چرا که این سنت الهی است که امام گمشدهها خون قلبش را هدیه کند تا غبار جهل و گمشدگی کنار رود: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة» این راز رشید شهادت امام ماست.
نظر شما