در بیست‌وسومین روز از جنگ، ایران با ورود قاطع به فاز عملیات‌های دقیق، اثرمحور و چندلایه، نه‌تنها عمق سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را مستقیماً هدف قرار داده، بلکه با فعال‌سازی همزمان جبهه‌های مقاومت، معادله‌ای استراتژیک و چندبعدی علیه دشمن شکل داده است. این معادله که با تهدید صریح به حمله به زیرساخت‌های حیاتی همراه شده، جنگ را به مرحله‌ای بی‌سابقه و سرنوشت‌ساز وارد کرده؛ مرحله‌ای که در آن، ابتکار عمل کاملاً در دست تهران است و دشمن را در موقعیتی دفاعی و فرسایشی قرار داده.

تغییر دکترین از دفاع به حمله

آگاه: با عبور جنگ از هفته سوم، نشانه‌های تغییر فاز عملیاتی کاملاً آشکار شده است. ایران که پیش‌تر در مرحله سنجش، هشدار و فرسایش عمل می‌کرد، اکنون به سمت «ضربات متمرکز، فلج‌کننده و تعیین‌کننده» حرکت کرده. اجرای موج‌های متوالی عملیات «وعده صادق ۴» با تلفیق هوشمندانه موشک‌های بالستیک سنگین، پهپادهای انهدامی و شلیک‌های هماهنگ، نشان‌دهنده جهش قابل توجه در دقت، قدرت تخریب، نفوذپذیری و انتخاب اهداف حیاتی است. این تغییر فاز نه‌تنها یک پیشرفت فنی، بلکه یک تحول راهبردی است که معادلات نظامی، اقتصادی و روانی را به نفع محور مقاومت دگرگون کرده.

بارش موشکی؛ فروپاشی تدریجی سپر دفاعی
در موج‌های هفتادوسوم و هفتادوچهارم عملیات وعده صادق ۴، موشک‌های بالستیک سنگین ایران اهدافی در عمق سرزمین‌های اشغالی از جمله تل‌آویو، دیمونا، عراد، بئرالسبع و همچنین پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را مورد حمله قرار دادند. گزارش‌های متعدد از اصابت مستقیم به مراکز حساس، انهدام تجهیزات کلیدی و ناکامی کامل سامانه‌های پدافندی رژیم صهیونیستی در رهگیری این موشک‌ها حکایت دارد. دقت این حملات به حدی بوده که حتی رسانه‌های صهیونیستی نیز مجبور به اذعان به «شکست تاریخی گنبد آهنین و لایه‌های پشتیبان آن» شده‌اند. حمله به شهر عراد به نمادی از تغییر موازنه قدرت تبدیل شده است. تخریب گسترده زیرساخت‌ها، کشته و زخمی شدن شهروندان و ایجاد وحشت فراگیر در این شهر، نشان می‌دهد که عمق جغرافیایی رژیم دیگر پناهگاه ایمنی نیست. همزمان، به صدا درآمدن مکرر آژیرها در تل‌آویو و مناطق مرکزی اشغالی، گواه آن است که فاصله جغرافیایی دیگر مانعی برای حملات ایران به شمار نمی‌رود. تحلیلگران نظامی معتقدند این بارش موشکی مداوم، نه تنها توان دفاعی دشمن را فرسوده، بلکه هزینه اقتصادی و روانی سنگینی بر رژیم تحمیل کرده که آثار آن در هفته‌های آینده بیشتر نمایان خواهد شد.

پهپادها؛ ابزار جنگ فرساینده هوشمند
در کنار موشک‌های بالستیک، پهپادهای «آرش ۲» با قابلیت نفوذ بالا، هزینه تولید پایین و قابلیت پرواز در ارتفاعات مختلف، نقش کلیدی در این مرحله ایفا کرده‌اند. این پهپادها با هدف‌گیری دقیق زیرساخت‌های حیاتی، از جمله حمله به فرودگاه بن‌گوریون - شریان اصلی اقتصادی و ترانزیتی رژیم صهیونیستی - اختلال جدی در زنجیره تأمین، تجارت و جابجایی نیروهای دشمن ایجاد کرده‌اند.  این رویکرد هوشمندانه نشان می‌دهد ایران به دنبال ایجاد «جنگ فرسایشی چندجانبه» است؛ جنگی که در آن، دشمن نه تنها در میدان نبرد، بلکه در عرصه اقتصادی و لجستیکی نیز تحت فشار قرار می‌گیرد. پهپادهای ایرانی با مصرف منابع بسیار کمتر نسبت به موشک‌ها، امکان اجرای عملیات طولانی‌مدت و مداوم را فراهم کرده‌اند و این امر، برتری استراتژیک مهمی برای تهران ایجاد کرده است.

هدف‌گیری زیرساخت‌های عملیاتی دشمن
تمرکز ویژه حملات اخیر بر پایگاه‌های پشتیبانی و لجستیکی آمریکا، از جمله انهدام مخازن سوخت، آشیانه‌های جنگنده‌ها و مراکز فرماندهی، بیانگر تغییر هوشمندانه در اولویت‌بندی اهداف است. این راهبرد، توان عملیاتی دشمن را در میان‌مدت به شدت تضعیف کرده و هزینه ادامه جنگ را برای واشنگتن و تل‌آویو به شکل چشمگیری افزایش داده است. کارشناسان نظامی بر این باورند که با ادامه این سیاست، دشمن به زودی با کمبود شدید منابع و کاهش قابلیت مانور مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که می‌تواند به فروپاشی هماهنگی میان جبهه‌های مختلف منجر شود.

آسمان اسرائیل بی‌دفاع است
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره مستقیم به اصابت موشک‌های ایران به مراکز حساس رژیم صهیونیستی، اعلام کرد که ناتوانی کامل دشمن در رهگیری این حملات، نشانه ورود به مرحله‌ای جدید و بی‌بازگشت از جنگ است. به تعبیر وی، «آسمان اسرائیل بی‌دفاع شده» و این واقعیت، زمان اجرای نقشه‌های بعدی و گسترش دامنه عملیات را فرا رسانده است. قالیباف هشدار داد که هرگونه حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران، تمامی تأسیسات انرژی، نفت و گاز در منطقه را به اهداف مشروع تبدیل خواهد کرد. این تهدید، ابعاد جنگ را از سطح صرفاً نظامی به حوزه انرژی و اقتصاد جهانی گسترش می‌دهد و پیام روشنی به متحدان غربی رژیم صهیونیستی ارسال می‌کند: ادامه ماجراجویی، هزینه‌ای جهانی خواهد داشت.

خاموشی فراگیر در انتظار منطقه
محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، نیز با لحنی صریح و قاطع اعلام کرد که هرگونه تعرض به زیرساخت‌های حیاتی ایران، حمله مستقیم به مردم تلقی می‌شود و پاسخ ایران می‌تواند به «خاموشی فراگیر در سراسر منطقه» منجر شود. این موضع‌گیری، فراتر از یک هشدار ساده، نشان‌دهنده گذار ایران از مرحله بازدارندگی منفعل به بازدارندگی فعال و تهاجمی است. در این مرحله جدید، پاسخ‌های ایران نه تنها نظامی، بلکه زیرساختی، اقتصادی و حتی منطقه‌ای خواهند بود. تحلیلگران معتقدند این نوع تهدیدها، قدرت چانه‌زنی تهران را در سطوح بین‌المللی به شدت افزایش داده و دشمن را در محاسبات خود به بازنگری واداشته است.

جبهه شمالی شعله‌ور؛ نقش تعیین‌کننده حزب‌الله
در کنار حملات مستقیم ایران، جبهه شمالی سرزمین‌های اشغالی نیز به شدت فعال و شعله‌ور شده است. حزب‌الله لبنان با اجرای سلسله عملیات‌های موشکی دقیق، ضدزره و پهپادی، اهداف نظامی، تجمعات نیروهای صهیونیستی و پایگاه‌های مرزی را به طور مداوم هدف قرار داده است. در یکی از عملیات اخیر در شهرک «مسکاف عام»، دو نظامی صهیونیست به شدت زخمی شدند و چندین خودروی زرهی و تجهیزات لجستیکی به آتش کشیده شد. حملات مکرر به پایگاه‌های تازه‌تأسیس و مراکز تجمع نیروهای ارتش رژیم در جنوب لبنان، خسارات میدانی سنگینی وارد کرده و فشار روانی بر سربازان صهیونیستی را به اوج رسانده است.  به صدا درآمدن مداوم آژیرها در مناطق مرزی و شمالی اشغالی، گواه روشنی از ناتوانی ارتش رژیم در مهار این جبهه است. حزب‌الله با این عملیات، بخش قابل توجهی از توان دفاعی و عملیاتی صهیونیست‌ها را به خود مشغول کرده و عملاً تمرکز دشمن را از مقابله با حملات مستقیم ایران منحرف کرده است. این هماهنگی بین تهران و جبهه مقاومت، حلقه فشار را کامل‌تر کرده و استراتژی «جنگ چندجبهه‌ای» را به مرحله اجرایی رسانده است.

بحران در داخل؛ از سانسور تا اعتراض
درون سرزمین‌های اشغالی، نشانه‌های بحران عمیق اجتماعی و سیاسی به وضوح قابل مشاهده است. فشار بی‌سابقه بر رسانه‌ها برای سانسور آمار تلفات و خسارات، نارضایتی گسترده شهرک‌نشینان، اعتراضات خیابانی و انتقادهای تند از مقامات سیاسی، همه حاکی از گسترش جنگ به لایه‌های روانی و اجتماعی است. تصاویر منتشرشده از اعتراضات ساکنان مناطق آسیب‌دیده، به ویژه در عراد و تل‌آویو، نشان‌دهنده تعمیق شکاف میان جامعه صهیونیستی و حاکمیت است. بسیاری از تحلیلگران داخلی رژیم نیز اذعان کرده‌اند که ادامه این وضعیت می‌تواند به فروپاشی روحیه عمومی و حتی چالش‌های جدی برای بقای سیاسی نتانیاهو منجر شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.