۱۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۳
کد مطلب: ۲۱٬۲۵۲

در ادبیات سیاسی قرن بیست‌ویکم، گاه جملاتی شنیده می‌شود که بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت گوینده باشد، گویای جهل تاریخی اوست.

آگاه: دونالد ترامپ در قامت نماد سرمایه‌داری افسارگسیخته و بنیامین نتانیاهو به عنوان نماینده صهیونیسم متجاوز، بارها از «نابودی تمدن ایران» یا «فشار حداکثری برای فروپاشی» سخن گفته‌اند. اما تاریخ، این آموزگار بی‌رحم، پیش از این، نام‌های بزرگ‌تری را در بایگانی خود دفن کرده است. این یادداشت، واکاوی این حقیقت است که چرا ایران، برخلاف بسیاری از امپراتوری‌های تاریخ، نه تنها در برابر تهاجم نمی‌شکند، بلکه از خاکستر جنگ‌ها، قدرتمندتر برمی‌خیزد.

۱. ژنتیک مقاومت؛ از لژیون‌های روم تا ناوهای هواپیمابر
تاریخ ایران، تاریخ «ماندن» است. زمانی که امپراتوری روم با تکیه بر نظم آهنین لژیون‌های خود، سودای بلعیدن شرق را در سر داشت، با سد سدید پارتیان و ساسانیان برخورد کرد. کراسوس، سردار نامی روم، نه تنها شکست خورد، بلکه غرور روم را در کویرهای مشرق‌زمین جا گذاشت. یونان اسکندر آمد، آتش زد و غارت کرد، اما در نهایت، فرهنگ ایرانی بود که فاتحان را در خود حل کرد.این «تاب‌آوری تمدنی» ناشی از یک ویژگی منحصربه‌فرد است: سلحشوری هوشمندانه. ایرانیان در طول تاریخ آموخته‌اند که جنگ فقط در میدان نبرد نیست. اگر مغول با شمشیر آمد، ایران با فرهنگ و دیوان‌سالاری، وحشی‌گری مغول را مهار کرد و از نوادگان چنگیز، بانیان هنر و معماری ایرانی ساخت. این همان کابوسی است که امروز تئوریسین‌های واشنگتن از آن می‌ترسند؛ قدرت نرمی که در دل قدرت سخت نهفته است.

۲. دفاع مقدس؛ الگوی نوین «جان‌فدایی» در عصر مدرن

نقطه عطف سلحشوری معاصر ما، هشت سال دفاع مقدس است. در آن مقطع، ایران نه با یک کشور، که با یک «نظم جهانی» می‌جنگید. صدام‌حسین تنها یک مهره بود که زرادخانه‌اش از شیمیایی آلمانی تا میراژ فرانسوی و اطلاعات ماهواره‌ای آمریکایی تامین می‌شد.آنچه در شلمچه و هویزه اتفاق افتاد، فراتر از معادلات نظامی بود. الگوی «بسیج» که امام خمینی (ره) بنا نهاد، تعریف جدیدی از قدرت را به جهان مخابره کرد: «قدرت مردم خداجو» جوانی که با سربند «یا زهرا (س)» روی میدان مین می‌رفت، محاسبات مادی پنتاگون را به هم ریخت. این روحیه «جان‌فدایی»، امروز در رگ‌های جبهه مقاومت، از یمن تا لبنان و فلسطین جاری است.

۳. تقابل با مثلث استکبار؛ آزمون نبرد نامتقارن
امروز، ایران در میانه یک «جنگ ترکیبی» با آمریکا و رژیم صهیونیستی است. تهدیدات ترامپ برای هدف قرار دادن مراکز فرهنگی و تمدنی ایران، در واقع اعتراف به این نکته است که دشمن از «فکر ایرانی» و «هویت ایرانی» هراس دارد.
   در حوزه نظامی: ایران از یک خریدار صرف سلاح در دوران پهلوی، به یک «قدرت برتر پهپادی و موشکی» تبدیل شده است. عملیات‌های «وعده صادق» ثابت کرد که گنبد آهنینی که میلیاردها دلار خرج آن شده، در برابر اراده ایرانی سوراخی بیش نیست!
   در حوزه راهبردی: شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی به جای آنکه باعث عقب‌نشینی شود، به موتور محرک اخراج آمریکا از منطقه تبدیل شد. خون «جان‌فدا»، بیش از حیاتش برای استکبار خطرناک شد.

۴. چرا تهدیدات ترامپ و نتانیاهو محکوم به شکست است؟
تحلیل نظامی نشان می‌دهد که هرگونه اقدام سخت علیه ایران، با سه لایه دفاعی برخورد خواهد کرد که در هیچ جای دنیا مشابه ندارد:
۱. عمق استراتژیک (محور مقاومت): مرزهای دفاعی ایران دیگر در شلمچه و مهران نیست؛ بلکه در کناره مدیترانه و باب‌المندب است. هر تعرضی به خاک ایران، کل منافع آمریکا و موجودیت رژیم صهیونیستی را در منطقه به آتش می‌کشد.
۲. دکترین بازدارندگی تهاجمی: ایران ثابت کرده است که دوران «بزن دررو» تمام شده است. پاسخ‌های ایران، دقیق، پشیمان‌کننده و فراتر از تصورات دشمن طراحی شده‌اند.
۳. پیوند امت و ولایت: بزرگ‌ترین نقطه قوت ایران، انسجام درونی تحت هدایت رهبری حکیم است که در تلاطم‌ها، کشتی کشور را با آرامش هدایت می‌کند. دشمن در جنگ نرم به دنبال گسستن این پیوند است، اما هر تهدید خارجی، این اتحاد را مستحکم‌تر می‌کند.

۵. فرجام زورگویان: ایران می‌ماند؛ مستکبرین می‌روند
اگر به نقشه جهان در دو هزار سال پیش نگاه کنیم، بسیاری از نام‌ها حذف شده‌اند. شوروی فروپاشید، بریتانیای کبیر به جزیره‌ای کوچک محدود شد و آمریکا نیز نشانه‌های افول خود را در بدهی‌های تریلیونی و شکاف‌های اجتماعی داخلی می‌بیند. اما ایران، با همان نام، با همان جغرافیا و با همان صلابت، ایستاده است. ترامپ و نتانیاهو باید بدانند که تهدید به نابودی تمدنی که ریشه در خاک و آسمان دارد، تنها مضحکه مورخان آینده خواهد بود. ایرانی که از گردنه‌های سخت تاریخ عبور کرده، از این پیچ تاریخی نیز با اقتدار عبور خواهد کرد.

سخن پایانی
ما نه از تحریم می‌هراسیم و نه از تهدید نظامی؛ چرا که ما وارثان سلحشورانی هستیم که مرگ در راه وطن و آرمان را «احلی من العسل» می‌دانند. ایران، صخره‌ای است که امواج متلاطم استکبار با برخورد به آن، تنها کف و حباب از خود بر جای می‌گذارند. ما مانده‌ایم، ما می‌مانیم و این دشمن است که باید برای بقای خود در جغرافیایی که دیگر جای او نیست، نگران باشد. برافراشته باد پرچم عزتمند ایران.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.