آگاه: طی این مدت، نیروهای مسلح با تکیه بر توان بومی، آمادگی عملیاتی و روحیه جهادی، نهتنها از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دفاع کردند، بلکه پیام روشنی از اقتدار و بازدارندگی ایران به طرفهای متجاوز مخابره شد. همزمان با این مقاومت میدانی، حضور پررنگ مردم در خیابانها و برگزاری تجمعات اعتراضی در محکومیت این تجاوزات، نشاندهنده انسجام ملی و حمایت اجتماعی از رویکرد دفاعی کشور بود؛ عاملی که در کنار توان نظامی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی قدرت ملی، نقش تعیینکنندهای در تغییر محاسبات دشمن ایفا کرد.
در چنین شرایطی، سرانجام شاهد عقبنشینی تحقیرآمیز دشمن و پذیرش صریح شروط تهران در قالب آتشبس بودیم اگرچه دشمن به مانند همیشه به شروط اعلام شده پایبند نبود، اما این عقبنشینی، نه یک دیپلماسی معمولی، بلکه شکست تاریخی دکترین فشار حداکثری نظامی است.
پذیرش آتشبس از سوی دونالد ترامپ، بیش از آنکه یک تصمیم سیاسی باشد، تسلیم در برابر واقعیتهای سخت ژئوپلیتیک بود. اعمال مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز و الزام کشتیهای تجاری به اخذ مجوز عبور، لرزهای استراتژیک بر اندام بازارهای انرژی انداخت و به جهان ثابت کرد که امنیت انرژی دیگر کالایی نیست که با ناوهای هواپیمابر تامین شود؛ بلکه تابعی از اراده سیاسی تهران است.
محسن زنگنه در گفتوگو با «آگاه» در ارزیابی جنگ ۴۰روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و همچنین صفآراییهای اقتصادی کشورهای جهان در حوزه انرژی علیه آمریکا، با بیان اینکه اهداف و نیات آمریکا و اسرائیل در این جنگ متفاوت است، گفت: اسرائیل، اهداف وجودی دارد و برای تثبیت و بقای خود میجنگد، اما آمریکاییها نشان دادهاند که مسائل اقتصادی برایشان در اولویت است و به دنبال بهرهکشی اقتصادی هستند. نماینده مردم تربت حیدریه و مهولات در مجلس افزود: تقریبا در همه جنگهایی که آمریکا طی دو تا سه دهه اخیر وارد آن شده، منافع اقتصادی قابل توجهی نصیب این کشور شده است؛ از جمله حضور در افغانستان و سایر مناطق که با وجود هزینههای دلاری سنگین، این هزینهها را از طریق سازوکارهای دیگر و از سایر کشورها جبران کردهاند. نماینده مردم در مجلس ادامه داد: در این جنگ نیز آمریکاییها بهصراحت اعلام کردند که به دنبال نفت ایران و منابع اقتصادی ما هستند. یکی از اهداف مهم آنها سرنگونی جمهوری اسلامی بود، اما آنچه تاکنون رخ داده، نشاندهنده تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی به آمریکاست. زنگنه تصریح کرد: رسانههای محلی آمریکا اعلام کردهاند که تنها در یک ماه نخست جنگ، بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار هزینه به این کشور تحمیل شده است. در کنار آن ما شاهد کاهش چند تریلیون دلاری در بازارهای مالی آمریکا و حتی کشورهای عربی همسو با این کشور بودیم. هرچند ترامپ تلاشهایی از طریق پیامها و سیگنالهای رسانهای برای ایجاد آرامش در بازارها و سازش صورت داد تا تنفس مصنوعی به بازارها بدهد، اما در مجموع طی این ۴۰ روز، ما شاهد کاهش چند تریلیون دلاری ارزش بازارهای مالی این رژیم بودیم. همچنین این جنگ آثار منفی خود را در حوزه انرژی و تجارت بین آسیا و آمریکا به ثبت رساند. وی افزود: یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، ایجاد شکاف جدی در ناتو بود و به اصطلاح شکستن هژمونی ناتو رخ داد، این در حالی است که آمریکاییها پس از یک قرن و پس از جنگ جهانی دوم آن را به عنوان مهمترین پیمان نظامی دنیا معرفی میکردند، بنابراین جمهوری اسلامی عملا با زیرکی و کیاست در کنار قدرت نظامی و جایگاه اقتصادی در منطقه، این شکاف جدی را در ناتو ایجاد کرد، کاری که شاید چین و روسیه نیز قادر به ایجاد آن نبودند. از این رو بسیاری از کشورهای همپیمان آمریکا نهتنها وارد جنگ نشدند، بلکه در برخی موارد مواضعی متفاوت اتخاذ کردند. حتی در کشورهایی مانند انگلستان نیز بخشی از رسانهها نسبت به این جنگ موضع انتقادی داشتند.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به دستاوردهای اقتصادی این جنگ برای ایران گفت: به نظر من، جمهوری اسلامی در میانمدت و بلندمدت منافع اقتصادی قابل توجهی از این شرایط کسب خواهد کرد. نخستین اثر، تضعیف ساختار تحریمها بود؛ بهعبارتی میتوان گفت تحریمها دچار حفره جدی شدند. آمریکاییها عملا مجبور شدند شرایطی را بپذیرند که به نوعی به معنای صدور مجوزهایی برای فروش نفت ایران است. وی ادامه داد: این حفره ایجادشده در ساختار تحریمها، عملا به معنای از بین رفتن کارایی آنهاست و آمریکا دیگر قادر به ترمیم کامل این وضعیت نخواهد بود. نمونههای این موضوع را میتوان در خرید نفت ایران توسط هند یا تنوع مشتریان مشاهده کرد. بنابراین، این روند میتواند به معنای پایان تدریجی عمر تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی باشد. از این رو بنده فکر نمیکنم در پساجنگ دیگر مفهومی به عنوان جنگ اقتصادی برای جمهوری اسلامی وجود داشته باشد.
زنگنه در ادامه به ظرفیتهای جدید ایران در حوزه تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: ترامپ از این قضیه بسیار عصبانی است. پیش از این، ایران بر اساس قواعد بینالمللی امکان بستن تنگه هرمز را نداشت، چراکه با واکنش جهانی مواجه میشد. اما تحولات اخیر این امکان را فراهم کرده است که جمهوری اسلامی با استناد به مقررات بینالمللی، از جمله ماده ۲۵ کنوانسیونهای دریایی، محدودیتهایی برای کشتیهای متعلق به کشورهای متخاصم اعمال کند؛ موضوعی که تاکنون نیز با واکنش گستردهای از سوی جامعه جهانی مواجه نشده است. وی افزود: نکته سوم، افزایش ظرفیت امنیت سرمایهگذاری در ایران نسبت به کشورهای حاشیه خلیج فارس است. طی سالهای گذشته، این کشورها با القای فضای امن سرمایهگذاری، بخش قابل توجهی از فرصتهای اقتصادی منطقه را جذب کردند و در مقابل ایران بهعنوان کشوری پرریسک معرفی شد. اما تحولات اخیر میتواند این معادله را تغییر و سرمایهگذاران را به سمت ایران سوق دهد. این نماینده مجلس تصریح کرد: بسیاری از کشورهای منطقه مانند امارات و قطر تلاش کردند خود را بهعنوان مراکز مالی و ترانزیتی معرفی کنند، اما اکنون شرایط بهگونهای در حال تغییر است که ایران میتواند سهم قابل توجهی از این ظرفیتها را به خود اختصاص دهد. زنگنه در پایان با اشاره به افزایش سرمایه اجتماعی ایران در سطح بینالمللی گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای این جنگ، ارتقای سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی در جهان است. آمریکا تلاش داشت ایران را منزوی و بهعنوان کشوری غیرقابل پذیرش معرفی کند تا شرکتها و کشورها از همکاری با آن اجتناب کنند، اما این تصویر دچار خدشه جدی شده است. لذا امروز جمهوری اسلامی بهعنوان کشوری محبوب، قدرتمند، با ثبات و دارای ظرفیتهای اقتصادی گسترده شناخته شده و این موضوع در تضاد کامل با اهدافی است که دولت آمریکا، بهویژه دونالد ترامپ، در مسیر انزوای اقتصادی ایران دنبال میکرد.
۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۷
کد مطلب: ۲۱٬۳۱۶
در پی تجاوز ۴۰روزه رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، که با هدف اعمال فشار حداکثری و تغییر معادلات میدانی و سیاسی منطقه طراحی شده بود، مقاومت و ایستادگی نیروهای نظامی کشور در کنار همراهی و حضور گسترده مردم در صحنه، معادلات این تقابل را بهگونهای دیگر رقم زد.
نظر شما