آگاه: از همان روزهای ابتدایی «جنگ رمضان» شاعران دست به کار سرودن اشعاری متناسب با حال و هوای آن روز و شبها شدند که برخی از آنها هم توسط برخی از خوانندگان و مداحان کشورمان خوانده شد. برخی از آنها خیلی زود جای خود را در میان مردم باز کردند و ورد زبان مردم کوچه و خیابان شدند؛ درست مثل همان سالهای پیروزی انقلاب اسلامی.
به قول میلاد عرفانپور از شاعران جوان دوران معاصر، بیتهای خوب جای خودشان را باز میکنند و دیده میشوند. ولی هنرمندان نیاز به زنجیره شدن و پیوسته شدن با هم دارند و این پیوستن هنرهای گوناگون به هم و جبههشدن آنها، اتفاق مثبت و لازمی است. شعر میتواند تجسمی و موسیقی و فیلم و سریال و... را یاری برساند. جالب این است که شعر میتواند به اکثر هنرها کمککننده و محور کار قرار بگیرد.
با وجود اینکه از بسیاری از شعرها و قطعات موسیقی چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جنگ رمضان، استقبال شد اما این گذشت زمان است که نشان میدهد آثار چقدر حماسی هستند؛ به عبارت دیگر امروز با گذشت ۴۸ سال از انقلاب اسلامی هنوز بسیاری از قطعاتی که برای آن دوران سروده شده خاطرهانگیز است. شاید بتوان گفت برخی از آثار حماسی، تاریخ انقضا دارند و برخی خیر و پاسخ این را هم فقط زمان میدهد. در ادامه برخی از قطعات موسیقی خاطرهانگیز دهه ۵۰ و ۶۰ را مرور میکنیم:
کاروان شهید
قطعه «کاروان شهید» یکی از تصنیفهای ماندگار دوران دفاع مقدس است که با شعری از محمد ذکایی (ذاکر) و صدای شهرام ناظری و آهنگسازی زندهیاد محمدرضا لطفی خلق شد. این قطعه در روزهای اولیه جنگ شکل گرفت؛ زمانی که یکی از نزدیکان شهرام ناظری در جنگ به شهادت رسید و این واقعه الهامبخش او شد. ناظری برای مراسم ترحیم به کرمانشاه رفت و در همان جا ملودی «کاروان شهید» در ذهنش شکل گرفت. پس از بازگشت به تهران، این ایده را با محمدرضا لطفی در میان گذاشت و این دو با همکاری گروه شیدا، قطعه را ضبط کردند که در آلبوم «چاووش ۸» منتشر شد.
محمد ذکایی درباره شکلگیری ترانه گفته است که محمدرضا لطفی نوار ملودی را در اختیار او گذاشت تا شعری برای آن بسراید. ذکایی ضمن مرور این ملودی و با الهام از تشییع پیکر شهیدان در میدان هفتتیر، این بیت را خلق کرد: «میگذرد کاروان / روی گل ارغوان / قافلهسالار آن / سرو شهید جوان.»
این ترانه پس از جنگ برای مدت زیادی اجرا نشد تا اینکه در بیستمین جشنواره موسیقی فجر (۱۳۸۷)، با گروه همنوازان شیدا و صدای علیرضا شاهمحمدی اجرا شد. «کاروان شهید» در کنار قطعاتی چون «ژاله خون شد»، «سپیده» و «رزم مشترک» از مهمترین آثار جنگ تحمیلی محسوب میشوند که همگی
از جمله نخستین قطعات منتشرشده پس از انقلاب اسلامی هستند. علاوه بر این، قطعات دیگری نظیر «سرمست» و «دیده بگشا ای برادر» (انتشار یافته در آلبوم چاووش ۴) نیز از جمله آثار محمدرضا لطفی با صدای شهرام ناظری با محتوای جنگ و مقاومتند.
ساخت اثری با هدایای عروسی
قطعه «کجایید ای شهیدان خدایی» از آثار ماندگار هوشنگ کامکار است که با شعری از مولانا در سال ۱۳۵۸ ساخته شد و ابتدا با صدای کامکار و رهبری حشمت سنجری ضبط شد. این قطعه که بر اساس حال و هوای روزهای اولیه پس از انقلاب خلق شد، در سال ۱۳۶۰ با صدای شهرام ناظری بازخوانی و منتشر شد.
هوشنگ کامکار درباره این قطعه گفته است: «این کار را برای دل خودم و با هزینه هدیههای عروسیام ساختم». استفاده از واژه «شهید» در شعر مولانا و همخوان بودن محتوای قطعه با روزهای جنگ، سبب محبوبیت زیادی برای این اثر شد. اگر چه «کجایید ای شهیدان خدایی» پیش از جنگ تولید شد، پخش مکرر از صداوسیما در ایام جنگ باعث ماندگاری آن شد. هوشنگ کامکار بعدها آثار دیگری با محوریت جنگ، خرمشهر و حلبچه خلق کرده، که هیچکدام از آنها به اندازه این قطعه ماندگار نشدند.
این قطعه در سالهای بعد هم اجراهای متعددی دارد؛ از جمله اجرا با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نادر مشایخی و شهرداد روحانی (شهرداد روحانی در سال ۱۳۹۶ این قطعه را با ارکستر جوانان جهان در کلیسای سانتا ماریا اراچلی در رم اجرا کرده است).
دیده بگشا ای برادر
قطعه «دیده بگشا ای برادر» یکی از آثار ماندگار محمدرضا لطفی با صدای شهرام ناظری است که در آلبوم چاووش ۴ منتشر شد. (این آلبوم حدود سال ۱۳۵۹-۱۳۵۸ تولید شد).
«دیده بگشا ای برادر» با شعری از علی معلمدامغانی (شاعر انقلابی) خلق شد و محتوای آن با حال و هوای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ارتباط دارد. این قطعه ضمن ادای دین به شهیدان و رزمندهها، از مقاومت، ایستادگی و روشن بودن چشم دل در برابر تاریکی و ظلم سخن میگوید.
شهر خون
«شهر خون» قطعهای از آلبوم «نینوا» است که در سالهای ابتدایی جنگ تولید شد و اولین اثر تولید شده بخش موسیقی و شعر حوزه هنری به حساب میآید. آلبوم «نینوا» شامل قطعات مختلفی است که سه اثر از آن با نامهای «همپای جلودار» با دکلمه فرجالله سلحشور، «شهر خون» و «گلبرگ سرخ لالهها» درباره جنگ هستند و مضمونی حماسی دارند. آهنگسازی قطعه «شهرخون» به عهده حسامالدین سراج بوده و شعر آن را ناصر پلنگی سروده است. «شهرخون» که در قالب ارکستر تولید شده و دیگر قطعات مربوط به جنگ آلبوم «نینوا»، نسبت به دیگر آثار نوستالژیک آن دوران از محبوبیت کمتری برخوردارند.
اهالی موسیقی در جنگ رمضان چه کردند؟
اما در جنگ رمضان هم برخی خوانندگان کشورمان، آهنگهایی را خواندند که متناسب با حال و هوای وطن بود. «حسبیالله» با صدای محسن چاووشی، «خدا، مادر، وطن» با صدای رضا صادقی، «زنده باد ایران و کجایی؟» با صدای محمد معتمدی، «ایران من» با صدای میثم ابراهیمی، «وطن» با صدای گرشا رضایی، «برای ایران» با صدای مهدیا علیزاده و «نقطه پایان» با صدای حامد همایون
از جمله این قطعات است. تهیه این قطعات در بحبوحه روزهای جنگ، اقدام قابل تحسینی است اما اهالی موسیقی باید به این موضوع هم توجه داشته باشند که کیفیت را فدای سرعت نکنند. خلق یک اثر ماندگار از خلق یک اثر فوری در زمان جنگ، ارزشمندتر است، چون یک اثر ماندگار تا چندین سال بعد از جنگ هم هنوز کارآیی خود که یادآوری خاطرات آن برهه زمانی است را دارد. همچنین خوب است شاعران هم توجه داشته باشند سراغ سرودن اشعاری بروند که قابل خوانش برای خوانندگان باشد.
بزن که خوب میزنی
علی مقدم، شاعر شعر «بزن که خوب میزنی» درباره ماجرای سروده شدن این شعر گفت: شبی که ایران، پایگاه آمریکایی «العدید» را در جنگ ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی با کشورمان بمباران کرد شلیک موشکها و اصابتشان را از تلویزیون تماشا میکردم، ناخودآگاه خطاب به نیروهای مسلح کشورمان گفتم «بزن که خوب میزنی.» در همان زمان با خودم فکر میکردم که این رزمندهها اسطورههای زمان ما هستند بعد نوشتم «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی.» بعد از تمام شدن غزل، آن را در یکی از صفحات شخصیام در فضای مجازی گذاشتم. در آن زمان فکر نمیکردم که این اثر روزی اجرا شود و تا این حد مورد استقبال قرار بگیرد. خلاصه اینکه این شعر به طریقی که از آن بیخبر هستم، به دست حاج مهدی رسولی رسیده بود و با ابیاتی از دو شاعر دیگر ترکیب و آن اثر زیبا تولید شد.
وی در پاسخ به این سوال که دلایل محبوبیت این اثر را در چه عواملی میبینید؟ گفت: یکی از دلایل دیده شدن و شنیده شدن این اثر مسئله وطندوستی است و دلیل دیگر، ردیف این غزل است که در گفتار هر روزه ما وجود دارد. این شعر از موضع عزت است، نه موضع ضعف؛ از طرفی استفاده از اسطورههایی مانند رستم تهمتن و ارتباط دادن این اسطوره ایرانی به نیروهای مسلحی که در زمان ما زندگی میکنند یعنی رستمهایی که پای لانچر و دیگر میدانهای دفاع حضور دارند باعث ایجاد جذابیت بیشتر شده است.
متن شعر چنین است:
«تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی
تو شیر پیلافکنی، بزن که خوب میزنی
خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت
تو فوق هرچه آهنی، بزن که خوب میزنی»
نظر شما