آگاه: بعضی کلمات و شعارها را آدم خیلی وقتها فقط به زبان میآورد. دلش برای آن شعار میتپد اما خب! درک و لمسش نمیکند. دستکم آنچنان که باید و شاید. گاهی اما دنیا روزنهای باز و آدمی شانس این را پیدا میکند که آن شعار را زندگی و با پوست و گوشت و استخوان بفهمد و لمس کند. درست مثل امروز، مثل اینجا در فلسطین. آدم همینقدر واضح، کربلا را به چشم میبیند. لبهای تشنه سپاه خدا و قساوت یزیدی را. دشمنان خدا، راه آب را دوباره میبندد مانند پیشینیان عنود یهودشان، مانند لشکر عمربن سعد...
چه بخواهند باور کنند چه نه! ظالمان صهیونیستی به پایان کارشان نزدیک میشوند. این وعده خداست. دنیا هم آن را فهمیده. خودشان هم البته ترسان و لرزان، بهتر از همه این را درک کردهاند. پذیرفتن حق، زمانی که تو در طرف حق بودهای شیرین است؛ درست مثل رسیدن به وصال و مطلوب. زمانی که اما به جنگ و جدال با آن پرداخته باشند، سخت، تلخ و کشنده میشود. رعشه میاندازد به تن ظالم در هنگامه محقق شدن وعده الهی و نصرتش. حالا در این روزها که سومین نبرد تحمیلی صهیونیستی- آمریکایی اخیر طی ۴۷ سال عمر انقلاب اسلامی ایران علیه کشورمان آغاز شده هیچوقت مثل امروز صهیون، خودش را به پایان روزشمار عمرش نزدیک ندیده است. برخی فکر کردند ما به خود مشغول میشویم و از وادی بیتالمقدس، غافل! غافل از اینکه اصلا نبرد ما نبرد خونخواهی کودکان فلسطینی است. تشنگان گرسنه به تیغ تیر شهید شده.
صهیون خودش را به لبه پرتگاه رسانده! از کجا معلوم؟ یزیدان زمانه، خودشان حقیقت ذاتشان را تا توانستهاند، عریان به نمایش گذاشتهاند. دوباره رذالتشان دست به دامن آب شده، بستن آب و قحط آب... ماجرا از این قرار است که غاصبان اسرائیلی برای خشک کردن و از میان بردن مزارع، باغهای زیتون و درختان مثمر فلسطینی دست به اقدام کثیفی میزنند این روزها. فلسطینیها که تمام این مدت غصب هم مبارزه میکنند هم در زمینهای آبا و اجدادی زندگی، زمینهای کشاورزی را مانند همه کشاورزان جهان با آب چاه و چشمههایی که نعمت روان خداست، آبیاری میکنند. حالا بهخصوص حالا که صهیونها فهمیدهاند آخرین روزهای غصب پیش رویشان است به هر طریق با چنگودندان برای ماندن، تقلا، چشمهها و چاهها را با بتن و سیمان خشک میکنند.
دو هدف کثیف از انجام این اقدام دارند؛ اول اینکه اگر به فرض دوام آوردند، زمینهای بیشتری را آماده غصب و شهرکسازی کنند. هدف دوم هم نتیجه هدف اول است. آب نباشد، زندگی هم نیست. در اندیشه تنگنظرانهشان، فلسطینی فقط با تشنگی از پا درمیآید. صهیون قوم بخیل عجیبی است. پیش خودش میگوید، اگر قرار باشد همین روزها پایان غصب و غاصبیاش رقم بخورد چهبهتر که زمینی تشنه، بی آبوعلف برسد به دست صاحبان اصلیاش. قوم طماع، عنادورز و حسود ویران میکند حتی برای روزهایی که نیست!
قوم نافرمان فاسق خوب میداند که هر بذر سبز شده و هر نهال روییده از دل خاک یعنی امید. یعنی شناسنامهای با این عنوان که اینجا ملک آبا و اجدادی ماست. نسل به نسل به ما رسیده. پس باید هر مالکیتی بهزور غصب و هر هویتی با مکر محو شود. کیست که نداند این تشنگی دادن، ارثیه حرامیان تاریخ است. به فرض چشمهها و چاهها را خشک کردند، با بارش بیامان و نافع نعمتهای الهی با جوشش چشمهها، پرآبی چاههای آب جدید و برکت خدا چه میکنند؟ خدا تا بوده و خواهد بود، خداست و بهترین مکر کننده. مکر خدا قوم نافرمان را ادب خواهد کرد.
فلسطین به تقاص همه ظلمهایی که به آن شد سبز و خرم میشود. سیمان و بتن در برابر اراده خدا هیچ و پوچ خواهد شد. خداوند صبور است. قوم فاسق صبر خدا را نشانه تایید کجرفتاریهای خودشان حساب میکنند؛ خبر ندارند اما که خدا با قومهایی بهمراتب ثروتمند، صاحب قدرت و تبار بیشتر هم همین شیوه را پیشه کرد. صبوری کرد، یاغیگریشان را به اوج رساندند آنگاه آنها را به زمین گرم کوفت. اینجا در فلسطین حتی لیوانهای آب فلسطینیان قدمتشان بیشتر از رژیم غاصبی است که در جدیدترین نبوغش به خشک کردن آب رسیده است!
حالا صهیون هی سر ببرد، کودک بکشد، چاه خشک کند و دیگران را تشنه. هر آزادهای که داستان کربلا را شنیده تا آب مینوشد، میگوید: سلام بر حسین تشنهلب! لعنها یزیدها را در تاریخ دفن میکنند و بینام. گویی که اصلا چنین قومی نبوده و نیست. این همان وعده حق و محافظت الهی است؛ جاء الحق و زهق الباطل.
۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
کد مطلب: ۲۱٬۳۷۲
نعیمه جاویدی: ما داریم شمرها و یزیدهای زمانه خودمان را بهوضوح میبینیم. حاضر نیستند حتی یک جرعه آب خوش از گلوی حتی یک فلسطینی پایین برود. شروع کردهاند به خشککردن چاهها و چشمههای کشور تا ابد فلسطین... .
نظر شما