۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۸
کد مطلب: ۲۱٬۳۸۸

اسلحه‌ای که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت

علی معروفی‌آرانی ـ پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت

مذاکرات اخیر بین ایران و آمریکا با وجود صرف حدود ۲۱ ساعت زمان با میانجیگری اسلام‌آباد در پاکستان به نتیجه مشخصی نرسید. این مذاکرات در فضایی از تنش‌های منطقه‌ای و اقتصادی بین‌المللی برگزار شد و طرفین بر مواضع خود پافشاری داشتند.

اسلحه‌ای که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت

آگاه: آمریکا و نمایندگانش وقتی به این نتیجه رسیدند که درخواست‌های غیرواقع و غیر معقول‌شان ایران را در تنگنا قرار نداد و جمهوری اسلامی ایران تحت فشار این فشارها، درخواست‌های غیراصولی دولت آمریکا و نمایندگانش را نپذیرفت، میز مذاکره را ترک کردند. به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها مذاکره را برای وجهه از دست رفته خود در فضای بین‌المللی نیاز داشتند و تمایلی به کاهش انتظارات خود با وجود شکست و بن‌بست در جنگ با ایران نداشتند. تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان نماینده مردم دستاوردهای میدان را صیانت کرد. ایران برنامه‌ای برای دور بعدی مذاکرات ندارد. مذاکرات ایران و آمریکا به پایان رسیده. ایران شروط زیاده‌خواهانه آمریکا درباره تنگه هرمز، انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و چند موضوع دیگر را نپذیرفت. جمهوری اسلامی ایران از پیش می‌دانست که به دولت آمریکا اعتمادی نمی‌توان داشت و مذاکرات برای آنها اهمیتی ندارد و اگر هم داشته باشد برای فرار از شکست میدانی آنهاست، اما ایران برای اینکه تحت فشار بین‌المللی قرار نگیرد گفت‌وگو و مذاکره را بر همان اصول گفت‌وگوهای عمان آغاز کرد.

اسلحه‌ای که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت
آمریکایی‌ها هر آنچه با جنگ نتوانستند به دست آورند را در مذاکره طلب کردند. مذاکره ایران و آمریکا در مجموع حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید. طرف آمریکایی از ایران بازگشایی تنگه هرمز و تحویل مواد غنی شده را می‌خواهد؛ چیزی که در میدان نبرد کسب نشده و افتضاح طبس-۲ را برای آمریکا رقم زده در میز دیپلماسی نیز نمی‌تواند مورد مطالبه قرار بگیرد و تیم مذاکره کننده ایرانی نیز مصرانه بر حفظ دستاوردهای میدان تاکید دارد.
تهدید یا اقدام عملی برای بستن تنگه هرمز می‌تواند به عنوان یک اهرم فشار بسیار قوی توسط ایران در مذاکرات یا رویارویی‌های سیاسی و نظامی با آمریکا و متحدانش مورد استفاده قرار گیرد. این تهدید به طور بالقوه می‌تواند منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا و متحدانش را به شدت به خطر اندازد. تنگه هرمز و اهمیت آن در تحولات استراتژیک این روزهای حساس جهانی و ضعف محسوس و ناتوانی دولت آمریکا در کنترل آن؛ می‌توان این نکته را بازگو کرد که تنگه هرمز اسلحه‌ای است که ایران بر شقیقه آمریکا گذاشت.

تنگه هرمز برای ایران وجه‌المصالحه نیست
باز نگه داشتن این مسیر حیاتی برای آمریکا و متحدانش، مستلزم صرف هزینه‌های نظامی قابل توجهی است. هرگونه اقدام ایران برای بستن تنگه، آمریکا را با یک چالش بزرگ و پرهزینه روبه‌رو خواهد کرد.
«تنگه هرمز ، برگ برنده ایران در مقابل آمریکا» یک دیدگاه رایج و قابل تامل است. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازارهای جهانی انرژی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز به گونه‌ای است که ایران، با توجه به سواحل طولانی خود در کنار این تنگه و توانمندی‌های نظامی دریایی‌اش (مانند موشک‌های ضدکشتی، مین‌گذاری و توانایی‌های نیروی دریایی)، قادر به ایجاد اختلال جدی در تردد کشتی‌هاست.
با این حال، باید به نکات زیر نیز توجه داشت:
ریسک بالای اقدام نظامی: بستن تنگه هرمز توسط ایران می‌تواند با واکنش نظامی قاطع و گسترده آمریکا و متحدانش روبه‌رو شود که پیامدهای بسیار سنگینی برای ایران خواهد داشت. تاثیرات اقتصادی بر خود ایران: اختلال در تنگه هرمز نه تنها بر اقتصاد جهانی، بلکه بر اقتصاد ایران نیز که بخشی از صادرات آن از این مسیر انجام می‌شود، تاثیر منفی خواهد گذاشت.
حضور قدرت‌های دیگر: علاوه بر آمریکا، قدرت‌های دریایی دیگری نیز در منطقه حضور دارند که ممکن است در صورت بسته شدن تنگه، منافع خود را در خطر ببینند.
بنابراین، در حالی که تنگه هرمز بدون شک یک اهرم فشار مهم برای ایران است، استفاده از آن با ریسک‌ها و پیامدهای قابل توجهی همراه است. در مورد «برگ برنده» بودن آن، به این نکته اشاره دارد که ایران پتانسیل ایجاد اختلال جدی در منافع جهانی را دارد، اما نحوه استفاده از این پتانسیل نیازمند سنجش دقیق پیامدهاست.

تحلیل دیدگاه آمریکا
نیاز به ترمیم وجهه بین‌المللی: به نظر می‌رسد آمریکا مذاکرات را برای بهبود وجهه از دست رفته خود در عرصه بین‌المللی پیگیری می‌کرد، اما تمایلی به کاهش انتظارات خود با وجود بن‌بست در جنگ با ایران نداشت. خواسته‌های نامتعارف: ایالات متحده خواسته‌های غیرقابل قبولی در مورد تنگه هرمز، انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و سایر موضوعات مطرح کرده است. این خواسته‌ها به نوعی تلاش برای دستیابی از طریق مذاکره به امتیازاتی است که در میدان نبرد امکان‌پذیر نبوده است.
نگرانی از اعلام نتایج غیرواقعی: این نگرانی وجود دارد که ترامپ نتیجه جنگ را خوشبینانه جلوه دهد و نتایجی اعلام کند که با واقعیت تطابق ندارد.
تاثیرات اقتصادی در آمریکا: جنگ با ایران باعث آشفتگی در بازارهای وال‌استریت شده، هزینه وام مسکن، وام خودرو و کارت‌های اعتباری را افزایش داده و زندگی روزمره را برای آمریکایی‌ها دشوارتر کرده است. افزایش نرخ بهره وام مسکن و وابستگی وام‌ها به اوراق خزانه و نرخ فدرال رزرو، نشان‌دهنده این تاثیرات است.

تحلیل دیدگاه ایران
صیانت از دستاوردهای میدان: تیم مذاکره‌کننده ایران به عنوان نماینده مردم، بر حفظ دستاوردهای میدانی تاکید داشته و شروط زیاده‌خواهانه آمریکا را نپذیرفته است.
عدم برنامه برای دور بعدی: ایران برنامه‌ای برای دور بعدی مذاکرات ندارد و معتقد است خواسته‌های آمریکا در میز دیپلماسی نیز قابل پیگیری نیست.
حقوق مسلم ملت ایران: ایران مطالبه رفع تحریم‌ها و رفع انسداد دارایی‌های خود را حق مسلم مردم ایران می‌داند که پیش از جنگ نیز اساس مذاکرات بود. ایران خواهان توقف تجاوزات و دریافت غرامت از طرف متجاوز (آمریکا) است.
نقض آتش‌بس توسط متحد آمریکا: در حالی که ایران خواهان حقوق خود است، متحد منطقه‌ای آمریکا (رژیم صهیونیستی) بارها آتش‌بس را نقض کرده است.
آنچنان که گفته شد، هر توافقی نباید با مستثنی‌کردن اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن همراه باشد. با توجه به اسلحه‌ای که ایران بر شقیقه اقتصاد جهانی گذاشته است، می‌تواند انتظار داشته باشد که طرف آمریکایی درباره غنی‌سازی تا حدودی کوتاه بیاید. اگر هم درباره اخذ عوارض اشتراکی به توافق برسند، می‌توان انتظار داشت که در عمل ساختار تحریم‌ها بشکند. چون کارت بازی ایران فراتر از وابستگی به واسطه‌های استراتژیک (روسیه و چین) خواهد رفت.
در چنین صورتی به طریقی متناقض‌نما افزایش نفوذ ایران بر تنگه هرمز اگرچه به ضرر آمریکاست اما مهم‌تر از آن، بندهای واسطه‌گری روسیه و چین را در مجامع بین‌المللی از پای ایران می‌گسلد.
همین استدلال درباره بمب اتم ایرانی نیز می‌توانست وجود داشته باشد، یعنی به لحاظ استراتژیک ماهیت چنین بمبی چشم‌انداز موازنه چین، روسیه و آمریکا را آنچنان که تصور می‌شود، کاملا به ضرر آمریکا تغییر نمی‌داد؛ بلکه دو کشور نخست را نیز در درازمدت آزار می‌داد.
با توجه به مطالب پیش‌گفته رها کردن سقف زمانی در مذاکرات برای ایران مناسب نیست. حتی می‌توان به مذاکره بدون آتش‌بس نیز اندیشید. در برابر حمله اسرائیل به لبنان، ایران می‌تواند ابتدا با کارت تنگه بازی کند تا این بار اروپا و بلکه جهان را در برابر اسرائیل برانگیزد.
اگر موفق شود این کار را بکند، موفقیتی بزرگ است، چون کارآمدی این ابزار نامتقارن که تاکنون علیه آمریکا جواب داده، می‌تواند از این به بعد علیه اسرائیل هم به کار گرفته شود. اگر موفق نشد، گزینه پاسخ نظامی همچنان در دسترس است. در هر صورت ایران باید این آمادگی را داشته باشد که اگر توافقی نشود، گزینه‌ای جز بسته ‌شدن تنگه ندارد و البته باید آماده پذیرش ضربه به زیرساخت‌هایش از طرف آمریکا و اسرائیل باشد. همه چیز بستگی به تاب‌آوری دارد.

سناریوهای احتمالی آینده
تجدید نظر در برنامه‌ریزی‌ها: آتش‌بس ممکن است فرصتی برای آمریکا و اسرائیل برای تجدیدنظر در برنامه‌ریزی‌های خود باشد.
عملیات احتمالی: سناریوی بعدی می‌تواند شامل آمادگی آمریکا و اسرائیل برای محاصره شهرک‌های موشکی ایران، محل ذخایر غنی‌شده و مراکز تولید نفت باشد. این عملیات با پوشش هوایی کامل آمریکا و اسرائیل ممکن است کارساز باشد، هرچند توان چنین عملیاتی در ایران محل تردید است. استعفا و اخراج در ارتش آمریکا ظاهرا به دلیل مخالفت با چنین اقداماتی بوده است.

نتیجه‌گیری
مذاکرات ایران و آمریکا نشان‌دهنده شکاف عمیق در انتظارات و اهداف طرفین است. ایران بر حفظ دستاوردهای خود و پیگیری حقوق مسلمش تاکید دارد، در حالی که آمریکا با رویکردی زیاده‌خواهانه و با هدف جبران شکست‌های میدانی، به دنبال امتیازگیری است. تحولات آینده بستگی به تصمیمات آتی طرفین و همچنین تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.