۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۰
کد مطلب: ۲۱٬۴۶۶

قدرت یک کشور، آن هم در جهان پیچیده و پرتلاطم امروز، دیگر در دیوارهای استوار کاخ‌های ریاست‌جمهوری و ساختارهای رسمی خلاصه نمی‌شود. قدرت واقعی، در جایی شکل می‌گیرد که توده مردم با اراده‌ای جمعی، خود را در میدان سرنوشت قرار می‌دهند. آنچه در ۵۰ روز اخیر در ایران رخ داد، نمونه‌ای بارز از این حقیقت بود؛ روزهایی که کشور با تهدیدهای جدی و خلأهای مدیریتی مواجه شد، اما واکنش مردم، مسیر را دگرگون کرد.

آگاه: در تحولات تاریخی بزرگ، همیشه سوالاتی درباره نقش نهادهای رسمی و نقش مردم مطرح می‌شود. در تجربه انقلاب اسلامی ایران، این پرسش بارها پاسخ یافته است. اما آنچه در این مدت اخیر رخ داد، از آن جهت متمایز است که مردم نه از روی وظیفه، بلکه از روی اراده آگاهانه، خود را در صحنه قرار دادند. این یک پدیده جدید نیست؛ اما تکرار آن در شرایط جدید، نشان‌دهنده بلوغ فکری جامعه است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در مقاطع حساس انقلاب اسلامی، از دفاع مقدس تا بحران‌های سیاسی دهه ۷۰-۸۰، همواره مردم بوده‌اند که مسیر را مشخص کرده‌اند. اما آنچه در این روزها دیده شد، نوعی «خودسامانی اجتماعی» بود. مردم بدون انتظار از دستور بالا، خودبه‌خود در صحنه‌های مختلف حضور یافتند.

جامعه در لحظه بحران
در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی و مشکلات داخلی روبرو بود، رفتار اجتماعی مردم، چیزی فراتر از واکنش‌های احساسی بود. مشاهده صحنه‌ها نشان می‌داد که مردم، هوشمندانه عمل می‌کردند. نه با هیجان کورکورانه، بلکه با حساب و کتابی دقیق. در روزهای گذشته و جاری، شاهد بودیم که چگونه اعتماد اجتماعی، به عنوان سرمایه‌ای پنهان، در عبور از بحران‌ها نقش ایفا کرد. وقتی مردم به یکدیگر اعتماد دارند، وقتی شبکه‌های ارتباطی غیررسمی، به جای تفرقه، به همگرایی کمک می‌کنند، جامعه در بحران‌ها تاب‌آوری بیشتری پیدا می‌کند. این روزها، نمونه‌ای عینی از این اصل بود.

مردم و دفاع از کشور
یکی از جذاب‌ترین جنبه این تحولات، نقش مردم در پشتیبانی از جبهه دفاعی کشور بود. این پشتیبانی، فراتر از کمک‌های مالی بود؛ شامل حضور آگاهانه، حفظ آرامش عمومی و حتی مشارکت در شبکه‌های مردمی برای تامین نیازهای اولیه بود. اینکه چگونه روحیه عمومی جامعه، توان دفاعی کشور را تقویت می‌کند، یک اصل استراتژیک است. دشمنانی که می‌خواهند کشورها را تحت فشار قرار دهند، همیشه می‌دانند که اگر بتوانند روحیه عمومی مردم را بشکنند، در واقع ضربه اصلی را وارد کرده‌اند. اما وقتی مردم با همبستگی و همبستگی عمل می‌کنند، این استراتژی شکست می‌خورد.

شبکه‌های مردمی و همیاری اجتماعی
در ایام جنگ ۴۰ روزه یک ویژگی شاخص را شاهد بودیم: شکل‌گیری شبکه‌های مردمی سازمان‌یافته برای کمک‌رسانی و حمایت از آسیب‌دیدگان. این شبکه‌ها، که گاهی از طریق فضای مجازی شکل گرفتند، نشان داد که جامعه ایرانی ظرفیت عمیقی برای مدیریت بحران دارد. این فرهنگ همیاری، که ریشه در سنت‌های کهن ایرانی دارد، در شرایط مدرن به صورت جدیدی ظهور کرد. گروه‌های مردمی که بدون انتظار از دولت یا نهادهای رسمی، خود را وارد میدان کردند، نشان دادند که «همبستگی اجتماعی» یک شعار نیست، بلکه یک ظرفیت عملی است.

روایت مردم از یک لحظه تاریخی
شاید مهم‌ترین نکته‌ای که باید ثبت شود، این است که این روایت‌ها، توسط مردم ساخته شد، نه توسط رسانه‌های رسمی. هر کدام از ما، در جای خود، تجربه‌ای داشتیم؛ لحظه‌ای که با همسایه‌مان برای تامین نیازهای اولیه همکاری کردیم، لحظه‌ای که با آگاهی و بصیرت تصمیم گرفتیم، لحظه‌ای که شجاعت نشان دادیم. این روایت‌ها، مهم‌ترین اسناد تاریخ معاصر هستند. 
امروز، وقتی مردم خودشان تاریخ را روایت می‌کنند، در واقع دارند ثابت می‌کنند که قدرت را نه فقط در صحنه نبرد، بلکه در صحنه زندگی هم در دست دارند. تحولات اخیر، یک درس بزرگ برای تمام نهادهای حکمرانی داشت: قدرت واقعی، در مردم است. نه در سخنرانی‌ها، نه در تصمیمات عالی، بلکه در حضور آگاهانه مردم در صحنه. فرماندهی ارشد انقلاب فرمودند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» این جمله، یک توصیف نبود؛ بلکه یک بیان واقعیت بود و ما، به عنوان بخشی از این مردم، باید بدانیم که این رهبری، مسئولیت هم دارد.
 باید با بصیرت بیشتر، با دانش بیشتر و با دقت بیشتر در صحنه حاضر شویم. چون وقتی مردم کشور را رهبری می‌کنند، کشور پیشرفت می‌کند و این، یک حقیقت همیشگی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.