۲۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳
کد مطلب: ۲۱٬۴۷۲

نقش مردم در پیشبرد انقلاب اسلامی

سرمایه‌های انقلاب

محمد عرفان‌خانی _ آگاه مسائل سیاسی

بعد از آغاز انقلاب صنعتی، جهان غرب خود را در قامت فرمانروایی جهان می‌دید و از قضا رویای تسخیر ایران را نیز در سر می‌پروراند.

سرمایه‌های انقلاب

آگاه: رویایی که در سایه ناتوانی حاکمیت مرکزی به راحتی در دسترس جهان غرب قرار می‌گرفت. حکومت ایران در تمامی جنگ‌ها از دفع حملات استعمارگران غربی عاجز می‌ماند و این ناکامی برای کارگزاران ایرانی تبدیل به عادت همیشگی شده بود. شکست‌های پی‌درپی ایران در میدان جنگ نظامی، کارگزاران کشور را با پرسشی جدی مواجه کرد. پرسش اساسی این بود: چرا در حالی که تفاوت چندانی بین قوای نظامی ایران و دشمن خارجی وجود ندارد، دشمن همیشه پیروز از میدان خارج می‌شود و ایران نیز همیشه ناکام می‌ماند؟ سوالی که بیش از همه ذهن عباس میرزا قاجار را درگیر کرده بود. معروف است که عباس میرزا در جریان جنگ ایران و روسیه تزاری از سرباز روسی پرسید: در سرزمین ما خورشید از مشرق می‌آید، مگر در سرزمین شما از مغرب می‌آید؟ به من بگو چرا ما شکست می‌خوریم؟ عباس میرزا از این متعجب بود که چرا با وجود اینکه نقاط ضعف گذشته جبران شده و ارتش ایران برخلاف دفعات پیشین از امکانات نظامی جدید بی‌بهره نیست، همچنان هیچ موفقیتی برای کشور حاصل نمی‌شود. اینجا بود که دیگر پاسخی برای این سوال یافت نمی‌شد. چرا که علت ناکامی ارتش عباس میرزا نه در ناکارآمدی شخص او بود و نه در همراهی عمومی مردم با نیروی خارجی. در جنگ چالدران می‌شد علت شکست ایران را به چنین عواملی نسبت داد ولی در جنگ ایران و روسیه تزاری بر خلاف تجربه چالدران و حمله مغول‌ها، علاوه بر مدیریت شخص باکفایتی همچون عباس میرزا، نارضایتی‌های اجتماعی نیز در سطحی نبود که مسیر تسلط دشمن را هموار کند. به هر صورت، عباس میرزا راه حلی فراتر از تجهیز مضاعف قوای نظامی پیش روی خود نمی‌دید و همان مسیر گذشته را در پیش گرفت. پس از او، به ترتیب قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان امیرکبیر مسئولیت ایستادگی مقابل جریان استعمار را بر عهده گرفتند. اما آن دو نیز برای مهار جریان استعمار، طرحی جز راه حل شکست خورده عباس میرزا یعنی همان تقویت توان نظامی در دست نداشتند و بدین ترتیب در عصر قائم‌مقام و امیرکبیر هم خبری از پیروزی ایران و شکست دشمن نبود.

سرمایه‌های انقلاب

سرانجام این روند تلخ نه در عصر پادشاهی بلکه در عصر انقلاب اسلامی پایان یافت. با پیروزی انقلاب اسلامی برای نخستین بار در دوره مدرن، روند نقض مداوم تمامیت ارضی ایران متوقف شد و جریان استعمار از تسخیر مجدد ایران عاجز ماند. آنچه انقلاب اسلامی را در برابر جریان سلطه و استعمار، مقاوم و نفوذناپذیر می‌کرد، نیروی اراده مردمی بود. نیرویی که در ادوار پیشین کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت و همین غفلت و بی توجهی، اسباب ناکامی کارگزاران کشور را فراهم می‌ساخت. کارگزاران پیشین، نیروی اراده مردمی را در سطحی نمی‌دانستند که توان دفع حملات متجاوزان را داشته باشد و صرفا به ابزار نظامی یا دیپلماتیک متوسل می‌شدند. در حالی که امام خمینی و یارانش عمیقا به توانمندی‌های مردم باور داشتند و در پیشبرد انقلاب اسلامی بیش از هر چیز، به نیروی اراده مردمی متکی بودند. در روزگاری که جنبش‌های انقلابی جهان تنها از طریق کودتا و مبارزه مسلحانه اقدام به سرنگونی نظام سیاسی کرده و مبارزه مردم محور را بی‌فایده تلقی می‌کردند، امام خمینی رحمت‌الله علیه اعتقاد راسخی به نقش حیاتی مردم در پیشبرد مبارزات انقلابی داشت. البته در برخی محافل سیاسی ایران نیز، روش مبارزه مسلحانه به عنوان یگانه راه سرنگونی حکومت مستعمره پهلوی شناخته می‌شد. جریان مجاهدین خلق و جریان چریک‌های فدایی خلق به پیروی از اندیشه‌های محمد حنیف‌نژاد، امیر پرویز پویان و مسعود احمدزاده، به راهبرد مردم‌محور امام بی‌توجه بودند و اهتمام ویژه‌ای به مبارزه مسلحانه گسترده علیه رژیم پهلوی داشتند. با این حال، امام نه با کودتای نظامی یا اقدام مسلحانه بلکه با محوریت نیروی مردمی، نظام شاهنشاهی را سرنگون کرد و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند. دستاوردی که سایر جریانات سیاسی هیچ‌گاه از طریق مبارزه مسلحانه موفق به کسب آن نشدند.
همانطور که رهبر شهید انقلاب درباره نقش مردم در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی می‌فرمود: «انقلاب [اسلامی] با کودتا به وجود نیامد، با حرکت نظامی به وجود نیامد؛ مثل بعضی از انقلاب‌ها که یک عده افسر نظامی رفتند یک حکومتی را برداشتند، حکومت دیگری به جایش گذاشتند؛ نه، این انقلاب به‌وسیله مردم به وجود آمد؛ با عزم مردم، با نیروی انقلاب مردم، با ایمان مردم به وجود آمد؛ با همین نیرو از خود دفاع کرد، با همین نیرو هم باقی ماند و ریشه دواند.»
۱۴/۰۳/۱۳۹۵
انقلاب اسلامی در ادامه حیات خود نیز با تکیه بر نیروی مردمی از اندوخته‌های انقلاب حراست کرد و تهدیدهای درونی و بیرونی متعددی از جمله جنگ تحمیلی و تحرکات داخلی ضد انقلاب را با موفقیت پشت سر گذاشت. حتی وقتی آمریکا و نظام سلطه با وجود شکست پروژه فروپاشی داخلی و جنگ تحمیلی مجددا به دشمنی سخت و مداوم علیه ایران پرداختند، انقلاب اسلامی به پشتوانه همین مردم مقابل نظام سلطه ایستاد و قدرت مقاومت در برابر فشارهای شدید آمریکا را پیدا کرد. همانگونه که امام خامنه‌ای قدرت مقاومت جمهوری اسلامی را متکی به پشتیبانی مردم می‌دانست و اهتمام آمریکا به جداکردن مردم از نظام اسلامی را نیز در همین راستا تحلیل می‌کرد: «آمریکایی‌ها می‌گویند تکیه نظام جمهوری اسلامی به این مردم است؛ اگر توانستیم این مردم را از نظام جمهوری اسلامی جدا کنیم، قدرت مقاومت از نظام جمهوری اسلامی گرفته خواهد شد.» ۲۸/۱۱/۱۳۹۱

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.