۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۴
کد مطلب: ۲۱٬۷۶۱

روایتگری در لحظه صفر

۱۴ کارگردان، ۵۰۰ هنرمند؛ نماد مقاومت فرهنگی در جنگ سوم

زهرا بذرافکن- خبرنگار گروه فرهنگ: مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» در شرایطی تولید شد که کشور درگیر یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود بود. اهمیت این مجموعه در این است که فرآیند نگارش فیلمنامه، برنامه‌ریزی و تولید فنی آن همزمان با روزهای نبرد و زیر سایه حملات موشکی و پهپادی دشمن آغاز شد و به سرانجام رسید. در حالی که در شرایط مشابه، بسیاری از پروژه‌های هنری به دلیل مخاطرات امنیتی و ناامنی‌های ناشی از بمباران متوقف می‌شدند، «سرو، سپید، سرخ» با مشارکت همدلانه ۱۴ کارگردان مطرح سینما و صدها هنرمند، به نمادی از مقاومت فرهنگی و روایتگری در لحظه تبدیل شد.

روایتگری در لحظه صفر

آگاه: این سریال در ۱۵ قسمت طراحی شد تا روایتگر مهم‌ترین مقطع تاریخ معاصر ایران باشد. ساختار اپیزودیک آن انتخابی هوشمندانه بود؛ زیرا به تیم تولید اجازه می‌داد تا بدون وابستگی قسمت‌ها به یکدیگر، چندین گروه را به طور همزمان در شهرهای مختلف فعال کنند. این رویکرد، محدودیت‌های زمانی را دور زد و امکان پخش سریال را در حالی که هنوز درگیری‌ها ادامه داشت، فراهم آورد. این پروژه محصول هم‌افزایی مرکز سیمافیلم، سازمان هنری رسانه‌ای اوج و مشارکت موسسه فرهنگی - هنری اندیشه شهید آوینی است.

موزاییکی از نگاه‌های متفاوت
یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های این سریال، حضور ۱۴ کارگردان با سوابق و سبک‌های هنری گوناگون است. این تنوع باعث شده که هر اپیزود، به مثابه یک اثر مستقل با امضای خاص فیلمساز باشد، اما در عین حال تمامی این قطعات در کنار هم، تصویری جامع از ایران در دوران جنگ ارائه می‌دهند. این کارگردانان عبارتند از: بابک خواجه‌پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده‌فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیب‌زاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی. در بخش بازیگری، هنرمندانی همچون امیر نوروزی، واله داوودنژاد و هدیه حسینی‌نژاد در اپیزود «تماس»، خیام وقارکاشانی در اپیزود «چادر مسافرتی»، گیتی قاسمی و کامبیز امینی در اپیزود «شکار اجدادی» و بازیگران پیشکسوتی نیز مانند حبیب دهقان‌نسب به ایفای نقش پرداخته‌اند.

روایتگری در لحظه صفر

فرآیند تولید و مبارزه‌ای با زمان و موشک
تولید «سرو، سپید، سرخ» یک مورد عالی برای مدیریت پروژه در زمان بحران است. فرآیندی که در حالت عادی ماه‌ها به طول می‌انجامد، در این پروژه به چند روز تقلیل یافت. اپیزود «تراس» مانند دیگر اپیزودهای این مجموعه، تنها در ۱۰ روز از مرحله ایده‌پردازی تا پایان فیلمبرداری به سرانجام رسید. این سرعت عمل نه تنها یک تصمیم مدیریتی، بلکه جلوه‌ای از تعهد جمعی تمام عوامل فنی و هنری بود.
تصویربرداری این مجموعه در شهرهایی چون تهران، مشهد، ارومیه و ساری انجام شد. در تهران، لوکیشن‌ها اغلب در مناطق پرخطری مانند میدان بهارستان و خیابان امین‌حضور قرار داشتند، جایی که صدای انفجار، پدافند و اصابت موشک‌ها به طور مداوم شنیده می‌شد. کارگردانانی مانند لیلی عاج با استفاده از تکنیک بداهه، صدای واقعی انفجارها را در دل دیالوگ‌های بازیگران گنجاندند تا حس واقعی جنگ به مخاطب منتقل شود. برخی اپیزودها حتی در خانه‌هایی فیلمبرداری شدند که پیشتر توسط موشک‌های دشمن تخریب شده بودند.
محتوای «سرو، سپید، سرخ» بر خلاف بسیاری از آثار مشابه، فقط بر جنبه‌های نظامی متمرکز نیست، بلکه به سراغ سوژه‌های کمتر دیده شده و موقعیت‌های انسانی رفته است. این سریال با تمرکز بر تصمیم‌های سرنوشت‌ساز فردی در دل بحران، تصویری چندوجهی از واقعه جنگ سوم تحمیلی ارائه می‌دهد.
این سریال با استقبال گسترده و مثبت منتقدان و رسانه‌های داخلی مواجه شد. اغلب منتقدان این اثر را یک حرکت ماندگار در تاریخ رسانه ملی توصیف کرده‌اند. از مهم‌ترین دستاوردهای این سریال از نگاه منتقدان، خارج کردن جامعه نخبگانی و هنری از انفعال بود. حضور حدود ۵۰۰ هنرمند در این پروژه نشان داد که بدنه سینما و تلویزیون ایران همچنان دغدغه میهن و مردم را دارد. همچنین، رسانه‌ها و منتقدان بر این نکته تاکید داشتند که قصه‌های سریال خودمانی، ساده و صمیمی هستند و به جای پرداخت به مسائل ایدئولوژیک، به واقعیت‌های ملموس زندگی مردم زیر موشکباران می‌پردازند.
مجموعه «سرو، سپید، سرخ» ثابت کرد که رسانه ملی و نهادهای هنری ایران قادرند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بحران‌های ملی واکنش نشان دهند. این سریال با بهره‌گیری از ساختار اپیزودیک و همکاری ۱۴ کارگردان، نه تنها استانداردهای تولید را جابجا کرد، بلکه الگویی برای سینمای واکنش سریع ارائه داد.
تولید این اثر زیر بمباران، پیامی قوی به دشمنان مخابره کرد؛ دوربین‌های سینماگران ایران حتی در جنگ هم خاموش نمی‌شود. این تجربه موفق نشان می‌دهد که در صورت وجود انسجام بصری و وحدت روایی، می‌توان آثاری ساخت که هم ارزش هنری بالایی داشته باشند و هم به عنوان یک ابزار قدرتمند در دیپلماسی عمومی و جنگ نرم عمل کنند. «سرو، سپید، سرخ» اکنون به عنوان یک دارایی فرهنگی و تاریخی برای مردم ایران باقی خواهد ماند که در آن، هنرمندان با قلب‌های خود برای وطن بازی کردند.

یکی از تهیه‌کنندگان مجموعه «سرو، سپید، سرخ»:
می‌خواستیم قصه‌های‌مان را روایت کنیم

روایتگری در لحظه صفر

محمدجواد موحد، در پاسخ به سوالی درباره تجربه هماهنگی ۱۴ کارگردان با سلیقه‌های متفاوت، آن هم در پروژه‌ای که باید یک هویت واحد داشته باشد و اجتناب از، از هم پاشیدگی معنایی سریال به «آگاه» گفت: «جلسه شکل‌گیری این سریال در شرایطی برگزار شد که ما در روزهای نخست جنگ قرار داشتیم. تصمیم گرفته بودیم این کار را به هر ترتیب به سرانجام برسانیم؛ فارغ از اینکه آنتن به محتوا نیاز داشت، اساسا تولید چنین اثری ضروری به نظر می‌رسید. تصور ما این بود که برای مخاطبی که همچنان روزهای جنگ را تجربه می‌کند، نیاز است که به آدم‌ها نزدیک شویم و قصه‌هایشان را در این حوزه بشنویم.
ما در وهله اول نیاز داشتیم که با ۱۴ کارگردان همکاری کنیم. به‌طور معمول، ساخت یک سریال ۱۵ قسمتی از زمان شکل‌گیری ایده اولیه تا رسیدن به مرحله پخش، در کمترین زمان ممکن بین ۶ تا هشت ماه زمان می‌برد اما ما قصد داشتیم نهایتا در عرض ۲۵ تا ۳۰ روز به یک تولید جامع برسیم. لذا ضرورت کار با ۱۴ کارگردان، از همین‌جا ناشی می‌شد.
اما درباره اینکه چگونه توانستیم هویت واحد و برند «سرو، سپید، سرخ» را حفظ کنیم و محور سریال را مانند یک نخ تسبیح نگه داریم، باید به جلسات ابتدایی پروژه اشاره کنم. با توجه به زمان اندکی که داشتیم، متن‌ها، ایده‌پردازی‌ها و در نهایت رسیدن به طرح‌ها از دل جلسات جمعی با حضور تمامی کارگردان‌ها شکل گرفت. به همین دلیل، دوستان به‌صورت ناخودآگاه از منظر خط اصلی داستان به یکدیگر نزدیک شدند و ایده‌ها و افکارشان همسو شد؛ هرچند که هر کدام، قصه، زاویه نگاه و بعضی ژانر خاص خود را داشتند. ما در این مجموعه از آثار ملودرام و کارهای نسبتا شیرین و کمدی داشتیم تا آثار عاشقانه یا پلیسی-امنیتی. با وجود تنوع ژانرها، از آنجا که هدف ما تولید اثری با هویت ملی در حوزه جنگ تحمیلی سوم بود، آن جلسات ابتدایی کمک شایانی به ما کرد.»

ریسکی را پذیرفتیم که سابقه نداشت...
این تهیه‌کننده در ادامه در باب تولید اثری که هنوز زخم‌های آن بر تن جامعه تازه است، ریسک بالایی دارد و ممکن است احتمال قضاوت زودهنگام مخاطب را در پی داشته باشد و اینکه چطور به این اطمینان رسیدند که اکنون وقت روایت است و نباید منتظر گذشت زمان ماند، می‌گوید: «به هر حال هر کاری ریسک‌های خاص خود را دارد. اگر فاصله یک اتفاق با ذهنیت جامعه زیاد باشد، ریسک‌هایی دارد؛ چرا که ممکن است در آن لحظه، جامعه مطالب را متوجه نشود یا برایش قابل درک نباشد. به‌عنوان مثال، اگر بخواهیم وقایع دفاع مقدس و جنگ هشت‌ساله را روایت کنیم، وقتی ۳۰ یا ۴۰ سال از واقعه می‌گذرد، ممکن است برخی جزئیات برای عده‌ای باورپذیر نباشد که این خود یک ریسک محسوب می‌شود.
طبیعتا کاری با این سرعت تولید نیز ریسک‌های خود را دارد. تصمیم ما بر این بود که شاید برای اولین بار، واکنشی بسیار سریع نشان دهیم. پیش از این سابقه نداشت که همزمان با درگیری در یک ماجرا مثل زلزله یا حتی کرونا، اثری ساخته شود. مثلا در دوره کرونا که نزدیک به دو یا سه سال طول کشید، اولین سریال‌های ساخته شده در آن فضا، عملا در اواخر آن دوران تولید شدند.
مجموع این عوامل باعث شد تصمیم بگیریم برای اولین بار این ریسک را بپذیریم. دلایل متفاوتی هم داشت؛ اول اینکه می‌خواستیم به‌عنوان جامعه سینـماگـر واکنــشی داشته باشیم تا شاید سوالات ذهنی خودمان بی‌جواب نماند. دوم اینکه برای هر کدام از ما اتفاقاتی افتاده بود و قصه‌هایی دیده بودیم که می‌خواستیم آنها را روایت کنیم. همچنین خالی بودن آنتن و شرایط پخش نیز ایجاب می‌کرد که کاری را به مرحله انتشار برسانیم. همه اینها در نهایت ما را به این قضاوت رساند که اکنون وقت عمل است. با وجود اینکه ریسک مورد اشاره شما در ذهن ما بود، اما به قول قدیمی‌ها دل را به دریا زدیم و کار را آغاز کردیم.»
ساخت این سریال ثابت کرد که در شرایط سخت هم می‌توان کارهای باکیفیت و سریع تولید کرد. این تهیه‌کننده در پاسخ به اینکه فارغ از سختی‌ها، کدام کشف جدید درباره توانمندی‌های نادیده گرفته شده فنی و هنری سینمای ایران در این پروژه او را غافلگیر و امیدوار کرده است، می‌گوید: «می‌توانم به اندازه چندین صفحه صحبت کنم. واقعیت این است که من و جناب آقای شفاه که به‌عنوان تهیه‌کننده مسئولیت تولید را بر عهده داشتیم و همچنین آقای آذرپندار که مدت زیادی مسئول فیلم و سریال شبکه سه بودند، با وجود تجربه‌های قبلی، با چنین موردی مواجه نشده بودیم. ما تهیه‌کنندگانی بودیم که پیش از این هم سریال و هم فیلم سینمایی ساخته بودیم و تجربه تولید داشتیم. برای خود من، کمتر از چند ماه پیش سریال «بوقچی» روی آنتن شبکه سه رفته بود، اما هیچ‌کس تجربه‌ای مشابه یا نزدیک به این کار را با این شکل و شمایل نداشت.
کار کردن در این فرصت کوتاه، با این سرعت بالا و در حالی که کشور درگیر جنگ است و ما همچنان زیر موشکباران تهران هستیم، ویژگی و زیست خاصی را برای ما ایجاد کرد که می‌توان مدت‌ها درباره آن حرف زد. واقعیت این است که هنوز هم وقتی دور هم جمع می‌شویم، از خودمان می‌پرسیم واقعا این کار را کردیم؟ به نظرم ما از آن روح جمعی که در مردم ایران شکل گرفت، وام گرفتیم. در روزهایی که حالا بیش از دو ماه از آن می‌گذرد، همچنان شاهد آن عطش و روح متبلور در مردم هستیم. همین اراده جمعی مردم بود که به ما قدرت انجام این کار را داد.»
موحد ادامه می‌دهد: «در کنار این مسائل، رویدادهای فنی زیادی هم رخ داد. ما در بازه زمانی کوتاهی، تولید نزدیک به هفت اثر را به‌صورت همزمان پیش می‌بردیم. حدود ۴۵۰ نفر از عوامل پروژه در نقاط مختلف تهران و کشور از جمله مشهد، خرم‌آباد، شمال کشور و قائم‌شهر مشغول به کار بودند. هماهنگی این موارد، حفظ کیفیت و انتخاب کارگردان‌ها و نویسندگانی که دغدغه‌مند باشند و در شرایط موشکباران کشور پای کار بایستند، منجر به کشف‌های جدیدی برای ما شد.»

مستندی از روند تولید «سرو، سپید، سرخ» در راه است
«معتقدم از دل این تجربه فنی، هنری و مدیریتی، باید آرام آرام به یک مدل و روش در سریال‌سازی دست یابیم که ما را به تولیدات صنعتی نزدیک‌تر کند. مدلی که در آن علاوه بر حفظ کیفیت و فضای هنری و جلب رضایت مخاطب، سرعت تولید نیز بالا باشد تا بتوانیم درباره قصه‌های روز سریال بسازیم؛ به‌طوری که مردم در حالی که هنوز طعم آن قصه‌ها را زیر زبان دارند، بتوانند خروجی آن را روی آنتن یا در فضای مجازی ببینند و حس بهتری دریافت کنند. ما بخشی از این مسیر را تجربه کردیم و ابعاد مختلف این پروژه به‌مرور برای خودمان هم روشن‌تر می‌شود. در حال حاضر مستندی درباره روند تولید این سریال در حال ساخت است که امیدواریم زودتر به نتیجه برسد. فکر می‌کنم با گذشت اندکی زمان از پخش کار، جنبه‌های بیشتری از این تجربه برای ما آشکار شود.»

کارگردان اپیزود «تماس»:

روایتگری در لحظه صفر

از همان روزهای اول جنگ جمع شدیم تا کاری بسازیم
محمد علیزاده‌فرد درباره ایده اپیزود «تماس» و برنامه‌ریزی و تولید آن در این زمان کوتاه می‌گوید: «واقعیت این است که در همان روزهای ابتدایی جنگ، همراه با دوستانی که در تهران حضور داشتند، دور هم جمع شدیم؛ آقای موحد، آقای شفاه و سایر رفقا. دلمان می‌خواست ما هم بتوانیم کاری انجام دهیم. البته این جنگ، از آن دست جنگ‌هایی نیست که افراد بتوانند به صورت مستقیم در آن ایفای نقش کنند. هدف ما این بود که در حیطه کاری خودمان بی‌تفاوت نباشیم و کاری انجام داده باشیم. در نهایت به ایده کلی این سریال اپیزودیک رسیدیم. دور هم جمع شدیم و قرار بر این شد که هر کس بر اساس حال و هوا و جنس کارهای مورد علاقه خود، یک قسمت را بنویسد. من هم چون به فضای تعلیق و معما علاقه بیشتری داشتم، با توجه به اخباری که در خبرگزاری‌ها می‌خواندم، سعی کردم قصه‌ای را روایت کنم که بخش‌هایی از آن ارجاع به واقعیت داشته باشد؛ مثل افرادی که متاسفانه در همین برهه زمانی، عکس، فیلم، موقعیت و مختصات ارسال می‌کردند به رسانه‌های دشمن تا بتواند ضرباتی را به کشور وارد کند. همین موضوع ایده اولیه کار شد و مابقی ماجرا را دراماتیزه کردیم. تلاش کردیم کار را برای مخاطب جذاب کنیم و به شکلی بیان کنیم که هم جنبه سرگرمی داشته باشد و هم با فضای جنگ تحمیلی سوم مرتبط باشد.» این فیلمساز در ادامه افزود: «قاعدتا به این دلیل که ما در حال ساخت اثر نمایشی و داستانی هستیم، اولین ویژگی چنین آثاری باید جذابیت باشد تا بتواند مخاطب را درگیر کند. تلاش ما در این ۴۰ دقیقه بر این بود که داستانی را روایت کنیم که مخاطب درگیر آن شده و آن را دنبال کند و در نهایت، داستان در همان فضایی اتفاق بیفتد که مخاطب همین حالا در حال تجربه آن است، یعنی جنگ تحمیلی سوم.»
علیزاده‌فرد درباره بازخوردهای سریال پس از پخش از تلویزیون اضافه می‌کند: «در مورد اپیزودی که من کار کردم، چه در فضای مجازی و چه در دیدارهای حضوری، الحمدلله بازخوردهای خوبی دریافت کردم. چون در مرحله نگارش و اجرا سعی کردیم به وجهه سرگرم‌کنندگی توجه ویژه‌ای داشته باشیم و فراموش نکنیم که بخش مهمی از سینما و آثار نمایشی، سرگرم‌کننده بودن آن است؛ به همین خاطر، تا جایی که من بازخورد گرفتم، مخاطب در کلیت کار ارتباط خوبی با آن برقرار کرده بود.» آخرین باری که بررسی کردم، قسمت اول سریال به دلیل اینکه زمان بیشتری از پخش آن گذشته، بازدید بیشتری داشت؛ اما فکر می‌کنم اپیزود «تماس» حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار بازدید و تعدادی هم دانلود داشت. در مجموع نیز صفحه سریال در تلوبیون نزدیک به دو میلیون بازدید داشته است. برای پروژه‌ای که مجموعا از مرحله ایده تا تولید و پایان فیلمبرداری آن ۱۰ روز همزمان نبرد و با این سرعت ساخته شد، این میزان بازخورد، نتیجه خوبی محسوب می‌شود.»

عوامل به‌خاطر این کار، در جنگ به تهران آمدند
این کارگردان درباره انتخاب و ارتباط با بازیگران و عوامل سریال در شرایط جنگ می‌گوید: «ما کلا چهار روز فرصت پیش‌تولید داشتیم. برای عوامل پشت دوربین، با دوستانی که قبلا با آنها همکاری داشتم تماس گرفتم. برخی از آنها تهران نبودند اما به خاطر کار لطف کردند و برگشتند. با دستیارم و سایر دوستان نشستیم و گزینه‌هایی را مطرح کردیم. در نهایت از میان کسانی که در تهران حضور داشتند و حاضر بودند سر کار بیایند، انتخاب‌ها صورت گرفت. تمام کسانی که جلوی دوربین رفتند بازیگر بودند و ما از نابازیگر استفاده نکردیم. چون ۸۰ تا ۹۰ درصد قصه ما بین دو خانم در یک خانه می‌گذشت، از افرادی استفاده کردیم که قبلا تجربه بازیگری داشتند و حتی برخی از آنها چهره‌های تلویزیونی بودند.» او درباره تجربه قبلی از ساخت اثری درباره جنگ می‌گوید: «در زمان جنگ ۱۲ روزه نیز وقتی آن اتفاقات افتاد، من با دوستان تماس گرفتم و گفتم که در تهران هستم و اگر قرار است کاری انجام دهیم، پای کار هستم. در آن برهه یک فیلم کوتاه با موضوع جنگ ساختم که خوشبختانه در جشنواره «وطن به روایت من» که انجمن سینمای جوان برگزار کرد، در میان برگزیده‌ها بود. این فیلم بعدا در جشنواره فیلم کوتاه تهران نیز نمایش داده شد و پخش‌های متعددی هم از تلویزیون داشت. سال گذشته نیز فیلم «حاشیه» را در جشنواره فیلم فجر داشتم. در جامعه فیلم کوتاه نیز فعال بوده‌ام و چند سال پیش برای فیلم «شریف»، سیمرغ فیلم کوتاه جشنواره فجر را دریافت کردم. اما بعد از آن به دنبال ساخت سینمایی بلند رفتم و «حاشیه» را ساختم و ماجرای جنگ پیش آمد و درگیر ساخت این اپیزود شدیم. اما میل و دغدغه شخصی من بیشتر معطوف به مدیوم سینماست، به جهت حرفه‌ای‌تر بودن فضا و اتفاقاتی که در آنجا رقم می‌خورد. به همین خاطر در حال حاضر دغدغه‌ام نگارش متنی است که بتوانم مجددا در مدیوم سینما اثری خلق کنم. بعد از کار در این سریال، ذهنم درگیر ایده‌ای مرتبط با جنگ سوم شده و فعلا مشغول نگارش آن هستم تا ببینم در آینده امکان ساخت آن فراهم می‌شود یا خیر.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.