آگاه: این راهبرد که بر پایه بازیوارسازی (Gamification) و مشارکت عاطفی مردم در فرآیند بازدارندگی استوار است، مرز میان جامعه و نظامیان را کمرنگتر از همیشه کرده است. وی ادامه داد: اما اکنون جالبترین بخش ماجرا آنجاست که یک موشک بالستیک، پیش از آنکه ابزاری برای نابودی هدف باشد، به بستری برای بازنمایی هویت جمعی مردم ایرانی بدل میشود. در عملیات وعده صادق ۴، تصاویری منتشر شده که نشان میدهد بر بدنه غولهای آهنین، با دستخط انسانی، شعارهایی برای مردم و از دل مردم، نام شهدای جنگ یا حتی درخواستهای ساده و کودکانه نوشته شده است. نمونه بارز آن، شلیک یک موشک صورتی رنگ به سمت اهدافی در تلآویو بود که در ادامه تصاویری از آبی کردن یک موشک برای ادامه جنگ به درخواست پسرها صورت گرفت.
امروز دیگر با یک سلاح سخت مواجه نیستیم
این پژوهشگر گفت: همچنین رژه دختران انقلاب با ادوات نظامی رنگی شده یا تزیین شده یا نهایتا سخنرانی اخیر فرمانده هوافضای سپاه پاسداران که بیان کرد زین پس هر کجا شما (مردم) بگویید هدف خواهیم داد. اینجا دیگر با یک سلاح سخت مواجه نیستیم؛ بلکه با یک گلوله اجتماع طرفیم که بار عاطفی میلیونها انسان را حمل میکند و به نحوی نماینده احساسی یک جماعت است. وی افزود: این استراتژی را میتوان نوعی قدرتنمایی نرم رسانهای یا تغییر قواعد قدرت نرم در ادبیات کلاسیک و آکادمیک دانست. در نظریه کاشت گربنر، رسانه در بلندمدت نگرشها را شکل میدهند. وقتی مردم خود را روی بدنه یک موشک میبینند، گویی رسانه میگوید این قدرت از آن توست. تحلیلگران رسانههای خارجی این پدیده را تلاشی برای قاب گرفتن کنش نظامی در قالبهای احساسی و مردم مدارانه تحلیل کردهاند تا سلاحها برای رسانههای اجتماعی و مخاطبان داخلی آماده و جذاب شوند.
قاسمیاننیک گفت: در علوم ارتباطات و فن روایت، آنچه رخ میدهد فراتر از پروپاگاندای سنتی است. ما شاهد همآفرینی روایت هستیم. دیگر فقط رسانه حکومتی نیست که شعار میدهد؛ این مردم هستند که از طریق فضای مجازی و خیابان، سوژه و متن موشکها را انتخاب میکنند. این حلقه ارتباطی دوسویه، مفهوم هویت مقاومت را که مانوئل کاستلز مطرح میکند، عینیت میبخشد و میدان جنگ و میدان خیابان را به هم گره میزند. وی خاطرنشان کرد: بهرهگیری از عناصر بازیوارسازی یعنی رنگآمیزی خلاقانه پهپادها و موشکها، نگارش متون خاص روی آنها، طراحی ویدئوهای موشن گرافیک با زمینه موزیکال و حتی شبیهسازی لگویی نبردها با کمک هوش مصنوعی که در فضای مجازی منتشر میشود، نشان میدهد نیروهای مسلح ایران و به صورت جبهه داخلی درگیر جنگ در حال همزبان شدن با «زبان نسل زد» هستند.
سلاح جنگی دیگر صرفا برای ترساندن دشمن نیست
این پژوهشگر یادآور شد: در عصر گیمیفیکیشن جنگ که حتی دولتها از میمها و تصاویر بازیهای رایانهای برای بازنمایی نبرد استفاده میکنند، ایران از طریق صفحات مجازی سفارتخانهها و همچنین میمهای عامهپسند با خلق روایتی انسانیتر مانند استفاده از بازی لگو برای روایت داستانهای واقعی جنگ، توانسته توجه رسانههای بینالمللی را جلب کند. وی افزود: امید به آینده در اینجا نه در سراب صلح پایدار بیهزینه، بلکه در قدرت بازنمایی توانمندساز نهفته است. سلاح جنگی دیگر صرفا برای ترساندن دشمن نیست؛ بلکه برای امیدبخشی به جامعه خودی طراحی میشود.
قاسمیاننیک گفت: بسترسازی دوگانهای که کاربر در آن، هم در میدان مجازی شعار میسازد و هم در خیابان به استقبال موشک در میدان انقلاب و ونک تهران و سایر شهرها میرود، نشان از بلوغ یک استراتژی دفاعی-اجتماعی دارد. ترکیب میدان، خیابان و دیپلماسی، پاسخی هوشمندانه از سوی ایران به فضاسازیهای رسانهای دشمن و تلاشی برای پیشبرد مقاومت همافزا در بستر جامعه است. وی بیان کرد: اجتماعی کردن سلاح و بازیوارسازی جنگ دیگر یک شوآف تبلیغاتی زودگذر نیست؛ این یک سکوی جدید امنیت ملی است که در آن، هر شهروند نه فقط تماشاگر، که شریک روایی دفاع از سرزمینش است و در این مشارکت جمعی، امید ماندگاری و امنیت و اقتدار ملی متبلور میشود. این پژوهشگر در پایان گفت: این راهبرد نوین، فراتر از توان نظامی صرف، ایران را به یک قدرت نرم تاثیرگذار در عرصه منطقهای و بینالمللی بدل کرده است و نشان میدهد که در جهان پیچیده امروز، پیروزی نهایی از آن ملتی است که قلبها را تسخیر کند. اینجاست که باید پژوهشگران علوم اجتماعی به ویژه ارتباطات سیاسی قلم بزنند و این روایت فتح نوین را در قالب تئوریهای متنوع وارد عرصه علمی جهانی کند.
نظر شما