۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۱
کد مطلب: ۲۱٬۸۱۵

 ۶۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی می‌گذرد. جنگی که به دلیل خواسته‌های اهریمنی دو چهره منفور سیاست جهان، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو آغاز شده و حالا تبعات اقتصادی آن هم جهانی شده است به گونه‌ای که امواج التهابات آن حتی شرق دور و کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی را هم درگیر کرده است. این اتفاقات، هشدارها و نگرانی‌ها درباره وضعیت اقتصاد جهانی در حالی شدت می‌گیرد که رئیس‌جمهور نامتعادل آمریکا همچنان سخنانی عجیب مطرح می‌کند که حتی شک و تردیدها درباره سلامت روانی وی را تشدید کرده است.

آگاه: او روز گذشته ادعا کرد که «ایران» به او خبر داده که در حال فروپاشی است. عصر دیروز هم سخنان عجیبی درباره روابط خانوادگی خود با خانواده سلطنتی انگلستان مطرح کرد. ترامپ در دیدار با چارلز، پادشاه انگلستان آن سخنان مضحک را گفت. همچنین او چند روز قبل گفته بود که چاه‌های نفت ایران تا سه روز دیگر به صورت طبیعی از کار خواهند افتاد. اما نمونه‌های متناقض برای سخنان رئیس‌جمهور روان‌پریش آمریکا زیاد است. 
تصمیم‌های شتابزده و لحن شعاری رئیس‌جمهور آمریکا که در سخنانی مردم ایران را به ادامه اعتراض‌ها فرا خوانده بود با حضور گسترده مردم ایران در دفاع از نظام اسلامی در ۵۰ شب گذشته، به سوژه مهم و جذاب رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است. در این میان، اقتصاد جهان نیز بی‌تاثیر از این رفتارهای جنگ‌طلبانه نمانده است: بر اساس گزارش بانک جهانی، بسته شدن تنگه هرمز گران‌ترین شوک انرژی از زمان جنگ اوکراین را رقم زده است و قیمت نفت برنت در روزهای اخیر به حدود ۱۱۲ دلار در هر بشکه نیز رسیده است. این اوج‌گیری، زنجیره‌های تامین و هزینه‌های زندگی را در سراسر جهان تحت فشار قرار داده است.
علاوه بر تناقض‌گویی در جهت‌گیری‌های سیاسی، ناهماهنگی در برنامه‌های اقتصادی و نظامی آمریکا نیز به وضوح دیده می‌شود. هرچند واشنگتن با اتکا بر استراتژی «فشار حداکثری» سعی در تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران داشته، اما در مقابل حتی چهره‌ها و سیاستمداران نزدیک به کاخ سفید نیز گرفتار دوگانگی شده‌اند. در داخل آمریکا، کنگره بارها تلاش کرده با تصویب قطعنامه‌های اختیارات جنگی، اختیارات ترامپ را محدود کند. چندی پیش مجلس سنا نیز مخالفت صریح سناتور رند پال و چاک شومر با جنگ ایران را شاهد بود که نشان‌دهنده شکاف عمیق حزبی و نگرانی از تشدید درگیری‌هاست. مردم آمریکا نیز بارها با حضور میلیونی در خیابان‌ها خواستار توقف کامل جنگ علیه ایران شده‌اند.
اما مهم‌ترین وجه شکست این رویکرد، نادیده گرفته شدن از سوی رهبران جهان است. کاخ سفید حتی نتوانسته است اروپا را برای همراهی با گزینه نظامی قانع کند و امروز دیگر کشورهای منطقه نیز به بازیگر موثری در دیپلماسی صلح تبدیل شده‌اند که سفرهای دیپلماتیک مقامات ایرانی به پاکستان، عمان و روسیه، نشانه آشکار آن است. صدراعظم آلمان نیز آشکارا اعلام کرده ایران «بسیار مقاوم‌تر از آن چیزی است که آمریکا انتظار داشت» و با اشاره به انفعال راهبردی، تاکید کرد ورود به چنین جنگی بدون چشم‌انداز خروج، زیان‌بار بوده است.
در یک جمع‌بندی، آنچه از رفتارهای دونالد ترامپ در دو ماه گذشته برمی‌آید، نه یک استراتژی منسجم، بلکه بازتابی از بحران در تصمیم‌سازی است. ترامپ با نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسان و فرماندهان نظامی ایالات متحده مبنی بر خطرات درگیری نظامی با ایران و برکناری گسترده آنها از ارتش، حالا دنباله‌روی نتانیاهو شده و با تغییر سیاست رسمی آمریکا از «اول آمریکا» به «اول اسرائیل» کاری کرده که موجب شده از دیدگاه مردم ایالات متحده، بدترین رئیس‌جمهور آن کشور لقب بگیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.