آگاه: تجربه نشان داد که این تلاشها، هرچند در سطوحی خاص تاثیرگذار بوده، اما در نهایت نتوانست مقاومت فرهنگی و اجتماعی ریشهدار جامعه را درهم بشکند. این نوشتار بر آن است تا با نگاهی جامعهشناختی، ابتدا به بازشناسی سازوکارهای هجمه رسانهای دشمن پرداخته، سپس نقاط قوت مقاومت فرهنگی و اجتماعی، بهویژه در میان نسل جوان، را تحلیل کرده و در نهایت، ضعفهای موجود در تولیدات رسانهای داخلی را مورد ارزیابی قرار دهد.
۱. سازوکارهای هجمه رسانهای بیگانه: ابزار تضعیف و شکافافکنی
رسانههای بیگانه در دوران بحران ۴۰ روزه، از مجموعهای از تاکتیکهای رسانهای و روانشناختی بهره بردند که عمدهترین آنها عبارتند از:
اطلاعرسانی گزینشی و وارونهسازی واقعیت: برجستهسازی صرف رویدادهای منفی، نادیده گرفتن دستاوردها و موفقیتها و تحریف یا تفسیر به رأی رویدادها در جهت اهداف خاص.
تولید و انتشار اخبار جعلی (Fake News): استفاده از منابع غیرموثق، ساخت روایتهای دروغین و انتشار گسترده آنها از طریق شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای پیامرسان.
دامن زدن به احساسات و دوقطبیسازی: تحریک خشم، ترس و ناامیدی از طریق تمرکز بر موضوعات حساسیتبرانگیز و ایجاد شکاف میان گروههای مختلف اجتماعی.
استفاده از ظرفیت اینفلوئنسرها و چهرههای شناختهشده: بهرهگیری از نفوذ افراد پرمخاطب برای ترویج روایتهای مطلوب خود و تاثیرگذاری بر افکار عمومی.
تکوین روایتهای جایگزین: تلاش برای ساخت و تثبیت روایتی متفاوت از واقعیت که با روایت رسمی و ملی در تضاد باشد.
این رویکردها، در پی ایجاد «از دست رفتگی معنایی» و «بیاعتمادی سیستماتیک» در جامعه هدف بود تا زمینه را برای فروپاشی روانی و اجتماعی فراهم آورد.
۲. نقاط قوت مقاومت: پویایی سرمایه اجتماعی و فرهنگی در بحران
باوجود تمام تلاشهای صورت گرفته، جامعه در برابر این هجمه، مقاومت قابل توجهی از خود نشان داد که ریشه در سرمایههای اجتماعی و فرهنگی عمیق آن دارد.
افزایش سطح آگاهی و سواد رسانهای: بسیاری از شهروندان، بهویژه نسل جوان، با افزایش سطح سواد رسانهای خود، توانستند تا حد زیادی اخبار جعلی و روایتهای مغرضانه را تشخیص داده و از آنها عبور کنند. این امر، نتیجه تجربیات پیشین و همچنین تلاشهای آگاهانه برای اعتبارسنجی اطلاعات بود.
ظهور و بالندگی کنشگری نسل جوان: یکی از برجستهترین دستاوردهای این دوران، حضور پررنگ و فعالانه نسل جوان در عرصههای مختلف بود. جوانانی که شاید پیش از این کمتر در چشم بودهاند، در این دوره با انگیزههای قوی اجتماعی و فرهنگی، وارد میدان شده و نقشآفرینی کردند. این حضور، نه تنها به تقویت روحیه عمومی کمک کرد، بلکه نشاندهنده ظرفیت بالای این نسل برای مسئولیتپذیری و کنشگری بود.
فعالیتهای فرهنگی و رسانهای خودجوش: در کنار ضعفهای موجود، شاهد شکلگیری جریانهای خودجوش فرهنگی و رسانهای نیز بودیم. تولید محتوای ارزشمند، فعالیتهای داوطلبانه و تلاش برای بازنمایی واقعیتها از دریچه نگاه خودی، از جمله این اقدامات بود که با وجود محدودیتها، تاثیر بسزایی در خنثیسازی نسبی روایتهای بیگانه داشت. این پدیده، نشاندهنده «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه اجتماعی» پویا در جامعه بود که در لحظات بحرانی، خود را نمایان ساخت.
حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی: در بزنگاههای حساس، جامعه توانست با اتکا بر ارزشهای مشترک و حس تعلق به یک هویت جمعی، سطحی قابل قبول از همبستگی را حفظ کند. این انسجام، سدی در برابر تلاشهای دشمن برای ایجاد تفرقه و شکاف بود.
۳. چالش تولیدات رسانهای داخلی: نقدی بر کارایی و خلاقیت
با وجود نقاط قوت ذکر شده، نمیتوان از ضعف مفرط در تولیدات رسانهای داخلی چشمپوشی کرد. این ضعف، در مواجهه با هجمه سنگین رسانههای بیگانه، بیش از پیش آشکار شد.
عدم تناسب محتوا و فرم با مخاطب امروزی: بسیاری از تولیدات رسانهای داخلی، فاقد جذابیت، خلاقیت و نوآوری لازم برای جذب مخاطب، بهویژه نسل جوان، هستند. لحن گاهی شعاری، فرمهای تکراری و عدم شناخت کافی از ذائقه و نیاز مخاطب، از دلایل اصلی این ناکارآمدی است.
ضعف در روایتگری و داستانپردازی: رسانههای بیگانه در روایتگری و خلق داستانهای جذاب و تاثیرگذار، بسیار موفقتر عمل میکنند. در مقابل، تولیدات داخلی اغلب فاقد عمق داستانی، شخصیتپردازی قوی و جذابیتهای روایی لازم هستند.
کمبود بودجه و ساختارهای ناکارآمد: مشکلات ساختاری، بروکراسی اداری و عدم تخصیص بودجه کافی به بخشهای خلاق و نوآور، مانع جدی بر سر راه تولید محتوای باکیفیت است.
عدم استفاده بهینه از ظرفیتهای نوین رسانهای: بسیاری از ابزارها و پلتفرمهای نوین رسانهای، اعم از شبکههای اجتماعی، تولیدات دیجیتال و فناوریهای تعاملی، به درستی و با خلاقیت کافی مورد استفاده قرار نمیگیرند.
بحران ۴۰ روزه، صحنه نبردی تمامعیار در حوزه شناختی و رسانهای بود. در حالی که دشمن با تمام توان برای تضعیف و فروپاشی روانی جامعه تلاش میکرد، شاهد مقاومت فرهنگی و اجتماعی چشمگیری بودیم که مرهون سرمایههای عمیق اجتماعی و فرهنگی و همچنین ظهور کنشگری پرانگیزه در میان نسل جوان بود. با این حال، این تجربه تلخ، ناکارآمدی و ضعفهای ساختاری در حوزه تولیدات رسانهای داخلی را بیش از پیش آشکار ساخت. برای مقابله موثر با هجمههای آینده، لازم است تا با نگاهی جدی به ارتقاء سطح سواد رسانهای جامعه، حمایت از تولیدات خلاقانه و بومی و اصلاح ساختارهای ناکارآمد رسانهای، آمادگی خود را در این عرصه افزایش دهیم. تمرکز بر سرمایههای اجتماعی و فرهنگی و توانمندسازی نسل جوان برای ایفای نقش فعالتر در تولید روایتهای ملی، گامی اساسی در جهت حفظ استقلال فرهنگی و مقاومت در برابر جنگهای شناختی آینده خواهد بود.
نظر شما