۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۲
کد مطلب: ۲۱٬۹۲۳
یادداشتی از ۱۰۰ سال آینده درباره عظمت ملت ایران

آگاه: علی وزیریان، کارگردان فیلم‌های «یک وجب از آسمان» و «خدا نزدیک است» در یادداشتی خیالی که از ۱۰۰ سال آینده نوشته شده است، از اتفاقاتی بزرگ در این روزهای سرنوشت‌ساز ملت ایران که می‌تواند رخ دهد، نوشت و به تمجید مردم ایران پرداخت:
«هوالخالق الباری المصور»
«ایرانی‌ها شگفت‌انگیزند»
امروز سه‌شنبه دهم اردیبهشت سال ۱۵۰۵ خورشیدی و چهلم نوروز است؛ روز جشن ملی «خلیج فارس» و «تنگه هرمز.»
۱۰۰ سال پیش، چنین روزهایی، روزهای پرشور، اعجاب‌انگیز و بی‌بدیل بود، نه فقط برای ایران که برای جهان و جهانیان و اگر مستنداتش نبود همه تصور می‌کردیم آنچه می‌گویند و می‌شنویم گزافه و فسانه است؛ همان ایام بود که دنیا اذعان کرد «ایرانی‌ها شگفت‌انگیزند.»
از تشکیل زنجیره انسانی مقابل زیرساخت‌های کلیدی کشور بگیر تا شب‌های خیابان و ایستادن در میدان که مردم خود را سپر بلا کردند. زنجیره انسانی جوانان، دانشجویان و مردم کوچه و بازار روی پل تاریخی دزفول، نیروگاه سیکل ترکیبی کازرون و نیروگاه حرارتی تبریز، روی پل سفید اهواز و دیگر موقعیت و مکان‌های زیرساختی و حیاتی کشور، پدیده‌ای اعجاب‌انگیز بود که دنیا را بهت‌زده و متحیر کرد. در همان ایام بود که اولین ارتش داوطلب ۳۰ میلیونی (جان‌فدا) در جهان شکل گرفت و رقم خورد!
و در چونان روزهای با شکوهی مردم حزب و جناح و دسته و چپ و راست و میانه و کند و تند را فراموش کردند؛ آبی و قرمز و زرد و نارنجی بودن را از یاد بردند و همه یک رنگ شدند تا وطن باقی بماند و افتخار آزادگی و غرور ملی میراثی باشد برای همه و همیشه.
پرستاری که سه نوزاد را از دل انفجار و غبار و شیشه‌های فرو ریخته بیمارستان نجات داد و به آغوش مادران دلواپس و مضطرب‌شان رساند عکس شد و در حافظه تاریخی ملت ماند. ایستادن در میدان و شب‌زنده‌داری‌های پرشور در پیچ تاریخی کشور، چشم‌انداز آینده ایران و جغرافیای سیاسی را تغییر داد و اراده ملی بر تصمیمات کلان کشور تاثیری جدی و غیر قابل انکار گذاشت. مردم در عمل آواز سر دادند که:
ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به سر زیر دست من است
همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بداندیش تنگ آوریم
و جهان را بر آن «خنزیر زرد» بداندیش و جرثومه فساد و همپالکی ملعونش «گراز صهیون» تنگ کردند و معجزات الهی یکی پس از دیگری رقم خورد.
همان روزها آمریکا طی یک دزدی دریایی چند صد میلیون دلاری، نفت خام ایران را در اقیانوس هند توقیف کرد. چشم‌ها به تهران دوخته شد تا واکنش سیاستمداران و سرداران ایرانی را ببینند که خبر رسید در میانه راه تیر غیب گارد ساحلی آمریکا را بلعید و در آب فرو برد و شکست مفتضحانه‌ای برای آن قدرت پوشالی رقم خورد.
نفتکش ایرانی از مسیر انتخابی دشمن منحرف و به کشور بازگشت. «خنزیر زرد» این حمله به گارد ساحلی‌اش را به حوثی‌ها در حمایت از ایران نسبت داد و ایران تنها یک کلام گفت: «یداللَّه فوق ایدیهم» معجزه‌ای مثل طبس! هیچ نشانه‌ای از مداخله ایران در این ضربه مهلک به دزدان دریایی آمریکایی موجود نبود. به حول قوه الهی و با واکنش و تهاجم سرداران ایرانی سناریوی محاصره دریایی شکست؛ فصل نوین خلیج فارس رقم خورد و تنگه هرمز تا ابد برای ایران باقی ماند. ملت علوی ابر قلدری آمریکا را در «خلیج فارس» غرق و نابود کرد و این شکست دشمن زبون، عکس شد و در حافظه تاریخی جهان باقی ماند. یمن که نسبت به ماجراجویی و وحشی‌گری دولت «خنزیر زرد» بارها هشدار داده بود، حمایت خود را از اقدامات ایران در تنگه هرمز اعلام کرد و چیزی نگذشت که جنبش انصارالله یمن، باب‌المندب را که یکی از تنگه‌های استراتژیک دنیا بود و نقش حیاتی و برجسته‌ای در تجارت جهانی داشت مسدود کرد و گرهی بر گره قبلی تجارت آن روز دنیا افزود.
در این بین اتفاقات عجیب و باور نکردنی دیگری هم رخ داد که چشم بیگانه و رسانه‌های جیره‌خوار را کور کرد. یکی از مطالبات مردم کف خیابان و میادین این بود که عوامل رسانه‌های معاند، تمام و کمال و کت‌بسته باید تحویل مردم ایران شوند. این مهم جزو پیش‌شرط عبور از تنگه هرمز شد برای کشتی دولت‌هایی که عوامل مزدور فارسی‌زبان را در پناه خود داشتند. حیرت‌انگیز این بود که دولت‌ها شرط مذکور را بدون ذره‌ای مقاومت و چانه‌زنی پذیرفتند و همه این عنتران بداختر و سرسپرده‌های جیره‌خوار فارسی‌زبان را به همراه آن شازده مخنث با دستبند قپانی و کت‌بسته تحویل ایران دادند، چراکه این جرثومه‌های فاسد در قیاس با منافع دولت‌های متخاصم و محتاج ایران، پشیزی ارزش نداشتند.
پس از نقل و انتقال و تحویل آنها به کشور، مکانی به این انگل‌ها اختصاص یافت که نامش شد باغ وحش شیشه‌ای. نه، اشتباه نکنید این باغ وحش هیچ ارتباطی با نمایشنامه تنسی ویلیامز ندارد و وجه تسمیه‌اش تنها به این خاطر بود که این وحوش، حیوان‌هایی انسان‌نما بودند که برای عبرت دیگران در این عمارت شیشه‌ای محبوس شدند تا مخاطبین وطنی‌شان آنها را نه در قاب تلویزیون بیگانه بلکه در پشت شیشه‌های باغ وحش ببینند. رفته رفته نسل آنها منقرض شد و پس از سقط شدن، به دلیل ممنوعیت دفن آنها در خاک پاک وطن، اجسادشان سوزانده و خاکسترشان به فاضلاب کشورهای همسایه مثل امارات منتقل شد. این فضل الهی است که: «ایرانی‌ها شگفت انگیزند» برای همیشه تاریخ!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.