آگاه: بر اساس گزارشهای غیررسمی در شبکههای اجتماعی عربی، شیخ محمد بن سلطان قاسمی، حاکم شارجه که بسیار محافظهکار است و روابط نزدیکی با پادشاهان عربستان دارد، از سیاست خارجی امارات ناراضی است.
امارات توسط شورای عالی اتحاد اداره میشود. این شورا از حاکمان هر هفت امارت تشکیل شده است. در حالی که حاکمان این هفت ایالت در داخل امارت خود دارای اختیار مطلق هستند، در مسائل فدرال مانند سیاست خارجی و دفاع با یکدیگر همکاری میکنند. به طور کلی نارضایتی از سیاستهای ابوظبی بعد از به قدرت رسیدن محمد بن زاید، تشدید شده است. چرا که پیش از این هر امارت درجهای از استقلال عمل را دارا بود و بعضا در مسائل سیاست خارجی نیز ملاحظات آنها مورد توجه ابوظبی قرار میگرفت.
سقوط امارات
با به قدرت رسیدن محمد بن زاید و تعیین پسرش به عنوان جانشین خود، هم استقلال نسبی دیگر امیرنشینها کاهش یافته است و هم در انتخاب جانشین که از برادر به برادر بود نیز شاهد تغییر در امارات بودهایم.
امارتهای دیگر نگران واگذاری قدرت به ابوظبی نیستند، بلکه نگران نحوه استفاده از آن هستند. برای چندین دهه، هر شیخنشین آزادی زیادی برای تعیین خط مشی داشت. دبی روابط اقتصادی قوی با ایران برقرار کرد. صقر القاسمی، حاکم قبلی راسالخیمه، شمالیترین امارت، از ممنوعیت شاخه محلی اخوان المسلمین امتناع کرد. هیچ یک از این دیدگاهها در ابوظبی خوشایند نبود، اما حاکمان دیگر امارتها، به ویژه دبی، از خودمختاری خود محافظت میکردند.
این شرایط در سال ۲۰۰۹ و پس از نیاز دبی به کمک ۱۰ میلیارد دلاری از پایتخت، به دلیل بحران مالی، از بین رفت. با این پول، حاکمان ابوظبی امتیازی بسیار عمومی را خریدند؛ بلندترین ساختمان جهان که قرار بود به عنوان برج دوبی شناخته شود، به افتخار رئیس ابوظبی به برج خلیفه تغییر نام داد. تقریبا همین اتفاق در محافل خصوصی هم رخداد، زیرا موازنه قدرت بین دو امیرنشین بزرگ به سمت ابوظبی منحرف شد. از آن زمان محمد بن زاید کنترل بیشتری بر سیاست خارجی و امنیت پیدا کرد. نهیانها تجارت خود را از بانک گرفته تا انرژی و سرگرمی توسعه دادند. دیدگاههای او شامل جنگطلبی، بدبینی به سیاست تودهای، مخالفت با اسلام سیاسی و ایران، رویکرد کلی کشور را تعیین کرد که تخطی از آنها دور از ذهن بود. اماراتیها میگویند فضای بحث عمومی، نه حتی مخالف با سیاستهای دولت، در دهه گذشته بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
با این حال، برخی در خلوت انتقاد میکنند. نقش امارات در جنگ یمن باعث نارضایتی در امارتهای فقیرتر شد که سهم زیادی از تلفات را متحمل شدند. اشتیاق ابوظبی به سیاست جنگطلبانه رئیسجمهور دونالد ترامپ در قبال ایران، دبی و سایر امارتها را آزار داد. عنوان شده که خانواده حاکم شارجه به شدت در برابر نفوذ اسرائیل در امارات مقاومت میکنند و آن را خیانت به بنیانگذاران امارات میدانند که به شدت با اسرائیل مخالف و حامی فلسطین بودند. در این راستا توییت محمد بن راشد، حاکم دبی و اشاره به جمله وطن تجزیهناپذیر است، به این گمانه بیشتر دامن زده است.
ناظران معتقد هستند اشاره حاکم دبی صرفا یک گزاره اخلاقی نیست، بلکه یک سیگنال سیاسی است. این تاکید بر تجزیهناپذیری، نشاندهنده نگرانی درباره انسجام درونی امارات متحده عربی است و به شکافهای در حال شکلگیری میان امیرنشینهای امارات یا جهتگیریهای متفاوت سیاستی اشاره دارد. به اعتقاد ناظران این مسئله از یک بحران ژرفتر پس از جنگ با ایران حکایت میکند؛ بحرانی که صرفا اقتصادی نیست، بلکه به حکمرانی و انسجام نخبگان نیز مربوط میشود.
کارشناسان معتقد هستند این وضعیت احتمالا با خروج امارات از اوپک، رقابت با عربستان سعودی و درهمتنیدگی فزاینده ابوظبی با رژیم اسرائیل مرتبط است؛ روندهایی که میتوانند فراتر از امارات سرریز شده و تنشها در شورای همکاری خلیج فارس را تشدید کنند.
وقتی یک حاکم بر تجزیهناپذیر بودن وطن تاکید میکند، معمولا به این معناست که خطر واگرایی دیگر فرضی نیست، بلکه در حال شکلگیری است. فعالیت موشکی و پهپادی ایران در اوایل آوریل ۲۰۲۶، اهدافی را در سراسر منطقه خلیج فارس مورد اصابت قرار داد. این اقدام ایران، واکنشی بود به پایگاههای آمریکایی در کشورکهای جنوب خلیج فارس که مبدأ شلیک به ایران بودند. در نتیجه، درگیری گستردهتر منطقهای باعث بروز حوادث ناشی از ریزش آوار در شارجه و تجزیه احتمالی امارات شد. در این فضا، صحبتهای زیادی مطرح میشود مبنی بر اینکه دبی با ریسک ژئوپلیتیکی دائمی مرتبط با تنشهای آمریکا و اسرائیل با ایران مواجه است. نیشانت باردواج، تحلیلگر اقتصاد کلان در خصوص احتمال جدایی شارجه از امارات میگوید: بسیاری از کارشناسان ژئوپلیتیک به این سمت اشاره میکنند. نگرانی غیرمنطقی نیست. برای اولین بار، دبی و امارات متحده عربی در یک فضای ژئوپلیتیکی دائمی قرار گرفتهاند که در آن، یک عدم هماهنگی واحد میان آمریکا، اسرائیل و ایران تئوری نیست، بلکه یک تهدید فوری و مستقیم است. از طرف دیگر یک پلتفرم شرطبندی مستقر در آمریکا با ایجاد بازاری برای پیشبینی احتمال جدایی شارجه تا پایان ماه مه ۲۰۲۶، این موضوع را برجسته کرده است. این بازار این سناریو را به عنوان یک رویداد دوگانه (بله یا خیر) تعریف کرده است.
دبی هم مثل شارجه از امارات جدا میشود
اما انتشار توئیت وطن تجزیهناپذیر است، از سوی حاکم دبی و احتمال مخابره یک پیام خطاب به رئیس امارات در فضای مجازی امارات و منطقه بحثبرانگیز شده است. توئیت منتشر شده توسط محمد بن راشد آل مکتوم، حاکم دبی و معاون رئیس امارات جنجال گستردهای را در رسانههای اجتماعی برانگیخته است.
بر اساس این گزارش، فعالان سعودی معتقدند که این توئیت ممکن است پیامی خطاب به محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات مبنی بر عدم رضایت نسبت به سیاستهای ابوظبی باشد. بنراشد در این توئیت جنجال برانگیز نوشت: زندگی به من آموخته است که مسئولیت یک امانت است و مسئولی که تنها دغدغهاش موفقیت شخصیاش است امین نیست. مسئولی که به موفقیت سایر مسئولان اهمیت نمیدهد، قابل اعتماد نیست. خودخواهی در دستیابی به موفقیت، خیانت در امانت است چرا که وطن قابل تفکیک و تقسیم نیست. مسئولیت یعنی به دوش کشیدن نگرانیهای ملت، کل ملت، تا باری بر دوش مردم نباشد. برخی کاربران نیز گفتهاند این توئیت در واقع نقل قولی از کتاب «زندگی به من آموخته است» به شمار میرود و ممکن است خطاب به رئیس امارات مطرح نشده باشد. با این حال کاربران سعودی معتقدند بنراشد مخالفت علنی خود را با سیاستهای ابوظبی مطرح کرده است. برخی مسئولان اماراتی، از جمله عبدالله الحامد و سلطان الجابر نیز در مورد این توییت اظهارنظر کردند و پیام حاکم دبی را ستودند. این توئیت با تصاویر و اشاراتی مربوط به دستاوردهای داخلی همراه بود که برخی از کاربران آن را به عنوان فراخوانی برای تمرکز بر توسعه داخلی به جای مشغول شدن به امور خارجه تفسیر کردند. کاربران فضای مجازی تاکید کردند، این عبارات بیانگر اختلافات اساسی در مورد اولویتهای سیاست خارجه است و به سابقه ارتباط غیر مستقیم بین دو طرف در امارات اشاره کردند.
نظر شما