آگاه: چند روز پیش، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پیامی صوتی با اشاره به اینکه دشمن به فشار اقتصادی بسیار امید بسته است، از مردم خواست که خود را درگیر یک جنگ بزرگ بدانند. او با صراحت گفت: «موثرترین کمکی که همه میتوانند به کشورشان بکنند و موشکی که مردم میتوانند به قلب دشمن شلیک کنند، یک کلمه است و آن صرفهجویی است.» جنگ اقتصادی فقط مسئله دولت نیست، جامعه نیز در آن مسئولیت مستقیم دارد. لذا همانگونه که در دوران دفاع مقدس مردم پشتوانه جبههها بودند، امروز نیز رفتار اقتصادی و الگوی مصرف مردم میتواند بخشی از معادله فشار را تغییر دهد. اما چگونه میتوان این صرفهجویی را از یک شعار به یک فرهنگ عمومی تبدیل کرد؟
آمارها؛ روایتی از فاصله با جهان
ایران در مصرف انرژی، در جهان رکورددار است. بر اساس گزارش شرکت ملی گاز ایران در بهمن ۱۴۰۳، این بخشها ۶۵۰ میلیون متر مکعب گاز در روز مصرف کردهاند. سرانه مصرف در ایران (حدود ۹۰۰ متر مکعب) تقریبا دو برابر میانگین جهانی است. در مصرف برق نیز سرانه ایرانیها حدود ۳۰ درصد بالاتر از میانگین جهانی است. در حوزه نان نیز روزانه حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد نان تولیدی کشور دور ریخته میشود. این آمار یعنی ما با وجود تحریمها و کمبود منابع، جزو پرمصرفترین ملتهای جهان هستیم؛ تناقضی که در شرایط جنگی میتواند تبدیل به یک نقطه ضعف بزرگ شود.
آمارها نشان میدهد ما در نقطهای که نیاز به ذخیره منابع داریم، بیشترین هدررفت را داریم. در حوزه گاز طبیعی، ایران چهارمین مصرفکننده بزرگ جهان است. در حالی که میانگین جهانی تنها ۵۰۰ مترمکعب است. این یعنی یک ایرانی به طور متوسط چهار برابر یک شهروند معمولی جهان گاز مصرف میکند. نکته مهمتر اینکه بیش از سهچهارم گاز کشور مستقیما توسط مردم در بخش گرمایش مصرف میشود.
در حوزه بنزین نیز وضعیت هشداردهنده است. مصرف روزانه بنزین ایران در شهریور سال گذشته به بیش از ۱۴۰ میلیون لیتر در روز رسیده که یک رکورد تاریخی محسوب میشود. نکته کلیدی اینجاست که بیش از ۹۵ درصد این مصرف توسط خودروهای شخصی و حملونقل عمومی انجام میشود. کارشناسان هشدار میدهند اگر این روند ادامه یابد، ایران تا چند سال آینده به مصرف روزانه ۱۷۰ میلیون لیتر خواهد رسید و مجبور خواهد شد سالانه میلیاردها دلار بنزین وارد کند، رقمی که در شرایط جنگی و تحریم، تامین آن تقریبا غیرممکن است.
در حوزه برق نیز آمارها قابل تأمل است. بر اساس آخرین آمار آژانس بینالمللی انرژی (IEA) میانگین سرانه مصرف برق در دنیا حدود سه هزار و ۴۲۷ کیلوواتساعت است. در ایران نیز اگر کل مصرف برق بر جمعیت تقسیم شود، این رقم به حدود سه هزار و ۷۰۵ کیلوواتساعت میرسد. در بخش خانگی، سهم مردم از مصرف برق به طور متوسط سالانه حدود ۴۰ درصد است، اما در تابستان که گرمای شدید و استفاده از کولرها اوج میگیرد، این سهم تا ۶۰ درصد کل مصرف کشور افزایش مییابد. یعنی درست در بحرانیترین زمان ممکن، مردم بیشترین نقش را در مصرف دارند و میتوانند با مدیریت ساده، از خاموشیهای گسترده جلوگیری کنند.
در حوزه نان نیز که در امنیت غذایی و ارزبری نقشی حیاتی دارد، سالانه بین ۳۰ تا ۳۵ درصد نان تولیدی کشور دور ریخته میشود. ارزش این هدررفت سالانه بیش از ۵۷۰ میلیون دلار برآورد میشود و هدررفت نان در ایران حدود دو برابر میانگین جهانی است. آنچه این آمارها را نگرانکننده میکند این است که ما در شرایط جنگی و تحریم، با اسرافی مزمن مواجهیم؛ اسرافی که درست در همان نقطهای رخ میدهد که مردم بیشترین نقش را دارند و میتوانند با تغییر عادات ساده، بیشترین کمک را به کشور بکنند.
مدیریت مصرف در زمان جنگ؛ هدفگذاری هوشمندانه
البته نمیتوان همه بار اصلاح الگوی مصرف را بر دوش مردم گذاشت. بخشی از اتلاف انرژی نتیجه فرسودگی زیرساختها، خودروهای پرمصرف، معماری غیراستاندارد و سیاستگذاریهای غلط چند دهه اخیر است.
به همین دلیل، مدیریت مصرف بدون اصلاح زیرساختها ممکن نیست. دولت باید توسعه حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان فرسوده، استانداردسازی ساختمانها و اصلاح الگوی ساختوساز را جدی بگیرد. شهرداریها میتوانند با توسعه خطوط مترو و اتوبوس، ایجاد مسیرهای ایمن دوچرخهسواری و جایگزینی چراغهای فرسوده شهری با LED، سهم مهمی در کاهش مصرف انرژی داشته باشند. همچنین حمایت از نصب پنلهای خورشیدی خانگی و ارائه تسهیلات برای عایقکاری ساختمانها، میتواند مصرف انرژی را به شکل محسوسی کاهش دهد.
با این حال، نقش مردم همچنان تعیینکننده است. در حوزه برق، تنظیم کولر گازی روی ۲۴ درجه، استفاده از دور کند کولر آبی و خاموش کردن وسایل برقی در حالت آمادهباش، میتواند مصرف برق خانگی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. در مصرف گاز نیز کاهش دمای منزل به ۱۹ یا ۲۰ درجه و جلوگیری از هدررفت گرما از پنجرهها در زمستان، تاثیر مستقیمی بر شبکه انرژی کشور دارد. در حملونقل، استفاده بیشتر از مترو و اتوبوس، هم مصرف سوخت را کاهش میدهد و هم هزینه خانوارها را کمتر میکند. حتی در حوزه نان، نگهداری صحیح و کاهش دورریز میتواند بخشی از فشار اقتصادی را کم کند.
حضور مردم، بسیج، بانوان و گروههای جهادی
دشمن امروز به فشار اقتصادی و محاصره دریایی امید بسته، اما غافل از اینکه ملت ایران در سختترین شرایط نیز تسلیم نشده است. صرفهجویی، سلاح راهبردی مردم در این جنگ نامتقارن است. از مدرسه تا مسجد، از خیابان تا خانه، همه باید پای کار بیایند. بسیج و گروههای جهادی میتوانند با نظارت و آموزش میدانی در ترویج فرهنگ صرفهجویی موثر باشند. نقش رسانه را نیز نمیتوان نادیده گرفت. اینگونه است که «صرفهجویی» از یک شعار به فرهنگ عمومی تبدیل میشود و همان موشک دقیقالاصابتی میشود که رئیس مجلس از آن میگوید: موشکی که مردم به قلب دشمن شلیک میکنند.
در جنگهای کلاسیک، مردم پشت جبهه بودند؛ اما در جنگ اقتصادی، خود خانهها خط مقدماند. هر چراغ اضافی، هر سفر غیرضروری و هر قرص نانی که دور ریخته میشود، میتواند بخشی از توان ملی را فرسوده کند. شاید در این نبرد، مهمترین موشکها نه در سیلوهای نظامی، بلکه در خانههای مردم ساخته شوند؛ موشکهایی به نام صرفهجویی.
نظر شما