آگاه: اگر رویدادی به پایان برسد اما روایتش در قالبهای ماندگار منتقل نشود، بهتدریج از میدان آگاهی عمومی کنار میرود و تنها در خاطرههای پراکنده میماند. بنابراین، پرسش اصلی این است که تجربههای امروز چگونه از سطح حادثه فراتر میروند و به میراث فرهنگی فردا تبدیل میشوند. پاسخ این پرسش بیش از هر چیز در نسبت میان سه عنصر نهفته است: هنر، حماسه و مردم. هنر، زبان بازنمایی احساسات و معناست؛ حماسه، نیروی جمعی تجربه است و مردم، هم سازنده رویدادند و هم حامل آن در روایت. در نگاه تاریخی، هر نسل ابزار مخصوص خود را برای روایت واقعیت داشته است. نسلهای پیشین، بیش از همه به شعر، نقاشی، خط و معماری، به مثابه وسیلههای ثبت احساسات جمعی تکیه میکردند. امروز اما ابزارها متنوعتر شدهاند. هنر دیگر تنها در قالبهای دیرپا و موزهای محدود نیست؛ به شبکههای اجتماعی، رسانههای شنیداری، تولیدات چندرسانهای و فرمهای کوتاه هم وارد شده است. این تغییر صرفا فنی نیست؛ دگرگونی رسانه یعنی تغییر شیوه دسترسی، سرعت انتشار، نحوه مشارکت مردم و مهمتر از آن، شیوه شکلگیری معنا. وقتی روایت آسانتر تولید و دسترسپذیرتر میشود، احتمال اینکه تجربههای جمعی فراموش نشوند بیشتر میگردد؛ زیرا روایت در دسترس نسلهای بعد قرار میگیرد و میتواند بازخوانی و بازتفسیر شود.
در این میان، جوانان امروز، نقشی بیبدیل دارند. جوانان، فقط مخاطب روایت نیستند؛ در بسیاری موارد خودشان طراح و راویاند. آنها با سرعت، مهارت در ترکیب تصویر و صدا و آشنایی با زبانهای بصری و موسیقایی، تجربهها را به فرم تبدیل میکنند. یک آهنگ کوتاه یا یک قطعه صوتی میتواند احساس جمعی را از سطح خبر به سطح تجربه زیسته منتقل کند. یک کمیک یا تصویرسازی، روایت را قابلفهم و حتی قابل اشتراک برای طیف وسیعتری از مردم میسازد. یک ویدئو با ساختار روایی کوتاه، امکان میدهد داستانی که شاید پیچیده است به زبان قابلفهم تبدیل شود. در واقع جوانان، با ابزارهای تازه، میان «بودن» و «گفتن» پل میزنند؛ یعنی لحظه را به روایت قابل ماندن تبدیل میکنند.
چرا این تبدیل اهمیت دارد؟ چون میراث فرهنگی از جنس سند خشک نیست؛ میراث فرهنگی از جنس معنا و احساس است. تجربه جمعی وقتی میراث میشود که بتوان آن را بازتجربه کرد، خواند، دید و احساس کرد. هنر این ظرفیت را دارد که چیزی ناپایدار و زنده را در قالبی بازآفرینپذیر نگه دارد. هنر مانند یک ترجمه عمل میکند: تجربه پراکنده انسانی را به زبان مشترک تبدیل میکند تا نسلهای بعد هم قادر به فهم آن باشند. به همین دلیل است که در زمانه ما، صنایع خلاق و تولیدات هنری مستقل، از یک سرگرمی ساده فراتر رفتهاند و به نوعی «بایگانی احساسی» بدل شدهاند؛ بایگانیای که اگرچه همواره رسمی نیست، اما در مقیاس اجتماعی اثرگذار است.
برای اینکه این روند به میراث واقعی منتهی شود، باید به چند نکته توجه کرد. نخست، روایت باید از حالت تکپست و گذرا خارج شود. هنر جوانان اگر در قالب مجموعه، آرشیو، یا روایتهای پیوسته ارائه شود، شانس بیشتری برای ماندگاری دارد. پلتفرمها ممکن است تغییر کنند، اما آثاری که در قالبهای دستهبندیشده و قابل دسترس تولید شوند مثلا مجموعههای تصویری، کتابچههای کوچک، مستندهای کوتاه و آرشیوهای صوتی در طول زمان باقی میمانند. دوم، کیفیت روایت مهم است. تولید سریع کافی نیست؛ تجربه باید با زبان دقیق و مسئولانه بازنمایی شود تا بتواند به یک روایت معتبر تبدیل شود. سوم، مشارکت جمعی باید تشویق شود. اگر فقط چند نفر نقش ثبت داشته باشند، تصویر کلی جامعه ناقص میماند؛ اما وقتی مردم بیشتری امکان روایت پیدا کنند، حافظه جمعی جامعتر و متنوعتر میشود. نکته پایانی این است که حماسه همیشه فقط در میدان رخدادها شکل نمیگیرد. بخشی از حماسه در استمرار معناست؛ در اینکه بعد از پایان رویداد، همچنان روایت آن به شکل ارزشمند ادامه پیدا کند. هنر میتواند این استمرار را ممکن کند، زیرا به تجربه شکل میدهد و به احساس وزن تاریخی میدهد. مردم نیز زمانی در این مسیر پیروز میشوند که باور کنند روایت کردن، نوعی مسئولیت فرهنگی است؛ مسئولیتی که میتواند از خانه آغاز شود و تا جشنوارهها، آرشیوها و پروژههای هنری جمعی گسترش یابد. اگر امروز زبان جوانان را جدی بگیریم و مسیر ثبت تجربه را برای آنان فراهم کنیم، فردا میراثی خواهیم داشت که فقط درباره «اتفاقها» نیست، بلکه درباره «انسانها»، «حسها» و «معناهایی» است که در لحظههای دشوار یا پرشکوه ساخته شدهاند. همچنین نباید فراموش کرد که ماندگاری یک تجربه جمعی، تنها به قدرت ثبت آن وابسته نیست، بلکه به میزان ارتباطی که با نسلهای بعد برقرار میکند نیز بستگی دارد. اگر هنر بتواند حس همذاتپنداری ایجاد کند، تجربهای که در زمانهای خاص رخ داده، برای مخاطب آینده هم قابل لمس خواهد بود. به همین دلیل، هر اثر هنری موفق در این حوزه باید هم اصالت داشته باشد و هم زبان ارتباطی روشن؛ یعنی هم از دل واقعیت برآمده باشد و هم توان عبور از زمان را داشته باشد.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۴
کد مطلب: ۲۲٬۴۵۹
چگونه تجربههای امروز تبدیل به میراث فردا میشود؟
حماسهها در لحظه رخ نمیدهند
حانیه حسینپور _ آگاه مسائل فرهنگی
حماسههای مردمی در لحظه رخ نمیدهند؛ آنها در گذر زمان، شکل روایت پیدا میکنند و از مسیر گفتن و ثبت کردن، تبدیل به بخشی از حافظه جمعی میشوند.
نظر شما