مینا یاری – خبرنگار اجتماعی: افزایش حضور زنان در بازار کار، بدون طراحی الگوی روشن حمایتی، حالا به یکی از پیچیده‌ترین مسائل اجتماعی کشور تبدیل شده است؛ جایی میان فشار اقتصادی، فرسودگی شغلی، دغدغه مادری و قوانینی که هنوز پراکنده و ناکافی‌اند. دیگر کمتر خانواده‌ای را می‌توان پیدا کرد که مسئله اشتغال زنان، به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، بخشی از زندگی روزمره‌اش نشده باشد. افزایش هزینه‌های زندگی، تغییر سبک زیست شهری، رشد تحصیلات دانشگاهی زنان و تحولات اجتماعی سال‌های اخیر، باعث شده حضور زنان در بازار کار به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شود. اما همزمان با افزایش این حضور، پرسش دیگری هم پررنگ‌تر شده؛ آیا ساختار اشتغال در ایران اساسا برای زنان طراحی شده است؟

زنان شاغل و بار سنگین شیفت دوم

آگاه: پرسشی که فقط به میزان حقوق و فرصت شغلی محدود نمی‌شود. مسئله امروز، چیزی فراتر از «حق اشتغال» است؛ بحث بر سر کیفیت این حضور، امنیت روانی، امکان ایفای نقش مادری، فرسودگی ناشی از چندوظیفگی و نسبت میان خانواده و کار بیرون از خانه است.
در سال‌های اخیر، سیاست‌گذاران تلاش کرده‌اند با ابزارهایی مانند افزایش مرخصی زایمان، کاهش ساعات کاری برخی مادران شاغل، توسعه دورکاری و حمایت از مشاغل خانگی، بخشی از این چالش را مدیریت کنند. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این اقدامات هنوز نتوانسته تعارض عمیق میان ساختار اشتغال و زندگی خانوادگی را حل کند.
اکرم باجلان، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده، معتقد است مسئله اشتغال زنان در ایران همچنان فاقد یک نگاه منسجم است. او در گفت‌وگو با «آگاه» گفت: ما هنوز به یک تعریف روشن درباره نسبت اشتغال، مادری و خانواده نرسیده‌ایم. بخشی از قوانین فقط روی حمایت‌های حداقلی متمرکز شده‌اند، در حالی که مسئله اصلی، طراحی یک الگوی متوازن برای زندگی زنان است.

فشار مضاعف زنان شاغل
اگرچه طی دهه‌های اخیر حضور زنان در دانشگاه‌ها و بازار کار افزایش یافته، اما بسیاری از زنان شاغل همچنان با نوعی «فشار مضاعف» مواجه‌اند؛ فشاری که از جمع شدن همزمان مسئولیت شغلی و مسئولیت خانوادگی ایجاد می‌شود.
بخش بزرگی از زنان، پس از پایان ساعت کاری، وارد شیفت دوم زندگی می‌شوند؛ مراقبت از فرزندان، رسیدگی به امور خانه و مدیریت روانی خانواده. وضعیتی که در بسیاری از موارد، فرسودگی مزمن، اضطراب و کاهش کیفیت زندگی را به دنبال دارد.
باجلان معتقد است یکی از اشکالات سیاست‌گذاری در ایران، نادیده گرفتن همین واقعیت روزمره است. وی در این خصوص اظهار کرد: وقتی درباره اشتغال زنان حرف می‌زنیم، نباید تصور کنیم زن فقط یک نیروی کار مشابه مردان است. زنان همزمان چند نقش را مدیریت می‌کنند و اگر سیاست‌گذاری این واقعیت را نبیند، نتیجه آن فرسودگی اجتماعی خواهد بود. اگرچه در سال‌های اخیر مرخصی زایمان زنان شاغل به ۹ ماه افزایش یافته و امکان دورکاری برخی مادران فراهم شده، اما کارشناسان می‌گویند این حمایت‌ها هنوز برای حل تعارض میان خانواده و اشتغال کافی نیست.

خانه‌داری؛ کاری که دیده نمی‌شود
یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در سال‌های اخیر، مسئله ارزش اقتصادی خانه‌داری و مادری است؛ موضوعی که هنوز هم در بسیاری از سیاست‌گذاری‌ها نادیده گرفته می‌شود.
در حالی که اقتصاددانان سال‌هاست درباره نقش کار خانگی در تولید سرمایه اجتماعی صحبت می‌کنند، اما این فعالیت همچنان در بسیاری از موارد «کار» محسوب نمی‌شود؛ نه بیمه پایدار دارد، نه امنیت اقتصادی و نه حمایت اجتماعی کافی. باجلان معتقد است همین نگاه باعث شده زنان خانه‌دار، به ویژه در سال‌های سالمندی، بیش از دیگران در معرض آسیب اقتصادی قرار بگیرند. وی گفت: خانه‌داری فقط یک وظیفه شخصی نیست. بخش مهمی از تربیت نسل آینده، آرامش روانی خانواده و حتی پایداری اجتماعی در همین فضای خانه شکل می‌گیرد. اما هنوز این نقش، در سیاست‌گذاری اقتصادی جدی گرفته نشده است. او تاکید می‌کند که حمایت از زنان، صرفا به معنای افزایش فرصت‌های شغلی نیست و باید میان اشتغال و حمایت از نقش مادری تعادل ایجاد شود.

امنیت شغلی یا امنیت روانی؟
یکی دیگر از چالش‌های جدی زنان شاغل، مسئله امنیت در محیط کار است؛ موضوعی که معمولا فقط در سطح مسائل حقوقی یا فیزیکی دیده می‌شود، در حالی که ابعاد روانی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بسیاری از زنان شاغل، علاوه بر نگرانی‌های اقتصادی، با اضطراب‌های ناشی از ناامنی محیط کار، تبعیض، فشارهای روانی یا فرسودگی عاطفی مواجه‌اند؛ مسائلی که کمتر در قوانین کار بازتاب پیدا کرده‌اند. به اعتقاد برخی کارشناسان، بازار کار ایران همچنان متناسب با ویژگی‌های زیستی و روانی زنان طراحی نشده و همین مسئله، کیفیت اشتغال زنان را تحت تاثیر قرار داده است.
باجلان در این باره می‌گوید: بحث فقط حضور زنان در بازار کار نیست. مسئله این است که آیا محیط کار، امنیت روانی، کرامت و آرامش لازم را برای زنان فراهم می‌کند یا نه. مثلا در حالی که قانون، اختصاص ۲۵ تا ۵۰ درصد برخی سهمیه‌های دستیاری پزشکی به زنان را مجاز دانسته، بسیاری از فعالان حوزه زنان معتقدند مسئله اصلی امروز، کیفیت اشتغال و امنیت روانی زنان است، نه صرف افزایش آمار حضور. او معتقد است بخشی از الگوهای شغلی فعلی، بدون توجه به نیازهای واقعی زنان طراحی شده‌اند و همین موضوع باعث افزایش فشارهای پنهان بر زنان شاغل شده است.

تعارضی که حل نشده است
در بسیاری از کشورهای جهان، سیاست‌گذاری‌های جدید به سمت ایجاد الگوهای منعطف اشتغال حرکت کرده‌اند؛ از دورکاری گرفته تا ساعت‌های کاری شناور و مشاغل پروژه‌ای. هدف اصلی این سیاست‌ها، کاهش تعارض میان خانواده و اشتغال است.
در ایران نیز طی سال‌های اخیر بحث توسعه مشاغل خانگی و اشتغال منعطف مطرح شده، اما به گفته کارشناسان، هنوز زیرساخت‌های کافی برای آن وجود ندارد.
باجلان معتقد است تا زمانی که نگاه سیاست‌گذار به اشتغال زنان صرفا اقتصادی باشد، این تعارض همچنان ادامه پیدا می‌کند.
به باور او زن نباید میان خانواده و شغل، مجبور به انتخاب اجباری شود. سیاست‌گذاری موفق، سیاستی است که امکان جمع میان این دو را فراهم کند. توسعه دورکاری، حمایت واقعی از مادران شاغل، بیمه زنان خانه‌دار و بازطراحی ساعات کاری می‌تواند بخشی از این بحران را کاهش دهد.

از نگاه کمی تا مسئله کیفیت زندگی
در سال‌های اخیر، معمولا موفقیت سیاست‌های حوزه زنان با آمارهایی مانند نرخ اشتغال یا تعداد زنان در موقعیت‌های مدیریتی سنجیده شده است. اما برخی پژوهشگران معتقدند این نگاه آماری، بخش مهمی از واقعیت را پنهان می‌کند.
آنچه امروز اهمیت دارد، فقط حضور زنان در بازار کار نیست؛ بلکه کیفیت زندگی آنان، میزان رضایت روانی، امنیت شغلی و امکان حفظ تعادل میان زندگی و کار نیز باید در ارزیابی‌ها دیده شود. لذا سیاست‌گذاری در حوزه زنان باید از نگاه صرفا کمی عبور کند.
اگر کیفیت زندگی زنان، امنیت روانی و وضعیت خانواده در سیاست‌گذاری دیده نشود، صرف افزایش آمار اشتغال نمی‌تواند به معنای پیشرفت واقعی باشد. با وجود تصویب قوانین متعدد از دهه ۶۰ تاکنون، از اشتغال نیمه‌وقت گرفته تا کاهش ساعات کاری مادران، هنوز الگوی مشخص و پایداری برای اشتغال منعطف زنان در ایران شکل نگرفته است.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، مسئله اشتغال زنان در ایران نیازمند بازتعریف باشد؛ بازتعریفی که نه زنان را از عرصه اجتماعی حذف کند و نه آنان را در ساختاری فرساینده و بی‌پشتوانه رها سازد. مسئله اصلی، انتخاب میان خانه و کار نیست؛ مسئله، ساختن الگویی است که زن در آن، ناچار به حذف بخشی از زندگی خود نباشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.