آگاه: سیگار میان انگشتان قهرمانان محبوب سریالهای نمایش خانگی، بیش از هر آموزشی در سوق دادن نوجوانان به سمت دخانیات اثرگذار است. این فرآیند قبحزدایی، ریشه در تحولی ساختاری دارد. تلویزیون رسمی ایران در اواخر دهه هشتاد با اعمال ممنوعیتهای جدی بر نمایش استعمال دخانیات، تلاش کرد تا الگوسازی منفی را به حداقل برساند. این سیاست هرچند در بستر رسانه ملی موفقیتهایی نسبی به همراه داشت، اما با ظهور و رونق شتابان ویاودیها در اواسط دهه ۹۰، عملا خنثی شد.
ورود این پلتفرمها به عرصه تولید درامهای خانوادگی و جنایی، همزمان شد با جهش ناگهانی آمار مصرف دخانیات در کشور؛ بهطوریکه حد فاصل سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰، میزان مصرف روزانه سیگار در بین زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله با رشدی تکاندهنده به میزان ۱۹۰ درصد و در بین مردان همین رده سنی به میزان ۴۶ درصد افزایش یافت. این همبستگی زمانی، تصادفی نیست. پژوهشهای روانشناختی مثل مطالعه دکتر جیمز سارجنت روی بیش از ۶۵۰۰ نوجوان نشان داده است که کاهش مواجهه بصری با صحنههای سیگار کشیدن در فیلمها، تمایل به شروع مصرف دخانیات را تا ۱۲ برابر کاهش میدهد. نفوذ هنر تصویری در القای جذابیتهای بصری سیگار حتی از تاثیرگذاری همسالان یا تبلیغات مستقیم تجاری هم پیشی گرفته است. در این بین، صنایع دخانی با بهرهگیری هوشمندانه از شبکه نمایش خانگی و سلبریتیها، اقدام به عادیسازی مصرف مواد دخانی میکنند.
قابهای آلوده به دود در سریالهای پربیننده
نگاهی به سریالهای سالهای اخیر شبکه نمایش خانگی، جزئیات دقیقی از چگونگی بازنمایی دخانیات در این سریالها ارائه میدهند. نمایش دود و سیگار فقط یک ابزار جانبی برای فضاسازی نیست، بلکه به عنوان یک مؤلفه تعیینکننده شخصیت و حتی به عنوان ابزار پنهان بازاریابی به کار گرفته میشود.
در سریال «گناه فرشته» به کارگردانی حامد عنقا، استعمال دخانیات به کانون توجه دراماتیک تبدیل میشود. کاراکتر فرهاد تهرانی با بازی شهاب حسینی در قامت وکیلی باهوش و جسور، پیوند عمیقی با یک نخ سیگار برگ قهوهای رنگ برقرار میکند! دوربین با تمرکزی مفرط و وسواسگونه بر جعبه زرد رنگی که از جیب او خارج میشود، روند ملایم بیرون کشیدن سیگار برگ باریک کوهیبا و روشن کردن آن با فندکی خاص را به نمایش میگذارد.
این قابهای تکرارشونده که در فضای مجازی با عناوینی چون «سیگار لاکچری شهاب حسینی» وایرال میشدند، بهطور مستقیم ذهن مخاطب را به این باور سوق میدهند که مصرف دخانیات گرانقیمت، از ضروریات نبوغ فکری، استقلال مالی و مرتبه اجتماعی بالا است. قیمت نجومی هر نخ سیگار برگ کوهیبا در بازار ایران، در کنار وسایل لوکس دیگری همچون وسپاهای گرانقیمت و خودروهای میلیاردی، مصرف دخانیات را به بخشی از سبک زندگی ایدهآل گره میزند که این امر شائبه تبلیغات جانمایی محصول توسط حامیان مالی پنهان را به وضوح نشان میدهد.
افعی تهران و هنجارشکنی جنسیتی و ابزاری
سریال افعی تهران به نویسندگی پیمان معادی و کارگردانی سامان مقدم، نمونه دیگری از این آسیب بود. در این اثر، شخصیت اصلی هرچند به ظاهر از اعتیاد دوری میجویید اما در یکی از سکانسها با رول ماریجوانای رانندهاش مواجه شده و از آن کام میگیرد. همچنین حضور پژمان جمشیدی و استفاده مداوم او از سیگار الکترونیکی، ترویج غیرمستقیم فرآوردههای تازهتر دخانی را هدف قرار داده است.
در انتهای شب و بازنمایی راه حل بحران زناشویی در پناه بردن به سیگار
سریال در انتهای شب به کارگردانی آیدا پناهنده، بحرانهای طبقه متوسط و فروپاشی خانواده را به تصویر میکشد. کاراکتر ماهی با بازی هدی زینالعابدین پس از گسست عاطفی و طلاق، به سیگار پناه میبرد. این شیوه نمایش، حس همذاتپنداری عمیقی در مخاطب زن ایجاد کرده و استقلال فردی و خونسردی در برابر بحرانها را با روشن کردن سیگار گره میزند. طبق پژوهشها، بیش از ۳۰ درصد از جوانان به دلیل تاثیر مستقیم این قبیل تصویرسازیهای جذاب رسانهای، آلوده دخانیات میشوند و این آثار عملا نقش دوستان ناباب را ایفا میکنند.
در درامهای جنایی و معمایی سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ مثل بازنده و گردنزنی، سیگار به عنوان کلیشهای ثابت برای بازنمایی اضطراب، تعلیق و کارآگاهان خسته! مانند علیرضا کمالی در نقش کارآگاه حامد کیانی استفاده میشود. در این آثار، کاراکترها در لحظات بحرانی و تصمیمگیریهای سخت، بلافاصله سیگار روشن میکنند. این تصاویر پی در پی و بدون رویکرد انتقادی، مصرف دخانیات را تنها راه حل ملموس و شیک کاراکترها در مواجهه با تروماها و گرههای داستانی جلوه میدهند و به عادیسازی رفتارهای پرخطر دامن میزنند.
لایههای اقتصادی و ناکارآمدی ساختارهای تنبیهی داخلی
شیوع فزاینده نمایش دخانیات در ویاودیها بازتاب دهنده تعارض عمیق میان منافع اقتصادی بخش خصوصی و هزینههای کلان ملی است. در حالی که هزینه سالانه خرید سیگار و تنباکو در کشور بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده و خسارت اقتصادی کلان ناشی از مصرف دخانیات به ۵۰ هزار میلیارد تومان در سال میرسد، پلتفرمهای پخش آنلاین همچنان به تبلیغ غیرمستقیم ادامه میدهند. سهم هزینه درمان بیماریهای مستقیم ناشی از دود، حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان در سال است که مستقیما بر دوش نظام سلامت سنگینی میکند. با مصرف سالانه حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیارد نخ سیگار در کشور، عادیسازی دخانیات در رسانهها به شدت نگرانکننده است.
نهادهای نظارتی مانند ساترا و قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات، در پاسخ به این بحران، قوانین بازدارنده را به روزرسانی کردهاند. بر اساس آخرین بازنگری قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات در سال ۱۴۰۳ (ماده ۱۰)، مجازات نقدی تبلیغات دخانیات تا سقف ۲۱۰ میلیون تومان تعیین شده است. با توجه به تمکین نکردن پلتفرمها، وزارت بهداشت پیشنهاد اعمال شدیدترین تنبیه یعنی جریمه ۲۱۰ میلیون تومانی به ازای هر ثانیه نمایش مصرف دخانیات در آثار نمایشی را مطرح کرده است. با این حال، سودهای کلان حاصل از جذب مخاطب و بودجههای میلیاردی تولید آثار در این رسانهها عملا این جریمهها را فاقد قدرت بازدارندگی واقعی ساخته است.
چارچوبهای بینالمللی و مرزبندی جهانی میان هنر و سلامت
در عرصه بینالمللی، خطر نفوذ تصاویر دخانی در رسانههای استریمینگ به رسمیت شناخته شده و سیاستهای سختگیرانهای برای مهار آن ایجاد شده. کشور هندوستان به عنوان پیشگام این مسیر، قوانین دخانیات (COTP) را از سپتامبر ۲۰۲۳ به پلتفرمهای OTT (سرویس رسانهای اینترنتی) تعمیم داد. بر این اساس، پلتفرمهایی نظیر نتفلیکس و آمازون پرایم موظفند هشدارهای بهداشتی ۳۰ ثانیهای غیرقابل رد کردن در ابتدا و میانه اثر پخش کرده و در تمامی صحنههای حاوی دخانیات، پیام استاتیک هشداردهنده در پایین صفحه نمایش دهند؛ سیاستی که کاهش ۱۵ درصدی مصرف در نوجوانان هند را در پی داشته است.
در ایالات متحده، کمپانی نتفلیکس پس از انتقادات شدید از میزان دخانیات در سریال «چیزهای عجیب»، متعهد شد تمامی پروژههای جدید خود با ردهبندی زیر ۱۴ و زیر ۱۳ سال (TV-۱۴ یا PG-۱۳) و پایینتر را کاملا عاری از سیگار و سیگار الکترونیکی تولید کند. همچنین کشورهای برزیل و تایلند با اعمال محدودیتهای شدید پخش در ساعات پربیننده، تشدید ردهبندیهای سنی و نظارت مستمر بر تولیدات، گامهای موثری در کاهش عادیسازی دخانیات برداشتهاند.
چرا جریمهها بازدارنده نبودند؟
تقابل مداوم میان صنعت پلتفرمهای نمایش خانگی و متولیان سلامت جامعه در ایران نشان میدهد که تکیه صرف بر جریمههای مالی ناچیز و بدون پشتوانه اجرایی، هرگز بازدارنده نخواهد بود. چالش اصلی در ایران، فقدان پیوند ساختاری میان نظام ممیزی ساترا، تصمیمات شورای عالی انقلاب فرهنگی و اولویتهای کلان بهداشتی وزارت بهداشت است. تا زمانی که جذابیتهای زیباشناختی صحنههای مصرف دخانیات به عنوان ابزار جلب مخاطب و نماد کاذب طبقه روشنفکر استفاده میشود، این رویه ادامه خواهد داشت.
برای خروج از این وضعیت، الگوبرداری از قوانین بینالمللی نظیر مدل سختگیرانه هند و تعهدات داوطلبانه نتفلیکس، از جمله الزام پلتفرمها به نمایش هشدارهای محتوایی شفاف، درج ردهبندیهای سنی واقعی و استفاده از مشاوران روانشناسی در تولید آثار، میتواند مسیر جریانسازی فرهنگی را اصلاح کند. صیانت از سلامت جسمی و روانی نسل آینده، نیازمند ارادهای حاکمیتی و هماهنگی میان دستگاهی برای عبور از منافع تجاری و رسیدن به رسانه مسئولیتپذیر است.
نظر شما