آگاه: سالهاست کارشناسان حوزه سلامت درباره کاهش سن مصرف دخانیات هشدار میدهند. با این حال هنوز هم برای بخشی از نوجوانان و جوانان، سیگار صرفا یک محصول دخانی نیست؛ نمادی است از استقلال، بزرگ شدن، جسارت، متفاوت بودن یا حتی «باکلاس» به نظر رسیدن.
اما این تصور از کجا میآید؟ چرا جوان و نوجوانی که از مضرات سیگار آگاه است، باز هم اولین پک را میزند؟ اصلا چرا در میان دختران جوان، سیگار کشیدن نماد استقلال شده است؟ گزارش روزنامه «آگاه» در هفته دخانیات به دنبال پاسخ به همین پرسشهاست. نخستین تجربه مصرف سیگار در نوجوانان کمتر به وابستگی نیکوتین و بیشتر به عوامل اجتماعی و هویتی مرتبط است. در سنین نوجوانی، افراد در حال ساختن تصویری از خود هستند. آنها میخواهند مستقل به نظر برسند، از کودکی فاصله بگیرند و در گروه همسالان پذیرفته شوند. در چنین شرایطی، هر رفتاری که نشانهای از «بزرگ شدن» تلقی شود، میتواند جذابیت داشته باشد.
برخی نوجوانان تصور میکنند سیگار کشیدن آنها را بالغتر نشان میدهد. برخی دیگر آن را نمادی از آزادی یا اعتراض به محدودیتها میدانند. گروهی نیز صرفا برای آنکه از جمع دوستان عقب نمانند، به سمت آن میروند. به عنوان مثال امیرحسین یک جوان ۱۷ ساله است که میگوید: اولین بار در جمع دوستانم سیگار کشیدم. اول مزهاش را دوست نداشتم. حتی سرفه هم کردم. اما حس کردم وارد یک مرحله جدید شدهام. الان که به آن روز فکر میکنم میبینم بیشتر دنبال تایید گرفتن بودم تا خود سیگار. دلم میخواهد سیگار بکشم اما نمیدانم تا کی؛ شاید تا وقتی که حس خوبی بدهد.
قهرمانان سیگاری
در سالهای اخیر محدودیتهای کمی برای نمایش مصرف دخانیات در رسانهها اعمال شده است. در بسیاری از فیلمها و سریالها، شخصیتهای قدرتمند، مرموز، ثروتمند یا روشنفکر اغلب با سیگار دیده میشوند. کارآگاهها، نویسندگان، هنرمندان و حتی شخصیتهای عاشقپیشه هم گاه با دود سیگار تعریف میشوند. این تصویر در ذهن برخی نوجوانان باقی مانده است؛ گویی سیگار بخشی از هویت افراد موفق یا جذاب است.
در سالهای اخیر شبکههای اجتماعی نیز به این روند دامن زدهاند. انتشار عکسها و ویدئوهایی که مصرف سیگار را با مفاهیمی مانند آزادی، خاص بودن یا زندگی لوکس پیوند میزنند، میتواند بر ذهن مخاطبان کمسنوسال اثر بگذارد. مهناز عبادی از دختران ۲۵ سالهای است که اغلب در حیاط کافهها مینشیند تا بتواند آزادانه سیگار بکشد. او میگوید: شما نگاهی به اطرافتان در کافه بیندازید. همه سیگار میکشند. دختری که ساعت و کفش چند میلیونی دارد وقتی یک سیگار به دست میگیرد ابهت بیشتری دارد. شاید در خانه و از مادر و پدرش کتک بخورد ولی پیش همسن و سالانش کم نمیآورد.
او میگوید: در سریالها و فیلمها هم وقتی میخواهند یک فرد را خیلی مد روز نشان دهند، یک سیگار در دستش میگذارند. البته فقط اینها نیست. تا وقتی سیگار روشن هست مشکلاتمان خاموش میشود. در آن مدت تلاش میکنیم به چیزی فکر نکنیم. شاید هم داریم با خانوادهمان که همیشه مانع ما برای هر کاری بودند، مبارزه میکنیم. من میدانم که اگر پدرم بفهمد سیگار میکشم با من برخورد میکند. ولی او که در کافه و پیش دوستانم نیست، پس میکشم.
ترس از طرد شدن
غیر از اینها، فشار مستقیم یا غیرمستقیم گروه دوستان نیز یکی از عوامل علاقه نوجوانان و جوانان به سیگار است. در بسیاری از موارد هیچکس فرد را مجبور نمیکند سیگار بکشد. اما نوجوان احساس میکند اگر این کار را انجام ندهد از جمع کنار گذاشته میشود. مثل سارا که میگوید: وقتی همه دوستانم این کار را میکردند، احساس میکردم اگر قبول نکنم مسخره میشوم. چند بار مقاومت کردم اما آخرش امتحان کردم. بدم نیامد. وقتی مانند مردها سیگار به دستم میگیرم احساس قدرت میکنم وقتی مانند بقیه بچههای همسن و سالم سیگار میکشم من را هم در جمع خودشان قرار میدهند.
این تجربه در میان نوجوانان پدیدهای شناختهشده است؛ نیاز به تعلق داشتن، گاهی از آگاهی نسبت به خطرات سلامتی قویتر عمل میکند. این موضوع را علی حکمتی، روانشناس و جامعهشناس نیز تایید میکند و میگوید: احساس طرد نشدن خیلی حس مهمی در نوجوانان و جوانان است. ممکن است افراد در یک دوگانگی باشند اینکه در میان دوستان قرار بگیرند یا همراستا با آنها نباشند و طرد شوند. قطعا آنها دلشان میخواهد محبوب باشند بنابراین اگر دوستان سیگاری دارند، با آنها همراه میشوند. این قضیه در مورد دختران فرق دارد آنها میخواهند با سیگار کشیدن احساس استقلال کنند.
حکمتی میگوید: بسیاری از نوجوانان در واقع به دنبال سیگار نیستند؛ آنها به دنبال تصویری هستند که فکر میکنند سیگار برایشان میسازد. تصویر فردی مستقل، جسور، متفاوت، بزرگسال یا محبوب. اما مشکل اینجاست که این تصویر اغلب با واقعیت فاصله زیادی دارد. وی میگوید: اگر بخواهیم مصرف دخانیات در میان نوجوانان کاهش پیدا کند، باید کاری کنیم که احساس ارزشمندی، تعلق و هویت از مسیرهای سالم به دست آید. نوجوانی که در خانواده، مدرسه و جامعه دیده میشود، کمتر نیاز دارد ارزش خود را با یک نخ سیگار ثابت کند.
پشت دود چه چیزی پنهان است؟
دود سیگار در چند ثانیه محو میشود، اما دلایلی که نوجوانان را به سمت آن میکشاند به این سادگی از بین نمیرود. نیاز به دیده شدن، جستوجوی هویت، فشار همسالان، تصویرسازی رسانهای، کنجکاوی و گاه تنهایی، همگی در این ماجرا نقش دارند. برای همین مبارزه با مصرف دخانیات تنها با هشدارهای پزشکی ممکن نیست. باید به پرسش عمیقتری پاسخ داد: نوجوان امروز چگونه میتواند احساس بزرگ شدن، ارزشمند بودن و پذیرفته شدن را بدون پناه بردن به رفتارهای پرخطر تجربه کند؟ شاید پاسخ در گفتوگوهای بیشتر، آموزش موثرتر، خانوادههای همراهتر و الگوهای اجتماعی سالمتر نهفته باشد. چون در نهایت، آنچه بسیاری از نوجوانان به دنبالش هستند نه دود سیگار، بلکه احساسی است که تصور میکنند پشت آن پنهان شده است؛ احساسی از بزرگ شدن، دیده شدن و تعلق داشتن. احساسی که اگر از راههای سالمتری تامین شود، شاید هرگز به یک نخ سیگار گره نخورد.
لزوم ممنوعیت فروش نخی سیگار
امیرحسین قاسمی، مدیرعامل موسسه همیاری؛ بر اساس آمارهای رسمی، سالانه حدود ۷۲ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود و تعداد مصرفکنندگان دخانیات به حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون نفر میرسد. در این میان، مطالعات مختلف نشان میدهد که حدود ۹ درصد نوجوانان ایرانی به مصرف سیگار روی آوردهاند و شمار نوجوانان سیگاری در کشور به چند صد هزار نفر میرسد.
فروش نخی سیگار یکی از عوامل تسهیلکننده ورود نوجوانان به مصرف دخانیات است. نوجوانی که توانایی یا تمایل خرید یک بسته کامل سیگار را ندارد، میتواند با هزینهای اندک تنها یک یا چند نخ سیگار تهیه کند و نخستین تجربه مصرف را رقم بزند. در واقع فروش نخی، آستانه ورود به مصرف را کاهش میدهد و دسترسی به سیگار را آسانتر میکند. از همین رو بسیاری از کشورها سالهاست فروش تکی سیگار را ممنوع کردهاند و سازمان جهانی بهداشت نیز چنین محدودیتی را در چارچوب سیاستهای کنترل دخانیات توصیه میکند.
با این حال، نباید تصور کرد که ممنوعیت فروش نخی بهتنهایی موجب کاهش چشمگیر مصرف سیگار در میان نوجوانان خواهد شد. اگر فروشندگان همچنان به افراد زیر سن قانونی سیگار بفروشند، اگر قیمت سیگار پایین باقی بماند و اگر نظارت موثری بر اجرای قوانین وجود نداشته باشد، تاثیر چنین تصمیماتی محدود خواهد بود.
موثرترین ابزار برای کاهش مصرف دخانیات، افزایش مالیات و قیمت سیگار است. نوجوانان به دلیل محدودیت منابع مالی، نسبت به افزایش قیمت حساسیت بیشتری دارند و همین موضوع احتمال شروع مصرف یا ادامه آن را کاهش میدهد. در کنار آن، اجرای جدی ممنوعیت فروش به افراد زیر ۱۸ سال، بازرسی مستمر واحدهای صنفی و اعمال جریمههای بازدارنده از اهمیت ویژهای برخوردار است.
کاری بیهوده برای یک هفته بی اثر!
به مناسبت «هفته ملی بدون دخانیات»، اتاق اصناف ایران با صدور اطلاعیهای، فروش سیگار به صورت نخی و عرضه فرآوردههای دخانی در بستهبندیهای باز را در تمام واحدهای صنفی ممنوع اعلام کرد.
ابلاغیه اتاق اصناف با هدف «پیشگیری از دسترسی آسان»، «صیانت از سلامت جوانان» و «بسترسازی فرهنگی» توجیه شده و بر نظارت بازرسی و برخورد قانونی تاکید دارد. اما این خبر، همچون بسیاری از بخشنامههای مشابه در حوزه سلامت عمومی ایران، بیش از آنکه حلال مسئله باشد، خود بخشی از مسئله است. پرسش کلیدی درباره ابلاغیه جدید این است؛ چرا قانونی که میدانیم اجرا نمیشود، ابلاغ میشود؟
تابناک در این زمینه نوشت: فروش سیگار نخی سالهاست که طبق آییننامه اجرایی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات (مصوب ۱۳۸۵ و اصلاحات بعدی) ممنوع است. تبصرههای مرتبط صراحتا فروش فلهای، باز و نخی را قدغن کردهاند. با این حال، گزارشهای میدانی متعدد (از جمله اظهارات مقامات ستاد کنترل دخانیات در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴) نشان میدهد این ممنوعیت عملا در بازار ممنوع است! دلیل اصلی ابلاغهای مکرر بدون پشتوانه اجرایی، مدیریت افکار عمومی و ایجاد تصویر اقدامگر است. در هفتههای نمادین مانند هفته بدون دخانیات، نهادها نیاز به «خروجی» قابل انتشار دارند. ابلاغ بخشنامه، بنر نصب کردن و وعده نظارت، هزینه سیاسی و مالی کمی دارد، اما تصویر یک «نهاد مراقب سلامت» را میسازد. در عمل، جریمههای در نظر گرفته شده فعلی بازدارنده نیستند و حتی سازمانهای ناظر را هم برای اجرا ترغیب نکرده است. فروشندگان خردهپا با سود فروش نخی که عمدتا به مصرفکنندگان کمدرآمد و نوجوانان میرسد، ادامه میدهند، چون نظارت مستمر وجود ندارد و زنجیره تامین، از تولیدکنندگان بزرگ تا توزیعکنندگان، منافعشان در حجم فروش بالاست. قیمت پایین سیگار در ایران با وجود گرانیهای مکرر سالها و ماههای اخیر، اما مالیات آن طبق گزارشهای WHO بسیار کمتر از استانداردهای توصیه شده است و مرگ سالانه حدود ۵۰ هزار نفر بر اثر مصرف دخانیات، این تناقض را عمیقتر میکند.
کار فرهنگی موثر پیش از ابلاغ کجا بود؟
کار فرهنگی؟ تقریبا هیچ. ابزارهای فرهنگی موثر در کنترل مصرف دخانیات جهانی شامل کمپینهای رسانهای طولانیمدت، آموزش در مدارس، افزایش قیمت واقعی از طریق مالیات سنگین، محدودیت تبلیغات و تغییر هنجارهای اجتماعی است. در ایران، هفته ملی بدون دخانیات هر سال شعارهایی مانند «حفاظت از کودکان» یا «نسل بدون دخانیات» دارد، اما این شعارها عمدتا در سطح رسانهای و مراسم محدود میمانند.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد ممنوعیت فروش نخی وقتی موثر است که با افزایش قیمت، کمپینهای ضد شروع مصرف در نوجوانی و نظارت واقعی همراه باشد. در غیاب اینها، ابلاغ صرفا «کاغذ» است. جوانان و نوجوانان ایرانی همچنان با هزینه کم به سیگار دسترسی دارند، چون بستر اقتصادی یعنی قیمت پایین و فرهنگی در عادیسازی مصرف در برخی محیطها تغییر نکرده است.
لایههای عمیقتر
تناقض اقتصادی-سلامتی: صنعت دخانیات در ایران همچنان سودآور است و مالیات ناچیز آن با هزینههای هنگفت درمان بیماریهای مرتبط قلبی، ریوی، سرطان و... همخوانی ندارد. فروش نخی دقیقا به قشر آسیبپذیر نوجوانان با بودجه محدود، خدمت میکند. ممنوعیت بدون افزایش قیمت و فقدان نظارت و بدون فرهنگسازی، بیشتر شبیه بستن درب ورودی بدون قفل کردن پنجرههاست.
وقتی قانون، دود میشود
ضعف در اجرای قانون: این ابلاغ نمونهای از «قانونزدگی» بدون «حاکمیت قانون» است. وقتی جرائم بازدارنده نیستند و نظارت میدانی ضعیف، اعتماد عمومی به سیاستهای سلامت آسیب میبیند. مردم این را «شوآف فصلی» میبینند، نه اقدام جدی.
بعد فرهنگی عمیق: مصرف دخانیات در ایران فراتر از یک عادت فردی، با مسائل هویتی، استرس اجتماعی، الگوهای همسالان و حتی مقاومت فرهنگی در برابر «نصیحت ریاستی» گره خورده است. بدون روایتهای هنری قوی، داستانهای واقعی از آسیبها و تغییر در محتوای رسانهای و آموزشی، ابلاغها به گوش شنوایی برنمیخورد. بهترین سیاستهای جهانی مانند استرالیا یا کشورهای اسکاندیناوی ابتدا فرهنگ را تغییر دادند، سپس قانون را به عنوان پشتیبان اعمال کردند.
فرصت از دست رفته: تکرار ابلاغ ممنوعیت نخی، نشان از چرخهای خستهکننده دارد: مشکل → بخشنامه → فراموشی → تکرار. انجام کاری برای خالی نبودن عریضه و دیگر هیچ.
در پایان، این ابلاغها بدون بستر فرهنگی و اقتصادی، بیشتر به «مراسم سالانه» شبیهاند تا سیاست تحولآفرین. سلامت عمومی نیازمند ارادهای فراتر از کاغذ و بنر است؛ نیازمند تغییر واقعی در اولویتها، از اقتصاد تا فرهنگ. تا وقتی سیگار برای نوجوان ۱۶ ساله همچنان «ارزان و در دسترس» بماند، هر ابلاغی فقط سایهای بر دیوار واقعیت خواهد بود. جامعهای سالم، با بخشنامه ساخته نمیشود؛ با تغییر ریشهای ساخته میشود.
سیگار شیک الکترونیکی هم خطر دارد!
برخی افراد به سیگارهای الکترونیکی روی میآورند، سیگارهایی که به دلیل شکل و شمایل از نظر آنها زیباتر به نظر میرسد. در سالهای اخیر، سیگارهای الکترونیکی یا ویپها به عنوان جایگزینی برای سیگارهای سنتی و راهی برای ترک سیگار معرفی شدهاند. اگرچه این سیگارها در مقایسه با سیگارهای سنتی حاوی مواد شیمیایی کمتری هستند ولی آنها هم سرطانزا هستند.
اولین مرگ مرتبط با مصرف سیگار برقی در سال ۲۰۱۹ در ایالات متحده آمریکا رخ داد. این فرد به دلیل کشیدن سیگار الکترونیکی دچار بیماری شدید تنفسی شده بود و جان خود را از دست داد. سیگار الکترونیکی که با نامهای ویپ، نیز شناخته میشود دستگاهی است که با گرم کردن مایعی به نام ای-لیکوئید (E-liquid) بخار تولید میکند. این مایع معمولا حاوی نیکوتین، مواد شیمیایی طعمدهنده، پروپیلن گلیکول و گلیسیرین گیاهی است. کاربر این بخار را استنشاق میکند.
غلامرضا حیدری، رئیس مرکز تحقیقات پیشگیری و کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این باره گفت: سیگارهای الکترونیکی نه تنها باعث ترک دخانیات در مصرفکنندگان نمیشود، بلکه عاملی برای شروع مصرف سیگارهای سنتی و حتی قلیان در بین نوجوانان و جوانان محسوب میشود.
حیدری تاکید کرد: مواد معطر موجود در سیگارهای الکترونیکی و دود آنها، حاوی ترکیبات حلقوی است که باعث بروز سرطان در افراد مصرفکننده میشود. مصرف سیگارهای الکترونیک، کنجکاوی نوجوانان برای شروع استعمال قلیان و حتی سیگارهای سنتی را بیشتر میکند و متاسفانه در برخی از کشورها واردات و توزیع سیگارهای الکترونیکی آزاد است.
نظر شما