آمریکا در بامداد روز گذشته نیز به روال معمول، آتش‌بس را نقض کرد و روی به شرارت در خلیج فارس آورد. قوای ایران اسلامی پاسخ این شرارت را داد اما برای جلوگیری از اقدامات متجاوزانه آمریکا باید معادله را با حمله پیش‌دستانه و ضربه زدن به مواضع نظامی و تاسیسات انرژی کشورک‌های وابسته به آمریکا تغییر داد.

به متجاوز  رحم نکنید

آگاه: ساعت ۱:۳۰ بامداد روز شنبه چهار نفتکش قصد خروج غیرقانونی از تنگه هرمز را داشتند که یکی از نفتکش‌ها مورد هدف قرار گرفت و دیگر شناورها به عقب برگشتند؛ سپس پهپادهای آمریکا یک دکل مخابراتی در قشم و یک دکل را در سیریک مورد اصابت قرار دادند. در پاسخ بلافاصله دو پایگاه هوایی آمریکا در کویت و تاسیسات مهم باقی مانده در ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین هدف آتش موشک‌های بالستیک نیروی هوافضای سپاه واقع شدند. پس از رخدادهای بامداد شنبه، سپاه طی بیانیه‌ای به دشمن متجاوز و کودک‌کش اخطار داد در صورت تکرار این شرارت‌ها به پاسخ محدود اکتفا نخواهد کرد و مسئول عواقب بسته شدن کامل تنگه هرمز به روی خروج نفت و گاز آمریکا خواهد بود.
در واقع سپاه با بیانیه‌ای که ارسال کرد، اعلام داشت در مرتبه بعدی، در صورت تکرار شرارت از ناحیه آمریکا و تعرض به خاک ایران، تنگه هرمز به طور کامل بسته خواهد شد. این بیانیه و اعلامیه سپاه در حد خود مطلوب است اما برای ارتقای بازدارندگی باید طرحی نو درانداخت. از ۱۹ فروردین که آتش‌بس میان ایران و آمریکا منعقد شد، آمریکایی‌ها مدام در حال نقض آتش‌بس هستند؛ آنها ۴۸ ساعت پس از انعقاد آتش‌بس، ایران را محاصره دریایی کردند و گام نخست را در نقض آتش‌بس برداشتند. از آن زمان تاکنون آمریکایی‌ها تقریبا هر شب در حال شرارت و تجاوز و تعدی به خاک ایران هستند. نمونه اخیر آن نیز اتفاق بامداد شنبه و تجاوز به قشم و سیریک است. قوای نظامی ایران اسلامی اگرچه به‌صورت مرتب به آتش گشودن آمریکایی‌ها پاسخ داده و مبدا تجاوز را زیرضربه قرار داده است؛ اما این واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های قوای نظامی ما، نتوانسته بازدارندگی ایجاد کند؛ به نحوی که شاهدیم آمریکایی‌ها تقریبا هر شب در خلیج فارس علیه مواضع ایران دست به شرارت و تعدی می‌زنند. اگرچه سپاه روز گذشته وعده داد که در صورت تکرار تجاوز به ایران از ناحیه آمریکا و گشودن آتش به سمت جزایر جنوبی ایران، تنگه هرمز را کاملا مسدود خواهد کرد، اما به نظر می‌رسد این وعده هم‌اکنون و قبل از شرارت مجدد آمریکایی‌ها باید اجرایی و پیاده‌سازی شود.

دستورالعمل تزریق درد را پیاده کنیم
آمریکایی‌های متجاوز باید درد را بیش از پیش احساس کنند. قیمت بنزین هنوز در آمریکا به نقطه بحرانی نرسیده است. باید با انسداد کامل تنگه هرمز، شریان صادرات نفت و ترانزیت انرژی را کور و کاری کنیم که قیمت هر گالن بنزین در آمریکا از حدود چهار دلار فعلی به بالای ۱۰ دلار برسد. شهروندان آمریکایی وابسته به خودرو و بنزین هستند و بنزین در آمریکا یک کالای استراتژیک است؛ با مسدود کردن کامل و سفت و سخت تنگه هرمز، قیمت نفت و به تبع آن بنزین در سطح جهان و آمریکا، رکورد خواهد شکست و درد بر تن متجاوزان آمریکایی خواهد نشست.
همچنین با انسداد کامل تنگه هرمز، ترانزیت اوره نیز متوقف می‌شود. اوره یک ماده حیاتی برای تولید کود است و کود، نیاز اصلی و مبرم کشاورزان آمریکایی است که پایگاه اصلی رأی ترامپ هستند. در واقع با انسداد کامل تنگه هرمز و توقف ترانزیت کود و اوره، کشاورزان آمریکایی را که حامی ترامپ هستند، علیه او خواهیم شوراند و ترامپ به استیصال می‌رسد.
اما انسداد کامل تنگه هرمز نیز برای ما بازدارندگی نخواهد آورد و صرفا واکنش و عکس‌العملی در برابر محاصره دریایی آمریکا است. بنابراین برای ارتقای بازدارندگی باید تاسیسات انرژی را در کشورک‌های حاشیه‌ای خلیج فارس که حاکمیت‌شان را به آمریکا اجاره داده‌اند، زیر ضربه قرار داد.
اینکه ما صبر کنیم که آمریکا قشم، سیریک، لارک، لاوان و... را بزند و سپس ما واکنش نشان دهیم و پایگاه‌های نظامی آمریکا در کویت و بحرین را هدف قرار دهیم، قطعا نافی اصل ارتقای بازدارندگی است؛ برای افزایش سطح بازدارندگی، باید پیش‌دستی کنیم و علاوه بر انسداد کامل تنگه هرمز، تاسیسات انرژی کشورک‌های مطیع آمریکا را هم زیر ضربه قرار دهیم؛ آنگاه معادله عوض خواهد شد و آمریکا هم محاصره دریایی را برخواهد داشت و هم به اعمال حاکمیت و مدیریت ایران در تنگه هرمز گردن می‌نهد و دیگر جرأت نخواهد کرد که جزایر ایرانی را مورد تعدی قرار دهد.
نباید فراموش کرد که آغاز مجدد تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران حتمی است و مرحله بعدی جنگ تحمیلی سوم، حتمی‌الوقوع است، نه قریب‌الوقوع. هدف اصلی ترامپ، عبارت است از: اضمحلال جمهوری اسلامی و تجزیه ایران و اگر نتوانست، خلع سلاح کامل کشورمان؛ ترامپ تا به یکی از این سه هدف دست نیابد، عرصه را ترک نخواهد کرد؛ او اکنون صرفا توقفی تاکتیکی به جنگ داده که هم جام جهانی فوتبال در آمریکا به سلامت برگزار شود و هم در آبان انتخابات کنگره را پشت سر بگذارد؛ پس از آبان، ماشین جنگی آمریکا برای دستیابی به یکی از آن سه هدف فوق‌الذکر روشن می‌شود. رژیم اسرائیل هم به عنوان پادوی آمریکا در منطقه، برای گسترش جغرافیایی و تحقق شعار از نیل تا فرات، نیاز دارد که ایران فاقد حکومت مرکزی مقتدر باشد و در فرض مطلوب، ایران به ۶ کشور تجزیه شود. اسرائیل با ایران در جنگ وجودی و موجودیتی به سر می‌برد. بنابراین خوش‌بینی را باید کنار بگذاریم و از هم‌اکنون که جبهه دشمن، به اجبار در جنگ توقف ایجاد کرده، ضربات دردناکی را به او وارد آوریم.

جنگ سوم، حتمی است
در همین رابطه، متقی، کارشناس روابط بین‌الملل معتقد است: واقعیت عصر موجود بیانگر آن است که آمریکا و اسرائیل خود را برای جنگ سوم با ایران آماده می‌کنند. دیپلماسی و ادبیات رسانه‌ای را می‌توان به عنوان بخشی از تلاش آنان برای گمراه‌سازی دیپلمات‌ها، کارشناسان راهبردی، مقامات اجرایی و فرماندهان نظامی ایران در فضای جنگ جدید دانست. اگرچه مجلس نمایندگان آمریکا لایحه اجتناب از جنگ علیه ایران را به تصویب رسانده، اما ترامپ خود را وفادار به آموزه‌های راهبردی نهادهای سیاسی و افکار عمومی ایالات ‌متحده نمی‌داند. در نگرش ترامپ پیروزی نظامی به عنوان اولویت اصلی ایالات‌ متحده محسوب می‌شود، بنابراین از هر سازوکار و تاکتیکی بهره خواهد گرفت تا به اهداف تاکتیکی و راهبردی خود نائل شود. طرح‌ریزی آمریکا و اسرائیل برای ابهام ادراکی، غافلگیری تاکتیکی و کنش عملیاتی جدید علیه ایران در حال انجام است. اگر فرماندهان نظامی و دیپلمات‌های ایرانی نسبت به سازوکارهای نظامی و تاکتیکی ترامپ احساس تردید کنند، بار دیگر دچار غافلگیری شده و بخش دیگری از ذخایر انسانی و قابلیت‌های خود را از دست خواهیم داد. هرگونه وقفه تاکتیکی در طرح‌ریزی نظامی و کنش عملیاتی دونالد ترامپ به معنای نادیده گرفتن اقدامات و عملیات نظامی در برخورد با ایران نیست.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.