نوع و شکل تجاوزات اخیر آمریکایی‌ها به نواحی جنوبی کشور، بیانگر عزم و قصد آنها برای ورود زمینی به مرزها و سرحدات ایران عزیز است. هدف قرار دادن برخی پل‌ها و خطوط ارتباطی و لجستیکی در جنوب کشور به‌ویژه در استان هرمزگان و در کرانه‌های تنگه هرمز، نشانگر آن است که دشمن آمریکایی، رویای شوم اشغال ایران را در سر می‌پروراند. این خواب آشفته قطعا تعبیر نخواهد شد؛ چرا که نگهبانان خاک مقدس ایران، بیدار و هوشیارند و آماده‌اند تا جان خود را هزاران بار فدای خاک پاک ایران کنند.

گورستان متجاوزان آمریکایی در جنوب آماده است

آگاه: تحرکات مذبوحانه و ایذایی دشمن آمریکایی در حریم آبی و خاکی جنوب ایران، نه تنها نشان از اقتدار آنان نیست، بلکه گواهی بر استیصال‌شان در برابر اراده پولادین فرزندان این مرز و بوم است؛ دشمن آمریکایی باید بداند که خاک ایران، نه آوردگاه جولان متجاوزان که گورستان آرزوهای واهی بدخواهان این سرزمین مقدس خواهد بود. تمرکز دشمن بر زیرساخت‌های استراتژیک در کرانه‌های خلیج‌فارس، پرده از نیات شوم و سودای نامشروعش برمی‌دارد. اما این نااهلان غافلند که هر وجب از خاک پاک ایران، برای آنان به مثابه کوره آتشی است که شعله‌هایش، پیکر نحیف توطئه‌های‌شان را خاکستر خواهد کرد.
آنچه در نواحی جنوبی و مرزهای حساس دریایی رخ می‌دهد، سناریویی است که پیشتر در بایگانی شکست‌خوردگان تاریخ، به فراموشی سپرده شده بود. دشمن مستکبر بداند که دیوار دفاعی ایران، نه با بتن و آهن که با غیرت و خون مردانی بنا شده است که مرگ در راه وطن را، حیات طیبه می‌دانند. بنابراین تجاوز زمینی آمریکایی‌ها به خاک پاک ایران، یعنی هزاران هزار تابوت از متجاوزان که سراسر آمریکا را پر خواهد کرد.

مقدمه‌سازی دشمن برای تجاوز زمینی
طی روزهای اخیر به وضوح شاهد بوده‌ایم که دشمن بر انهدام قوای زمینی و زرهی ایران به‌خصوص در استان‌های خوزستان و سیستان و بلوچستان تمرکز کرده است؛ اما نکته اینجاست که حملات فوق نیز با استفاده از تسلیحات سنگین صورت می‌گیرد. برخی عقیده دارند که استفاده از موشک‌های سنگین برای برخی مواضع به‌منظور ارعاب از سوی آمریکاست تا عقب‌نشینی کنیم اما برخی دیگر بر مقدمه‌سازی برای تجاوز زمینی متفق‌القولند.
موارد فوق همگی روی میز دشمن قرار داشته و گذشت زمان روشن‌کننده است. در این میان برخی محافل خبری از طرحی خبر می‌دهند که از سوی دشمن در حال اجراست و موارد قبل را نیز شامل می‌شود؛ آن طرح عبارت است از: ایجاد آتش تهیه و زمین سوخته در پنج محور محتمل ورود زمینی، انهدام تاسیسات حیاتی انرژی، ارتباطی، پل‌ها و... تا عمق ۲۰۰ کیلومتری محورهای مدنظر و هدف‌گیری سنگین و از دور خارج کردن شهرهای موشکی غرب و جنوب کشور.
از سوی دیگر باید توجه داشت که حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان به اقلیم کردستان عراق به درگیری‌های جنوب کشور نیز متصل است زیرا اگر یکی از اهداف تجاوزات اخیر آمریکایی‌ها را زمینه‌سازی حمله زمینی بدانیم، این تجاوزات حتما یک پیوست از غرب کشور از سوی تروریست‌ها دارند به‌خصوص که به تازگی رژیم صهیونیستی دوباره در حال شارژ تسلیحاتی آنها بوده و سایر تحرکات مانند جلسات برنامه‌ریزی، تلاش برای ورود به کشور و... نیز از سوی تروریست‌های تجزیه‌طلب لانه‌کرده در اقلیم کردستان عراق افزایش یافته است؛ بنابراین فلج‌سازی جناح غربی نیز می‌تواند بر طرح کلی دشمن در کرانه جنوبی نیز اثرگذار باشد.

لحظه موعود یا بلوف نظامی؟
برای بسیاری مسجل است که زد و خوردهایی که در جنوب جریان دارد، مقدمه یک درگیری زمینی خواهد بود زیرا تدارکات آمریکایی نیز بر این گزاره، صحه می‌گذارد. هر چند که در خصوص محور احتمالی حمله، شامل جزایر یا سواحل تنگه هرمز یا استان خوزستان تفاوت نظرهایی وجود دارد که باید جداگانه آن را واکاوی کرد، اما اصل اساسی‌تر این است که دور بعدی جنگ برای دشمن نمی‌تواند صرفا شامل حملات هوایی باشد و آنها باید برگه‌ای جدید مانند تهاجم زمینی، شورش خیابانی، حمله به زیرساخت‌ها یا استفاده از تسلیحات خاص را تست کنند.
سرویس‌های متخاصم نیز در این میان نقش تولید شگفتی‌سازها را برعهده دارند. میان آمریکا و رژیم صهیونی در اینکه دقیقا از کدام برگه و در چه زمانی استفاده شود نیز اختلافاتی وجود دارد. در خصوص زمان نیز به نظر آمریکایی‌ها به دلیل رویدادهای متعدد مانند جام جهانی، انتخابات کنگره و گرمای هوا که موثر بر تاخت زمینی در جنوب کشور است، عجله‌ای برای حمله تا پس از انتخابات ندارند با این حال به نظر، رژیم صهیونیستی علاقه داشته باشد تا قبل از آن و در پنجره زمانی پایان سپتامبر و اوایل اکتبر عملیات صورت گیرد، زیرا به جز شاخص‌های عملیاتی، ارزیابی موساد این است که در این تاریخ، ایران احتمالا درگیر آشوب‌های خیابانی خواهد شد.
بنابراین یک جنگ محاسبات و ارزیابی‌ها بر سر دو پنجره زمانی وجود دارد که باید دید کدام طرف می‌تواند طرف دیگر را اقناع کند. یکی از مهم‌ترین متغیرهای موثر بر طرف مقابل نیز وضعیت بازسازی و ترمیم در این سو است. اخیرا جیمز جفری که فرستاده ویژه کاخ سفید در عراق و سوریه در دولت اول ترامپ بود به صراحت نوشته بود که دلیل حمله زودهنگام آمریکا و رژیم صهیونی به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، ناشی از این محاسبه بود که ایران به دلیل شورش‌های دی در شرایط ناپایداری قرار دارد و اگر اجازه دهیم یا بخواهیم حمله را در تاریخ برنامه‌ریزی شده یعنی خرداد ۱۴۰۵ انجام دهیم، ایران وضعیت خود را بهبود خواهد داد. جالب است که خود جفری در این مقاله نوشته که با این وجود عملیات خشم حماسی یک حرکت عجولانه و نسبتا ناموفق بود. وی در نهایت توصیه می‌کند که به جای اینکه آمریکا مجددا برای تغییر حکومت ایران در یک حمله نظامی گسترده برنامه‌ریزی کند، تلاش کند تا ایران در یک وضعیت آسیب‌پذیری دائمی باقی بماند.
این موضوعی است که تفاوت را با دوره بین جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آشکار می‌کند؛ جایی که در این دوره حملات مستقیم دشمن متوقف شده بود و آنها برای ممانعت از بازسازی لجستیکی و تسلیحاتی ایران، زمان حمله اصلی را جلوتر انداختند؛ اما اکنون دشمن سعی می‌کند با حملات متعدد، یک وضعیت تعلیق و آسیب‌پذیری دائمی ایجاد کند تا طرح‌های خود را هموار و تسهیل سازد.
سابقه ایده تجاوز زمینی
ایده تجاوز زمینی به ایران، در همان جنگ ۴۰ روزه نیز در اردوگاه دشمن مطرح بود. در همین خصوص در کتاب «تغییر رژیم در آمریکا» که به تازگی انتشارات روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر کرده، آمده است که نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و تیمش پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه، شرایط را برای ترامپ طوری ترسیم می‌کردند که تقریبا پیروزی، قطعی به‌نظر برسد؛ آنها مدعی بودند که برنامه موشک بالستیک ایران در چند هفته نابود می‌شود؛ ایران آن‌قدر ضعیف خواهد شد که نمی‌تواند تنگه هرمز را ببندد و احتمال ضربه جدی به منافع آمریکا در کشورهای همسایه حداقلی است. نتانیاهو در جلسه با ترامپ این ایده را به او می‌فروشد که اطلاعات موساد نشان می‌دهد اعتراضات در ایران دوباره آغاز می‌شود و با کمک سرویس جاسوسی اسرائیل برای تحریک شورش و آشوب، بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای سرنگونی جمهوری اسلامی توسط اپوزیسیون ایران فراهم کند. اسرائیلی‌ها حتی امکان ورود جنگجویان کرد ایرانی از عراق برای باز کردن جبهه زمینی در شمال‌غرب ایران را مطرح کردند. در ادامه این کتاب آمده است که رتکلیف، رئیس سیا، ترامپ را از ارزیابی اطلاعاتی آمریکا درباره ایده نتانیاهو مطلع می‌کند و سناریوی تغییر رژیم او را با یک واژه توصیف می‌کند: مضحک و غیرواقعی. روبیو، وزیر خارجه آمریکا هم بلافاصله با عبارتی تندتر همان را تایید می‌کند. رتکلیف اضافه می‌کند که در جنگ همیشه رخدادها غیرقابل پیش‌بینی‌اند و تغییر رژیم می‌تواند اتفاق بیفتد، اما نباید آن را هدفی قابل تحقق دانست. ونس، معاون رئیس‌جمهور هم که از آذربایجان برگشته، نسبت به امکان تغییر رژیم بسیار بدبین است.در هر صورت، آنچه واضح است آن است که آمریکای جنایتکار در تجاوزی آشکار در حال منهدم کردن پل‌ها در جنوب ایران است تا به خیال خودش کمک و لجستیک به نیروهای مبارز جنوب نرسد. شیوه حملات این چند روزه آمریکا و حالا هم، نابود کردن پل‌ها نشان می‌دهد در حال جلو بردن نقشه‌ای برای ورود زمینی و ایجاد نوار ساحلی امن برای تنگه هرمز است. جلوی حمله زمینی دشمن را می‌توان از طرق مختلف گرفت؛ یکی از روش‌ها نابود کردن فرودگاه‌ها و جاده‌ها و همه زیرساخت‌های لجستیکی دشمن آمریکایی در تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس است. پلی که بحرین را به عربستان متصل می‌کند، برای شروع بهترین گزینه است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.