آگاه: یک پژوهش که نتایج آن به تازگی منتشر شده و مبتنی بر تحلیل گسترده دادههای توییتر در حد فاصل سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ انجام شده است، تصویری پیچیده از این فضا ارائه میدهد؛ فضایی که در آن گفتوگو بهتدریج جای خود را به حذف، تقابل و قطبیسازی داده است. این تحقیق با بررسی حدود ۲۲۶ میلیون توییت و تحلیل شبکههای بازنشر، نشان میدهد توییتر فارسی به مجموعهای از «جزایر ارتباطی» تبدیل شده است که در آن گروههای سیاسی و اجتماعی ارتباط اندکی با یکدیگر دارند و اغلب در وضعیت خصمانه قرار میگیرند.
«بلاکتاک»: وقتی قطع ارتباط، کنش سیاسی میشود
یکی از مهمترین یافتههای این پژوهش، پدیدهای است که با عنوان «بلاکتاک» شناخته میشود؛ یعنی صحبت کردن درباره بلاک کردن دیگران یا دعوت عمومی به آنفالو و قطع ارتباط با مخالفان. در ظاهر، ابزار بلاک در شبکههای اجتماعی برای مدیریت تجربه کاربری طراحی شده است؛ اما در توییتر فارسی، این ابزار به یک رفتار سیاسی تبدیل شده است. کاربران نهتنها اعلام میکنند چه کسانی را بلاک کردهاند، بلکه دیگران را نیز به انجام همین کار علیه گروههای سیاسی مخالف دعوت میکنند. نتیجه این روند، شکلگیری «حبابهای ارتباطی» است؛ فضاهایی که در آن کاربران تنها با همفکران خود در ارتباط باقی میمانند و امکان مواجهه با دیدگاههای مخالف کاهش مییابد. پژوهش نشان میدهد این رفتار نه مقطعی، بلکه یک الگوی پایدار در فرهنگ ارتباطی کاربران است که حتی در دورههای غیر بحرانی نیز ادامه دارد.
زبان تند؛ سیاست تندتر
بخش دیگری از این تحقیق به بررسی «بیادبی سیاسی» و استفاده گسترده از زبان توهینآمیز در توییتر فارسی اختصاص دارد. یافتهها نشان میدهد خشونت زبانی نه یک استثنا، بلکه بخشی از الگوی پایدار ارتباطی در این شبکه اجتماعی است.
بررسی دادهها نشان میدهد در دورههای بحران سیاسی و اجتماعی - از اعتراضات ۱۳۹۸ تا تحولات ۱۴۰۱ - میزان استفاده از واژگان توهینآمیز افزایش چشمگیری داشته است. با این حال، نکته مهمتر آن است که حتی در دورههای آرامتر نیز این نوع زبان حضور دارد.
این پژوهش تاکید میکند که زبان توهینآمیز صرفا بیان خشم نیست، بلکه ابزاری سیاسی برای بیاعتبار کردن مخالفان و تقویت انسجام درونگروهی است. در نتیجه، شکافهای عاطفی و بیاعتمادی میان گروهها افزایش مییابد.
نقشهای از یک جامعه چندپاره
تحلیل شبکههای بازنشر در این پژوهش نشان میدهد که توییتر فارسی به چندین خوشه مجزا تقسیم شده است که شامل طرفداران حکومت، اصلاحطلبان، مخالفان خارجنشین و گروههای غیرسیاسی مانند هواداران فوتبال و کیپاپ میشود.
این خوشهها نهتنها ارتباط کمی با یکدیگر دارند، بلکه در بسیاری موارد به شکل خصمانه درباره هم صحبت میکنند. دادههای شبکهای نشان میدهد ساختار توییتر فارسی بهجای یک فضای عمومی واحد، بیشتر شبیه مجموعهای از «جزایر جداافتاده» است. در برخی رویدادهای سیاسی، این وضعیت حتی به ساختارهای چندقطبی تبدیل میشود؛ یعنی بهجای دو قطب، چندین بلوک مستقل و متخاصم شکل میگیرد.
بحرانهای سیاسی و تشدید شکافها
یافتههای این پژوهش نشان میدهد بحرانهای سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در تشدید قطبیسازی دارند. در دورههایی مانند افزایش قیمت بنزین، همهگیری کرونا یا اعتراضات ۱۴۰۱، میزان توهینها و بلاکتاک افزایش یافته است.
با این حال، نکته کلیدی این است که پس از پایان بحرانها، این رفتارها حذف نمیشوند، بلکه به سطح قبلی بازمیگردند. به بیان دیگر، بحرانها شدت را افزایش میدهند اما ساختار قطبی را ایجاد نمیکنند؛ بلکه این ساختار از پیش وجود دارد. این یافته نشان میدهد قطبیسازی در توییتر فارسی یک ویژگی ساختاری و پایدار است، نه صرفا واکنشی موقت به رویدادها.
یکی دیگر از پرسشهای کلیدی این پژوهش این است که آیا توییتر تنها بازتابدهنده شکافهای اجتماعی است یا خود در شکلگیری آن نقش دارد؟ پژوهشگران در پاسخ به این سوال معتقدند که توییتر هم بازتابدهنده تنشهای اجتماعی است و هم بهواسطه سازوکارهایی مانند الگوریتمها و امکان آسان قطع ارتباط، این تنشها را تشدید میکند. به این ترتیب، این پلتفرم نهتنها احساسات سیاسی را منعکس میکند، بلکه در بازتولید و تقویت آنها نیز نقش دارد.
پیامدها: فراتر از فضای مجازی
این پژوهش تاکید میکند پیامدهای این الگوهای ارتباطی محدود به فضای آنلاین نیست. زمانی که روزنامهنگاران، فعالان سیاسی و کاربران تاثیرگذار در چنین فضایی فعالیت میکنند، الگوهای رفتاری توییتر میتواند به جامعه واقعی نیز سرایت کند.
کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش بیتفاوتی نسبت به مخالفان و تبدیل رقبا به «دشمن»، از مهمترین پیامدهای این وضعیت عنوان شده است. در چنین شرایطی، گفتوگو جای خود را به حذف ارتباطی میدهد و سیاست به میدان جنگ روایتها تبدیل میشود. تصویر نهایی این پژوهش، تصویری از یک فضای دیجیتال چندپاره، پرتنش و بهشدت قطبیشده است. در این فضا، ابزارهایی مانند بلاک و زبان توهینآمیز، نه رفتارهای حاشیهای، بلکه سازوکارهای مرکزی بازتولید شکافهای سیاسی هستند.
بر اساس دادههای این تحقیق، توییتر فارسی در سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ بیش از آنکه میدان گفتوگو باشد، به شبکهای از سنگرهای متقابل تبدیل شده است؛ جایی که دیدن و پذیرفتن دیگری، روزبهروز دشوارتر میشود.
نظر شما