سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، پیمانی نظامی و امنیتی منعقد کرده‌اند و نام آن را پیمان مکه گذاشته‌اند. این پیمان پس از آن منعقد شد که سعودی توسط ارتش قدرتمند و مقاوم یمن محاصره شد و آبراه استراتژیک باب‌المندب تحت سلطه انصارالله درآمد.

رژیم سعودی و امنیت اجاره‌ای

آگاه: سعودی‌ها این توهم را دارند که با انعقاد پیمان نظامی و امنیتی با ترکیه‌ای‌ها و پاکستانی‌ها می‌توانند در مقابل یمن و محور مقاومت، عرض اندام کنند؛ اما زهی خیال باطل. آمریکا که بزرگ‌ترین و مجهزترین ارتش دنیا را دارد و چتر امنیتی و نظامی خود را در ازای نفت و پترودلار، بر سر سعودی گسترانده بود، نتوانست از این غاصبان سرزمین حجاز در برابر یمنی‌ها و محور مقاومت، محافظت کند؛ بنابراین طبیعی است که کاری هم از ترک‌ها و پاکستانی‌ها برنخواهد آمد. دو کشوری که خودشان غرق در مشکلات فزاینده اقتصادی، امنیتی و نظامی هستند.
نکته مهم دیگر آن است که سعودی‌ها با بیش از ۷۰ میلیارد دلار بودجه سالانه نظامی، از هراس هیبت و قدرت یمنی‌های سلحشور به پاکستانی متوسل شده‌اند که بودجه نظامی‌اش سالانه ۶ میلیارد دلار است!
سعودی‌ها چندی پیش نیز تلاش کردند ائتلافی دریایی متشکل از ۴۰ کشور در دریای سرخ به وجود آورند تا علیه یمن جنگ جهانی دریایی راه بیندازند؛ اما آن ائتلاف در نطفه خفه شد و قاطبه آن ۴۰ کشور اعلام کردند که فقط در لفظ و شعار و بیانیه، با سعودی‌ها همکاری می‌کنند و خبری از فرستادن ناوگان‌های بین‌المللی برای جنگ علیه یمن نخواهد بود. ایده تشکیل ائتلاف ۴۰ کشوری در دریای سرخ، بیش از آنکه یک مانور نظامی باشد، یک نمایش دیپلماتیک شکست ‌خورده بود؛ این جنگ جهانی کاغذی در همان بدو تولد توسط واقعیت‌های میدانی باب‌المندب در نطفه خفه شد، چراکه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به‌خوبی می‌دانند در تقابل با نیرویی که موازنه استراتژیک را در دریا تغییر داده، هزینه درگیری بسیار فراتر از پاداش وفاداری به ریاض است.
پیمان نظامی با ترکیه و پاکستان نیز قطعا به سرنوشت همان ائتلاف ناکام دریایی سعودی دچار می‌شود. در مجموع، پیمان مکه، بیش از آنکه یک بنیان نظامی برای تغییر موازنه قوا باشد، یک آرایش روانی برای التیام تروماهای امنیتی ریاض است؛ وقتی چتر هسته‌ای واشنگتن در برابر اراده انصارالله در باب‌المندب ناکارآمد بوده است، توسل به پیمان‌های نیابتی با آنکارا و اسلام‌آباد، تنها تلاشی مذبوحانه برای بازگرداندن سایه اقتدار از دست‌رفته به رژیمی است که طعم شکست در یمن، ابهت پوشالی‌اش را فروریخته است.
فروپاشی دکترین نظامی آل‌سعود
سعودی‌ها در یک بن‌بست منطقی گرفتارند؛ خرید تسلیحات با دلارهای نفتی، لزوما به اقتدار استراتژیک بدل نمی‌شود. اینکه ریاض با ۷۰ میلیارد دلار بودجه، امنیت خود را به ارتشی با بودجه ۶ میلیارد دلاری گره می‌زند، نه نشانه قدرت، که اعتراف رسمی به فروپاشی دکترین نظامی آل‌سعود در میدان رزم یمن است؛ آنها در حال خریدن مشق نظامی هستند، حال آنکه یمنی‌ها در حال ترویج مکتب مقاومت.
سعودی‌ها باید بدانند این یک خطای محاسباتی استراتژیک است که امنیت پادشاهی خود را به دوش کشورهایی نهاده‌اند که خود در تلاطم‌های عدیده اقتصادی و بحران‌های ساختاری دست‌وپا می‌زنند؛ پیوند زدن امنیت یک کارتل نفتی در حال زوال به ارتش‌های محتاج وام پاکستان و ترکیه، نه تنها شکاف‌های امنیتی حجاز را پر نخواهد کرد، بلکه این پیمان را به ضعیف‌ترین حلقه زنجیر امنیتی در خاورمیانه تبدیل خواهد کرد.
محمدعلی حسن‌نیا، کارشناس مسائل منطقه‌ای در کانال تلگرامی راهبرد پیرامون توافق مکه نوشت: امضای پیمان مکه برای دفاع مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان، در ظاهر یک ائتلاف نظامی برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای است، اما هرچه بیشتر به جزئیاتش نگاه کنیم، بیشتر شبیه به یک پروژه تبلیغاتی-اقتصادی می‌شود تا یک پیمان عملیاتی.
این پیمان را می‌توان اولین تلاش جدی برای تشکیل یک بلوک سنی، توسعه‌گرا و با هویت ترکیبی از وهابیت سعودی و اخوان‌المسلمین ترکی و پاکستانی اسلامگرا دانست. هدف پنهانش این است که اداره کشورهای عربی را با چاشنی نفوذ ترکیه‌ای یعنی نفوذ اقتصادی و مدل سیاسی هویتگرا و توسعه‌گرا در دست بگیرد. اما آیا این ائتلاف تازه‌تاسیس می‌تواند کاری کند که قبلا دیگران نتوانستند؟ برای پاسخ به این سوال، کافی است به یمن نگاه کنیم. عربستان سال‌هاست در جنگ با انصارالله گیر کرده و با وجود اینکه پاکستان و سودان و امارات هم نیرو به یمن فرستادند، هیچ کاری از پیش نبردند و انصارالله همچنان موشک‌هایش را به عمق خاک عربستان شلیک می‌کند و معادله جدید هم درست کرده است.
تاریخ هم نشان داده که ورود به یمن برای هر قدرتی گران تمام می‌شود. جمال عبدالناصر در دهه ۶۰ میلادی با تمام توان نظامی مصر وارد یمن شد، اما در نهایت با شکست و تحقیر خارج شد. یمن برای ائتلاف‌های خارجی گورستان بوده و این پیمان جدید هم قرار نیست معجزه کند. از طرفی، خود عربستان و امارات متحدش هم در یمن با هم اختلاف دارند و هرکدام به فکر منافع خودشان هستند. این درگیری درونی میان ریاض و ابوظبی، خودش یکی از بزرگ‌ترین موانع هرگونه ائتلاف موثر در منطقه است.

مانور تبلیغاتی برای ترساندن مقاومت
اما تهدید بزرگ‌تر، عراق است. مقاومت عراق با گروه‌های نیابتی خود، توانایی این را دارد که با یک عملیات هوشمندانه، کویت را ناتوان کند یا تنگه‌های نفتی را به خطر بیندازد. این یعنی اگر درگیری جدی رخ دهد، عربستان نه‌تنها در یمن، که در همسایگی‌اش یعنی عراق و کویت هم با بحران مواجه می‌شود. این یک شکست راهبردی برای ریاض است که این پیمان هیچ راه‌حلی برای آن ارائه نمی‌دهد. 
حمله پهپادی از عراق به عربستان از زمان جنگ اول خلیج بی‌سابقه بود. پس از آن عربستان با همکاری آمریکا به مقاومت عراق حمله کرد و اکنون مقاومت عراق درصدد پاسخی محکم به این تجاوز سعودی – آمریکایی است. در واقع ائتلاف سه‌جانبه سعودی و ترکیه و پاکستان می‌خواهد نوعی مانور تبلیغاتی باشد تا مقاومت عراق بترسد و به سعودی حمله نکند.
در پس‌ پرده، پیمان مکه بیشتر یک پروژه اقتصادی است. ترکیه می‌خواهد بازار عربستان را برای فروش پهپاد و پروژه‌های عمرانی و فروش کالا تصاحب کند و پاکستان هم به پول عربستان نیاز دارد تا اقتصاد خرابش را سرپا نگه دارد و نیروهای چند میلیونی کارش در خلیج فارس را حفظ کند. این ائتلاف جدید در نهایت، بیشتر از اینکه یک پیمان دفاعی واقعی باشد، یک بیانیه سیاسی است تا اعراب نشان بدهند از آمریکا و ایران مستقل‌اند. اما وقتی نمی‌تواند حتی بحران‌های کوچک منطقه را حل کند و در مناقشات بزرگ مثل کشمیر یا اختلافات عربستان و امارات یا روابط ترکیه و اسرائیل هیچ نقشی نمی‌تواند داشته باشد، مثل خانه‌ای است که روی شن ساخته شده؛ در اولین طوفان جدی فرو می‌ریزد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.