آگاه: یک سال پس از جنگ ۱۲ روزه و وقایع اخیر درگیریها نشان میدهد که این جنگ صرفا یک رویارویی کوتاهمدت نبود، بلکه بخشی از یک چرخه گستردهتر تنش در منطقه به شمار میرود که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد. در این میان، تغییرات میدانی و سیاسی پس از پایان جنگ، از جمله ناپایداری وضعیت آتشبس غیررسمی و ادامه آمادهسازیها در هر دو سوی منازعه، نشان داد که احتمال تداوم رویارویی بسیار بالا است. از همینرو، تحلیل جنگ ۱۲ روزه نه بهعنوان یک رویداد پایانیافته بلکه بهعنوان مرحلهای ابتدایی از یک تقابل منطقهای گستردهتر اهمیت مییابد که درسهای آن در هفتههای نخست جنگ بعدی نیز قابل مشاهده بوده است.
درس نخست: امنیت داخلی، نخستین خط دفاع ملی؛ بررسی روند آغاز جنگ نشان میدهد یکی از محورهای اصلی در محاسبات طرف مقابل، استفاده همزمان از فشار خارجی و بیثباتسازی داخلی بوده است. تشدید نوسانات اقتصادی به شکلگیری اعتراضات و سپس ناآرامیهایی انجامید که بهسرعت از سطح مطالبات صنفی فراتر رفت. در این مرحله، تلاش برای تبدیل نارضایتی اقتصادی به بحران سیاسی با همراهی و تحریک بیرونی نیز قابل مشاهده بود. با اینحال، واکنش سریع ساختار سیاسی و امنیتی کشور مانع گسترش و تثبیت این بیثباتی شد و کنترل وضعیت در مدت کوتاهی بازگشت. اهمیت این موضوع در آن است که در محاسبات جنگی طرف مقابل، فرض بر این بود که فشار خارجی میتواند با شکاف داخلی تکمیل شود و زمینه فروپاشی تصمیمگیری و انسجام حکمرانی را فراهم کند. هرگونه اختلال در ثبات داخلی میتواند بهعنوان ضریبساز تهدید خارجی عمل کرده و سرعت و شدت درگیری نظامی را افزایش دهد، در حالی که حفظ انسجام داخلی خود به یک عامل بازدارنده در برابر محاسبات دشمن تبدیل میشود.
درس دوم: آمادگی قبل از جنگ مهمتر از عملکرد حین جنگ است؛ در ارزیابیهای رسمی و غیررسمی، این جمعبندی شکل گرفته بود که فضای موجود بهسمت یک رویارویی گستردهتر درحال حرکت است و حتی مذاکرات و میانجیگریهای مقطعی نیز مانع آغاز دوباره جنگ نخواهد شد. بر همین اساس، تصمیمگیریها از سطح انتظار برای جلوگیری از جنگ به سطح آمادگی برای وقوع آن تغییر یافته بود. این تغییر رویکرد موجب شد که بخشی از ساختارهای نظامی و اداری کشور پیشاپیش برای سناریوهای مختلف درگیری طراحی و تنظیم شوند. در این چارچوب، فرض اصلی بر این بود که جنگ ممکن است بدون هشدار و در کوتاهترین زمان آغاز شود، بنابراین تمرکز بر کاهش غافلگیری و افزایش سرعت واکنش قرار گرفت. تجربه این مرحله نشان میدهد که در جنگهای مدرن، صرف توان رزمی در لحظه آغاز درگیری تعیینکننده نیست، بلکه میزان آمادگی پیشینی، پیشبینیپذیری رفتار دشمن و طراحی سناریوهای جایگزین نقش اساسی در شکلدهی به روند اولیه جنگ دارد. درواقع، آنچه در هفتههای نخست جنگ ۴۰ روزه مشاهده شد، تا حد زیادی نتیجه تصمیمهایی بود که پیش از آغاز جنگ و براساس پذیرش احتمال قطعی بودن آن اتخاذ شده بود.
درس سوم: دفاع موزاییکی؛ رمز بقا دربرابر قدرتهای بزرگ یکی از مهمترین محورهای تحول در رویکرد دفاعی ایران، حرکت بهسمت الگوی موسوم به «دفاع موزاییکی» بود؛ الگویی که براساس آن ساختار فرماندهی و اجرا بهگونهای طراحی شده که درصورت اختلال در سطوح بالای مدیریت، اجزای مختلف سیستم همچنان بتوانند بهصورت مستقل به عملکرد خود ادامه دهند. این رویکرد بر این فرض استوار است که در یک جنگ گسترده، تمرکز بیش از حد فرماندهی میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. در این چارچوب، بخشی از اختیارات عملیاتی و تصمیمگیری به سطوح پایینتر منتقل شد و واحدهای میدانی برای عمل مستقل در شرایط قطع ارتباط یا از بین رفتن هماهنگی مرکزی آماده شدند. همچنین، سازوکارهایی برای تعیین جانشینان متعدد در سطوح مختلف مدیریتی و نظامی طراحی شد تا در صورت حذف یا از دست رفتن افراد کلیدی، خللی در تداوم فرماندهی ایجاد نشود. همین ویژگی موجب افزایش انعطافپذیری و تابآوری ساختار دفاعی در برابر ضربات اولیه و سنگین دشمن شده است.
درس چهارم: زیرساختهای راهبردی، سرمایه خاموش بازدارندگی؛ یکی از نکات مهم در روند درگیریها، نقش زیرساختهای عمیق و پنهان در حفظ توان عملیاتی کشور بود. براساس مشاهدات میدانی، بخش قابل توجهی از تاسیسات نظامی و صنعتی ایران در ساختارهای زیرزمینی و در عمق زمین یا کوهستان مستقر شدهاند؛ بهگونهای که حتی حملات گسترده هوایی نیز نتوانستهاند بهطور کامل کارایی آنها را از بین ببرند. در جریان حملات، تلاش شد با استفاده از بمبهای سنگرشکن، به این تاسیسات نفوذ شود، اما در بسیاری موارد هدف اصلی یعنی تخریب کامل زیرساختهای حیاتی محقق نشد. در نتیجه، حملات بیشتر معطوف به ورودیها و مسیرهای دسترسی شناختهشده شد، در حالی که بخشهای اصلی این مجموعهها همچنان فعال باقی ماندند یا در مدت کوتاهی پس از انسداد، مجددا به چرخه فعالیت بازگشتند.
درس پنجم: جنگ فرسایشی، معادله قدرت را تغییر میدهد؛ روند درگیریها نشان داد که جنگ در کوتاهمدت قابل جمعبندی نیست و بهسرعت به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برتری صرف نظامی یا تکنولوژیک بهتنهایی تعیینکننده نتیجه نهایی نیست، بلکه توانایی طرفین برای ادامه پایدار جنگ در طول زمان اهمیت بیشتری پیدا میکند. براساس مشاهدات میدانی، طرف ایرانی تلاش کرد الگوی مصرف توان رزمی خود را از ضربات سنگین و مقطعی به یک روند تدریجی و پایدار تغییر دهد. پس از موجهای اولیه حملات که عمدتا زیرساختهای راداری، ارتباطی و دفاعی دشمن را هدف قرار داده بود، شدت پرتابها کاهش یافت اما استمرار آن در بازه زمانی طولانی حفظ شد. این تغییر نشاندهنده گذار از منطق «ضربه اولیه» به منطق «مدیریت زمان جنگ» بود. در مقابل، ارزیابیها نشان میدهد که ذخایر سامانههای دفاع موشکی و پدافندی طرف مقابل بهتدریج تحت فشار قرار گرفت و استفاده از آنها با محدودیت بیشتری همراه شد.
درس ششم: بازدارندگی فقط موشک نیست؛ تحولات جنگ نشان داد که مفهوم بازدارندگی در این درگیری صرفا به توان موشکی یا قدرت آتش محدود نمیشود، بلکه مجموعهای چندلایه از عوامل نظامی، منطقهای و ساختاری را دربر میگیرد. در عمل، توان طرفین در ایجاد فشار یا جلوگیری از پیشروی حریف، حاصل ترکیب همزمان ابزارهای مختلف بوده است. در این چارچوب، نقش شبکههای متحدان منطقهای نیز برجسته شد. ورود تدریجی گروههای همپیمان در کشورهای مختلف به صحنه درگیری، موجب گسترش جغرافیای جنگ و افزایش پیچیدگی آن شد. این روند نشان داد که جنگ از یک تقابل دوجانبه فراتر رفته و به یک رویارویی چندکانونی تبدیل شده است. در کنار این مولفه، استمرار عملکرد سامانههای موشکی، پهپادی و پدافندی، همراه با توان زیرساختی و ظرفیت بازسازی، بهعنوان اجزای مکمل بازدارندگی عمل کردند. همچنین، توانایی حفظ انسجام داخلی و ادامه تصمیمگیری در شرایط فشار نظامی، نقش مهمی در تثبیت موقعیت طرفها داشت.
در نهایت، آتشبس موقت و آغاز مذاکرات را نمیتوان پایان قطعی جنگ تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از چرخهای دانست که میتواند هم بهسمت توافق سیاسی حرکت کند و هم زمینهساز دور جدیدی از درگیری باشد. از این رو، ارزیابی نهایی این جنگ همچنان وابسته به تحولات آینده و نتایج مراحل بعدی این رویارویی است. راهبردی، شبکههای منطقهای و پایداری ساختار داخلی است.
۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۸
کد مطلب: ۲۳٬۱۴۴
چگونه درسهای جنگ ۱۲ روزه به راهبرد مقاومت در جنگ ۴۰ روزه تبدیل شد؟
کلاس درس تجربه تاریخ
نفیسه محمدی _ آگاه مسائل سیاسی
نظر شما