آگاه: بر اساس گزارشهای رسمی وزارت بهداشت لبنان و منابع میدانی، جنگندههای رژیم صهیونیستی در اقدامی هماهنگ، مناطق مسکونی و زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار دادند. این حملات که عمدتا بر روستاها و شهرکهای شیعهنشین متمرکز بوده، حاکی از استراتژی آگاهانه کوچ اجباری، ایجاد وحشت جمعی و تضعیف پایگاه اجتماعی مقاومت است. چنین رویکردی نه تنها نقض آشکار حقوق بینالملل و کنوانسیونهای ژنو است، بلکه نشاندهنده درماندگی راهبردی رژیم در برابر پایداری مردمی مقاومت به شمار میرود.
تلاش برای سرایت جنگ به عمق لبنان
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که در موج جدید حملات، دستکم ۱۸ شهروند لبنانی به شهادت رسیده و ۳۳ تن دیگر زخمی شدهاند. تنها در یک حمله به شهر هاروف در منطقه نبطیه، هشت غیرنظامی شهید شدند. مناطق هدف شامل شهرکهای تول، حبوش، الدویر و النبطیه، منطقه الجبور در شهرستان جزین، دیر قانون، عربصالیم و الریحان و همچنین مناطق بعلبک و البقاع بوده است. این پراکندگی جغرافیایی حاکی از تلاش رژیم برای کشاندن جنگ به عمق لبنان و ایجاد شکاف قومی- مذهبی است؛ سیاستی که تاکنون نتیجه معکوس داشته و انسجام ملی لبنان را تقویت کرده است.
کمینگاه مرگ در «علی الطاهر»؛ هلاکت فرمانده گردان ۵۲
رژیم صهیونیستی که تلاش داشت تحت پوشش نقض آتشبس به تپه راهبردی علی الطاهر نفوذ کند، در کمین هوشمندانه مجاهدان حزبالله گرفتار شد. اتاق عملیات مقاومت اسلامی لبنان اعلام کرد یک موشک هدایتشونده ضدزره، تانک مرکاوای گردان ۵۲ تیپ نخبه گیواتی را مستقیما هدف قرار داد. در این عملیات، سرهنگ دوم دور گدالیا بن سیمحون، فرمانده ۳۲ ساله گردان، به همراه سه نظامی دیگر به هلاکت رسید. همچنین دستکم ۱۷ نظامی صهیونیست دیگر مجروح شدند. این عملیات فراتر از یک ضربه تاکتیکی، نشاندهنده اشراف اطلاعاتی عمیق، آمادگی رزمی بالا و تحول کیفی در دکترین عملیاتی حزبالله پس از ماهها نبرد فرسایشی است. هلاکت یک فرمانده ارشد زرهی در تیپ نخبه گیواتی، که یکی از ستونهای اصلی ارتش رژیم به شمار میرود، ضربهای استراتژیک به اعتبار نظامی و روحیه فرماندهی صهیونیستها وارد کرده و ثابت میکند که دوران برتری مطلق هوایی و زرهی رژیم به پایان رسیده است.
زلزله در تلآویو؛ از «صبح دردناک» تا جنون بنگویر
واکنشهای مقامات صهیونیستی حاکی از بحران عمیق روانی، سیاسی و وجودی است. اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم، در اظهاراتی آشکارا ناامیدانه گفت: «صبحی بسیار سخت و دردناک بود... با اندوهی عمیق از خواب بیدار شدیم.» این اعتراف، نشانه آشکاری از افت شدید تابآوری اجتماعی رژیم در برابر جنگهای طولانیمدت و فرسایشی است و بازتاب شکاف رو به گسترش میان ارتش، جامعه شهرکنشینان و نخبگان سیاسی تلآویو به شمار میرود. در مقابل، جناح افراطی کابینه با ادبیات وحشیانه واکنش نشان داد. ایتامار بنگویر خواستار «سوزاندن تمام لبنان» شد و ادعا کرد: «در برابر هر اشک یک مادر اسرائیلی، باید هزار مادر لبنانی گریه کنند.» بتسلئیل اسموتریچ نیز همین لحن را تکرار کرد. این اظهارات نه تنها سند جنایت جنگی آشکار است، بلکه تلاشی ناامیدانه برای جبران شکستهای میدانی، انحراف افکار عمومی از بحران داخلی رژیم و حفظ انسجام کابینه نتانیاهو محسوب میشود. از منظر تحلیل راهبردی، چنین رادیکالیسمی نشاندهنده ترس عمیق صهیونیستها از سناریوی جنگ چندجانبه و فروپاشی تدریجی پروژه صهیونیستی است.
بیانیه حزبالله و افشای عهدشکنی صهیونیستها
اتاق عملیات حزبالله در بیانیهای رسمی تاکید کرد که رژیم صهیونیستی از زمان توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون هیچ تعهدی را رعایت نکرده است. حتی تفاهمات اخیر ایران و آمریکا که بر توقف جنگ در همه جبههها تاکید داشت، توسط تلآویو نادیده گرفته شده است. اظهارات ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش رژیم، مبنی بر «عدم وجود آتشبس در لبنان» بهترین سند بر بیاعتنایی صهیونیستها به دیپلماسی و تعهدات بینالمللی است. این رفتار، رژیم را بیش از پیش در انزوای حقوقی و سیاسی قرار میدهد و زمینه را برای اقدامهای قاطعتر مقاومت فراهم میسازد.
مواضع رسمی بیروت؛ پایداری مشروط
نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، با صراحت اعلام کرد که پایبندی لبنان و حزبالله به آتشبس، مشروط به رعایت کامل آن از سوی رژیم صهیونیستی است. این موضع نشاندهنده انسجام بیسابقه میان دولت، پارلمان و مقاومت در لبنان است و پیام روشنی به حامیان غربی رژیم دارد که هرگونه ماجراجویی جدید با هزینههای سنگین همراه خواهد بود.
تحلیل راهبردی عمیق
حوادث اخیر چند واقعیت کلیدی و بلندمدت را آشکار میسازد:
شکست کامل دکترین بازدارندگی رژیم: ارتش صهیونیستی که زمانی از تصرف سریع بیروت و تغییر نقشه منطقه سخن میگفت، اکنون در تپههای مرزی زمینگیر شده، فرماندهان ارشد خود را از دست میدهد و قادر به مدیریت حتی یک جبهه محدود نیست. این تحول، نقطه عطفی در توازن قوا به نفع جبهه مقاومت است.
عصبانیت استراتژیک از تفاهمات ایران- آمریکا: حملات اخیر تلاشی آشکار برای برهم زدن تعادل جدید منطقهای پس از تفاهمات اخیر است. تلآویو به خوبی میداند که تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی به عنوان قدرت مسلط منطقه، افقهای راهبردی اسرائیل را به شدت تیره کرده است.
سقوط اخلاقی- سیاسی و انزوای بینالمللی: اظهارات بنگویر و اسموتریچ رژیم را در دادگاه افکار عمومی جهان و محافل حقوقی بینالمللی رسوا کرده و حتی حامیان سنتی غربی را در موقعیت دشوار قرار داده است. این روند میتواند به مرور به تحریمها و فشارهای بیشتر بر تلآویو منجر شود.
ابعاد اقتصادی و اجتماعی: ادامه جنگ فرسایشی هزینههای هنگفتی بر اقتصاد اشغالگران تحمیل کرده و مهاجرت معکوس شهرکنشینان را تسریع میبخشد؛ عاملی که در بلندمدت موجودیت رژیم را تهدید میکند.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان امالقرای جهان اسلام، حمایت قاطع مادی و معنوی خود از محور مقاومت و حزبالله را ادامه خواهد داد! هیچ تفاهم دیپلماتیک نمیتواند ایران را از اصول حمایت از مستضعفان دور کند. رژیم صهیونیستی باید بداند هر ماجراجویی جدید در لبنان، پیش از هر چیز، اراضی اشغالی را به آتش موشکهای خیبرشکن، پهپادهای هدهد و ظرفیتهای بازدارنده مقاومت خواهد کشاند و ممکن است به جنگ فراگیر منطقهای منجر شود که فرجام آن برای صهیونیستها فاجعهبار خواهد بود.
نتیجهگیری: فرجام نبرد معلوم است
رویدادهای جنوب لبنان تکرار الگویی تاریخی است: فرعونهای مدرن با تکیه بر تسلیحات آمریکایی به ویرانی خانههای مظلومان میپردازند، اما پیروزی نهایی با مجاهدانی است که با ایمان و غسل شهادت وارد میدان شدهاند. هلاکت سرهنگ دوم دور گدالیا و اعترافات پر از یاس هرتزوگ نشان میدهد دوران «بزن و دررو» به پایان رسیده است.
رژیم صهیونیستی در باتلاق لبنان گرفتار شده؛ نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ اگر آتشبس را نقض کند، با پاسخهای ویرانگر و دقیق مقاومت مواجه خواهد شد؛ به آن تن دهد، بحران داخلی و مشروعیتش عمیقتر خواهد شد. این همان وعده الهی است: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ».
نظر شما