آگاه: این سازمان تروریستی تاکید کرد که بنا به دستورات رئیسجمهور ترامپ، حملات بیشتری را علیه اهداف متعددی در ایران انجام دادند. طبق ادعای این سازمان تروریستی، این حمله در پاسخ به آنچه هدف قرار گرفتن یک نفتکش تجاری خوانده شد، صورت گرفته است. اما در واکنش به تجاوز اخیر آمریکا، فرماندهی نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: شلیکهای کور آمریکا به سیریک معمای اشراف ما بر تنگه را حل نمیکند. اما شلیکهای ما به متخلفین، راه روشن عبور را به باقی شناورها یادآوری میکند. حساب پایگاههای آمریکایی منطقه جداست. جهنم را در این روزها تجربه خواهند کرد.
رصد و بررسی تحرکات قوای تروریستی آمریکا در منطقه ما نشان میدهد که آنها به الگوی تکرار تجاوزات بازگشتهاند و تقریبا هر شب در حال بمباران مناطقی از خاک ما هستند؛ به نظر میرسد آنها میخواهند تجاوز به ایران را در عین حفظ تفاهمنامه اسلامآباد عادیسازی کنند. برخی معتقدند هدف تروریستهای آمریکایی از تجاوزات شبانه به نواحی جنوبی ایران، شناسایی نقاط قوت و ضعف راداری و پدافندی ما و تکمیل بانک اهداف و عملیاتی کردن نقشه تجاوز همهجانبه مجدد به ایران اسلامی است. آنچه مسلم است آن است که این تجاوزات در ادامه نیز به بهانههای مختلف انجام خواهد شد و تا پاسخ درخور نگیرد ادامه خواهد داشت.
آمریکا به صورت کاملا آشکار و مبرهن، تفاهمنامه خاتمه جنگ را نقض کرده است و این سوال اکنون مطرح است که ما تا کجا باید به تفاهمنامهای که فقط روی کاغذ است، پایبند باشیم. بهانه آمریکا در تجاوز به ایران این است که ایران همچنان در تنگه هرمز اعمال حاکمیت میکند و اجازه عبور کشتیهای متخلف را نمیدهد؛ این در حالی است که طبق مندرجات تفاهمنامه اسلامآباد، آمریکا به حق ایران در اعمال حاکمیت و مدیریت بر تنگه هرمز تمکین کرده است.
بنابراین حملات هر شب آمریکا به مناطق جنوبی ایران، نقض آشکار تفاهمنامه خاتمه جنگ است.
باید پیشدستی کنیم
ضروری است معادله را تغییر دهیم و وارد فاز جنگ پیشدستانه و جهاد ابتدایی شویم. آمریکا مدام در حال نقض آتشبس است و این فرآیندی است که نباید ادامه یابد و ایران باید زنجیره نقض آتشبس توسط آمریکا را بشکند. ما برای افزایش سطح بازدارندگی نیاز داریم که آمریکا را اساسی تنبیه کنیم؛ نباید معادله اینگونه باشد که آمریکا ضربه بزند و ما در جواب، آتش بگشاییم؛ باید پیشدستی کرد و راهبرد دفاع تهاجمی را به راهبرد آفندی محض تبدیل کرد.
معادله فعلی که در آن ما همواره منتظر ضربه نخست میمانیم تا پاسخ دهیم، تاریخ انقضایش گذشته است. ایران برای تثبیت هر چه بیشتر توازن قدرت در منطقه، باید از لاک دفاعی خارج شده و با اتخاذ راهبرد آفند قاطع، موازنه وحشت را به نفع خود تغییر دهد.
مادامی که آمریکاییهای متجاوز به نقض آتشبس ادامه دهند، انفعال ما یا رویکرد صرفا واکنشی ما تنها به گستاخی بیشتر آنها میانجامد. ما نیاز به یک بازدارندگی پویا داریم؛ بازدارندگیای که در آن پیشدستی نظامی، نه یک گزینه، بلکه تنها راه حفظ و ارتقای مؤلفههای امنیت ملی ما باشد.
پس از تحمیل دو جنگ تحمیلی به ما و به شهادت رساندن رهبرمان و جمعی از عزیزترین مردمانمان، دوران صبر استراتژیک در برابر تحریکات و تجاوزات آمریکاییها به پایان رسیده است. نباید اجازه داد که ابتکار عمل در دست متجاوز آمریکایی باقی بماند؛ تغییر استراتژی از پدافند منفعل به آفند هوشمند، تنها راه شکستن زنجیره فشارهایی است که امنیت قلمرو ما را هدف گرفته است. برخی تحلیلگران معتقدند که نیمه دوم جنگ تحمیلی سوم، بعد از انتخابات کنگره آمریکا، یعنی نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵)، حتمیالوقوع است و تا آن زمان، هدف آمریکا، فرسایش سازمان رزم ایران است؛ بنابراین باید این استراتژی آمریکاییها را کور کرد و با در دست گرفتن ابتکار عمل در میدان، معادله را تغییر داد. آمریکاییها در جنوب ایران در حال شرارت مستمر هستند و تقریبا هر شب خبر میرسد که آنها به مواضع و پایگاههای نیروهای مسلح ایران، تعدی و تعرض میکنند؛ ما اگرچه در پاسخ، مبدأ تجاوز را چه پایگاه علیالسالم کویت و پایگاه سلمان بحرین باشد و چه ناوهای آمریکایی مستقر در دریای عمان، هدف قرار میدهیم؛ اما آنچه واضح است آن است که این پاسخهای ما، بازدارندگی بهوجود نیاورده است و ما نیاز به تغییر معادله داریم.
استراتژی بازدارندگی تهاجمی
در همین رابطه، برخی معتقدند که ایران نیاز دارد استراتژی دفاع تهاجمی را کنار بگذارد و راهبرد آفندی پیشدستانه را در دستور کار قرار دهد ولو آنکه متهم به نقض آتشبس شود. از ۱۹ فروردین که آتشبس برقرار شد، آمریکا مدام در حال نقض آتشبس است و بزرگترین نقض را نیز در روز ۲۲ فروردین یعنی فردای مذاکرات اسلامآباد با محاصره دریایی ایران، مرتکب شد؛ بنابراین بلااشکال است که یک بار هم طی این چند ماه پس از آتشبس، ما به صورت پیشدستانه، آتشبس را نقض و معادله جدیدی را به طرف آمریکایی تحمیل کنیم. قطعا منهدم کردن پیشدستانه مواضع دشمن متجاوز چه در روی آبهای نیلگون خلیجفارس و چه در روی اراضی کشورهای عرب، سطح بالاتری از بازدارندگی را نیز برای ما به ارمغان خواهد آورد و معادله فعلی را تغییر خواهد داد.
موضوع مهم در این قضیه، توجه به استراتژی درد است؛ باید کاری کنیم که آمریکاییهای متجاوز درد را احساس کنند؛ تحمیل درد به طرف آمریکایی نیز امری فراتر از خسارت زدن به پایگاهها و ناوهایشان است؛ باید کاری کنیم انبوه تابوتهایشان را از انبار دربیاورند. ما نباید به دنبال محدود کردن تلفات در میدان نبرد باشیم؛ هدف ما باید ایجاد یک بحران وجودی در میان دشمن باشد. وقتی متجاوز بداند که هر گام برای پیشروی، به معنای ورود چند تابوت به خانه است، دیگر جرأت قدم برداشتن نخواهد داشت. ما باید استراتژی تحمیل درد را جایگزین مقابله با خسارت کنیم؛ یعنی به جای تخریب ابزار جنگی متجاوزین، روح جنگیدن را در آنها بکشیم.
نظر شما