آگاه: در مطالعات تمدنی، میان «قدرت سخت» و «قدرت نرم» تمایز روشنی وجود دارد. دولتها ممکن است با ابزارهای نظامی، اقتصادی یا فناورانه از مرزهای جغرافیایی خود دفاع کنند، اما تمدنها با شبکهای از نمادها، خاطرههای جمعی، اسطورههای هویتساز و رهبران فقید و آیینهای اجتماعی از مرزهای معنایی خود حفاظت میکنند. به همین دلیل، تاریخ نشان میدهد که بسیاری از امپراتوریهای برخوردار از قدرت نظامی، پس از فروپاشی سرمایه نمادین خود از صحنه تاریخ حذف شدند؛ در مقابل، تمدنهایی که توانستند حافظه تاریخی خود را از طریق آیینها و مناسک جمعی بازتولید کنند، قرنها پس از افول قدرت سیاسی نیز به حیات خود ادامه دادند.
تشییع شخصیتهای مرجع در تمدنهای بزرگ، فرآیندی است که طی آن، جامعه بار دیگر ارزشهای بنیادین خود را به یاد میآورد، مرزهای هویتی خویش را ترسیم میکند و سرمایه اجتماعی خود را تجدید سازمان میدهد. این پدیده در تاریخ اسلام نیز مسبوق به سابقه است. واقعه عاشورا، اگرچه از حیث نظامی یک نبرد محدود بود، اما آیینهای یادبود و سوگواری آن، طی قرنها به موتور محرک حافظه تاریخی امت اسلامی تبدیل شد. بسیاری از جامعهشناسان دین معتقدند که استمرار هویت شیعی بیش از آنکه مرهون ساختارهای سیاسی باشد، محصول شبکهای از مناسک جمعی است که توانستهاند تجربه تاریخی ظلم و مقاومت را به نسلهای متوالی منتقل کنند و به همین خاطر است که معتقدم، هر اجتماع عظیم دینی، علاوه بر کارکرد عبادی، واجد کارکرد تمدنی نیز هست.
نمونههای تاریخی دیگری نیز این گزاره را تایید میکنند. تشییع باشکوه امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸، صرفا بدرقه بنیانگذار جمهوری اسلامی نبود. آن اجتماع میلیونی، در عمل انتقال مشروعیت تاریخی انقلاب به نسل جدید و تثبیت استمرار ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را رقم زد. بسیاری از تحلیلگران علوم سیاسی معتقدند که یکی از مهمترین عوامل عبور آرام جمهوری اسلامی از آن مقطع حساس، سرمایه اجتماعی متراکمشده در همان آیین تاریخی بود.
تشییع سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نیز نمونهای معاصر از همین الگو بود. حضور دهها میلیون نفر در مناطق مختلف، بازنمایی شبکهای از پیوندهای فرهنگی، اعتقادی و فراملی بود که طی سالها در جغرافیای مقاومت شکل گرفته بود. از منظر نظریههای قدرت نرم، آن تشییع توانست تصویری متفاوت از ظرفیت بسیج اجتماعی جهان اسلام ارائه دهد؛ بهقدری که بسیاری از مراکز مطالعات راهبردی غربی نیز به تحلیل آن پرداختند. اکنون تشییع رهبر شهید در شرایط جنگ، فشارهای امنیتی، عملیات روانی گسترده و نبرد شناختی شکل میگیرد. در ادبیات امنیت ملی، حفظ انسجام اجتماعی در شرایط بحران، یکی از مهمترین شاخصهای تابآوری ملی محسوب میشود. هنگامی که میلیونها نفر با وجود تهدیدها در یک میدان مشترک حاضر میشوند، در واقع نوعی کنش اجتماعی با استمرار هویت تمدنی را به نمایش میگذارند که آثار آن فراتر از مرزهای جغرافیایی قابل ارزیابی است.
از سوی دیگر، در عصر رسانهها و دنیای مجازی، تشییع به یک «ابررسانه زنده» تبدیل میشود. هر تلفن همراه یک رسانه، هر تصویر یک سند تاریخی و هر روایت مردمی بخشی از حافظه دیجیتال تمدن خواهد بود. به همین دلیل، رقابت اصلی در چنین رخدادی در میدان روایتها، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و جنگ ادراکی نیز ادامه پیدا میکند. هر تصویر از حضور مردم، هر قاب از همبستگی اجتماعی و هر روایت از مشارکت داوطلبانه، میتواند معادلات شناختی مخاطبان داخلی و خارجی را تحت تاثیر قرار دهد. در این اجتماع، تفاوتهای قومی، طبقاتی، نسلی و حتی گرایشهای اجتماعی و سیاسی، ذیل یک هویت واحد قرار میگیرند.
از منظر راهبردی، این تشییع حامل پیامی روشن برای نظام سلطه نیز خواهد بود. تجربه تاریخی نشان داده است که بسیاری از قدرتهای بزرگ، در ارزیابی توان رقبا، بیش از شمار تجهیزات نظامی، به میزان انسجام اجتماعی آنان توجه میکنند. از همین رو، هر اجتماع میلیونی که بتواند استمرار همبستگی اجتماعی را در شرایط فشار و تهدید به نمایش بگذارد، در واقع بخشی از معادلات بازدارندگی را نیز تغییر میدهد.
در این میان، نباید از نقش جنگ شناختی غفلت کرد. رسانههای جهانی تلاش خواهند کرد معنای این حضور را تفسیر بهرای کنند؛ گاه آن را صرفا احساسی، گاه حکومتی و گاه مقطعی جلوه دهند. در مقابل، مسئولیت نخبگان، پژوهشگران و رسانههای مستقل آن است که لایههای عمیقتر این رویداد را آشکار سازند. اگر روایت بر واقعیت غلبه کند، حتی بزرگترین اجتماعات تاریخی نیز ممکن است در حافظه جهانی به رویدادهایی کماهمیت تقلیل یابند. از اینرو، تشییع رهبر شهید، افزون بر مدیریت میدانی، نیازمند «مهندسی روایت» نیز هست تا پیام تمدنی آن در عرصه بینالمللی بهدرستی بازنمایی شود.
۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۰
کد مطلب: ۲۳٬۴۷۴
چرا نظامهای سلطه از تشییع میلیونی رهبر شهید هراس دارند؟
نمایش قدرت نرم در میانه جنگ شناختی
سجاد انجمشعاع _ آگاه مسائل سیاسی
تمدنها تنها با تاسیس دولتها یا انباشت ثروت و فناوری، جنگها، معاهدات یا رفتوآمد حکومتها استمرار نیافته و نمییابند. آنچه به یک تمدن قدرت بقا میبخشد، توانایی آن در تولید حافظه تاریخی و احیای سرمایه اجتماعی در بزنگاهها است. برخی از رخدادها، ابررویدادهای تمدنی هستند و گذشته، حال و آینده یک ملت را در یک قاب تاریخی به هم پیوند میزنند و مسیر حرکت جامعه را محفوظ میدارند. تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، آغاز مرحلهای تازه از حرکت و جهش تمدن اسلامی خواهد بود که میتواند در شرایط کنونی جنگ تحمیلی سوم، کارکردی برای تولید و قوامبخشی به هویت، مشروعیت و انسجام تمدنی داشته باشد.
نظر شما