۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۶
کد مطلب: ۲۳٬۶۷۵
آتشی افتاده بر دل از فراقت ای امام

آگاه: عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر در تازه‌ترین سروده خود به وصف حال عاشقان رهبر شهید انقلاب پس از تشییع و وداع با او پرداخته است،  این سروده به شرح ذیل است:
سینه دیگر بیم طوفانی ندارد، بعد از این
شهر قلبم غیر ویرانی ندارد، بعد از این
بی‌تو شب‌هایم سحرگاهی نمی‌بیند دگر
روزگارم هیچ سامانی ندارد، بعد از این
زخم کاری خورده بر جان از غم هجران تو
درد ما درمان آسانی ندارد، بعد از این
از همان بالا ببین بی‌تابی یاران خود
چشم ایران غیر بارانی ندارد، بعد از این
آتشی افتاده بر دل از فراقت ای امام
گریه‌هایم هیچ پایانی ندارد، بعد از این

شعر شاعر پاکستانی 
برای کوچک‌ترین شهید بیت رهبری
احمد شهریار، شاعر پاکستانی، تازه‌ترین سروده خود را به خانواده شهید رهبر شهید انقلاب (زهرا محمدی‌گلپایگانی (نوه شهید) و زهرا حدادعادل (عروس شهید ایشان)) تقدیم کرد.  سروده او را می‌توانید در ادامه بخوانید:
رفتید مانند زهرا در کودکی و جوانی
زهرای حدادعادل، زهرای گلپایگانی
گفتند زهرای کوچک، یک برگ گل بود بی‌شک
آوخ که برگ گل افتاد در چنگ باد خزانی
ای ماه‌های حیاتت اندازه ماه کامل
تفسیر کوثر شدی تو با مختصر زندگانی
گفتند زهرای دیگر بوده‌ست شاگردپرور
جز علم و حکمت چه ماند از اهل دانش نشانی
بر شاخ مژگان مرا هم شد اشک خونین فراهم
تا بر مزار شهیدان من هم کنم گلفشانی

تو رفته‌ای و چه خالی است 
کوی کشوردوست
علی داوودی، از شاعران کشور، تازه‌ترین سروده خود را به محضر رهبر شهید انقلاب تقدیم کرد. سروده او توصیفی است از حال و هوای عاشقان به امام شهید:
دل شکسته‌ام از غم لبالب است امشب
شب یتیمی تهران از امشب است امشب
از امشب است که دیگر غریب و تنهاییم
از امشب است که ما داغدار آقاییم
و امشب است که انگار تازه می‌شنوم
خبر خبر خبر اخبار تازه می‌شنوم
خبر چه بود هراس از خدای ناکرده
از این خبر که علی جان خود فدا کرده
خدا نکرده مبادا چنین زبانم لال
نگو که باز رسیده است شمر تا گودال
نگو نمی‌شنوم تاب روضه با من نیست
نگو که تلخ‌تر از سوگ جان میهن نیست
دلم هنوز به آن لحظه خبر بند است
زمان هنوز همان روز چند اسفند است
همان دقیقه همان لحظه و همان ساعت
همان دقیقه که سرریز بود از وحشت
صدای غرش یک انفجار می‌آید
صدای کیست بدون قرار می‌آید
صدای حادثه بد حرف می‌زند اما
خبر درست نبوده تو زنده‌ای آقا!
تو زنده‌ای که چنین جمله جان‌فدایانیم
پدر ببین که همه بچه‌های ایرانیم
تو زنده‌ای و مبادا که ماتم دوری...
بگو به دلخوشی بچه‌های جمهوری
دلم شکسته فدای دل شکسته تو
که قدر و قدرت دنیاست مشت بسته تو
بدون واهمه سرشار از یقین مردم
چه جانفشانه به دریا زدند این مردم
که زیر بار عزا و ملال نشکستند
به نام تنگدلان راه تنگه را بستند
هلا تو زنده‌تر از روح چشمه و آبی
گواه؛ درس همین کودکان مینابی
هلا تو زنده‌ای و من اسیر آوارم
مگر خیال خودم را به خاک بسپارم
تو زنده‌ای بخدا در میانه میدان
تو زنده‌ای که بخوانیم باز ای ایران
اگرچه قاسم و عباس و اکبرم رفتند
اگرچه این همه لاله ز کشورم رفتند
به داغ معرکه گر سوخت پاره جگرم
دلم خوش است ولیکن به سایه‌سار حرم
تو مثل پرچم سرخی که در دل یاران
دلیل قوت قلبی به وقت بمباران
ولی دریغ به خود آمدم خبر می‌گفت
خبر چه خسته و بی‌رحم و شعله‌ور می‌گفت
قرار ساعت تشییع صبح فردا بود
خبر وداع تو در غربت مصلی بود
دوباره داغ دلم تازه شد مصلی آه
دوباره جان بدهم از فراق روح‌الله
تو رفته‌ای و چه خالی است کوی کشوردوست
و هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست
به جست‌وجوی تو چشمم چو ابر می‌بارد
مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
دلم گرفت غمت را به باد و باران گفت
فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت
اگرچه رفته‌ای ای ماه سایه‌ات به سرم
من از تقاص امامم دمی نمی‌گذرم
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.